شروط ورود به استراتژی


استراتژی ورود به یک بازار جدید

ورود به یک بازار جدید

استراتژی ورود به یک بازار جدید تکنیکی برای بالا بردن چشمگیر شانس موفقیت شما هنگام عرضه تجارتتان به یک بازار جدید است. در این مقاله، چند مورد از دلایل توسعه تجارت در بازارهای جدید، تفاوت‌های بین بازارهای داخلی و بین‌‎المللی و چند راهکاری که می‌‎توانید در توسعه تجارت خود به کار ببرید را بررسی می‎کنیم.

چگونه وارد یک بازار فروش سودآور شویم؟

توسعه و عرضه کسب و کار خود به فروشگاه‎‌ها و بازارهای جدید به شما این امکان را می‎دهد که مشتریان خود را به طرز قابل توجهی افزایش داده و درآمد خود را به طور وسیعی بالا ببرید. با این حال، این فرایند چالش‌های متنوع و پیچیدگی خاص خود را دارد.

چرا به یک بازار جدید وارد شویم؟

در وهله اول، با اینکه این فرایند چالش برانگیز و هزینه ‎بر خواهد بود، چرا باید به دنبال توسعه کسب و کار خود به یک بازار جدید باشیم؟ چند نمونه از مزیت ‎هایی که اهمیت این کار را مشخص می‎کنند را ذکر خواهیم نمود:

  • افزایش تعداد مشتریان و در نتیجه سود بیشتر

اولین دلیل برای توسعه و یافتن فروشگاه‎های جدید، رشد کسب و کار و درآمد خود از طریق فروش محصولات و خدمات بیشتر به تعداد بیشتری از مشتریان است.

  • امکان رشد در کسب وکار منفرد و اولیه خود محدود است

اگر شما به نهایت ظرفیت کسب درآمد از فروشگاه خود برسید، توسعه کسب و کارتان به اماکن جدید تنها راه رشد شما خواهد بود.

  • با توسعه و تنوع، ریسک خود را کاهش خواهید داد

اگر یکی از بازارهای شما به هر دلیلی با خطر مواجه شود، شما بازار دیگری برای ادامه مسیر خواهید داشت.

تفاوت بین بازارهای داخلی و بین‌المللی

رویکرد شما در نحوه توسعه، زمانی که می‎خواهید وارد یک کسب وکار داخلی شوید با زمانی که می‎خواهید وارد یک بازار بین‎المللی شوید بسیار متفاوت خواهد بود.

بازارهای داخلی

به علت تشابه فرهنگی، فاصله مکانی نزدیکتر و تشابه کلی بازار جدید شما به بازار فعلی، ورود به یک بازار داخلی ساده‎تر از نوع بین‎المللی آن است.

بازارهای بین‌المللی

در این مورد مسیر چالش برانگیزتری خواهیم داشت. در این حالت تفاوت‌های متنوعی در نحوه مدیریت کسب و کار شما وجود خواهد داشت که عبارتند از:

  • اختلافات فرهنگی
  • اختلافات مراحل اداری
  • اختلافات اقتصادی
  • چالش‎های مربوط به حمل و نقل به خارج از کشور

مواردی که در توسعه بازار مطرح هستند

قبل از اینکه وارد هر بازاری شوید، ارزیابی آن بازار و فرایند و تحلیل درصد موفقیت شما در آن موقعیت بسیار حائز اهمیت خواهد بود.

باید بررسی شود که آیا می‎توانید هزینه‎های صادرات، مشارکت با واسطه‎ها، مالیات و سایر هزینه‎ها را بپردازید؟

و همچنین انتظار تامین چه بخشی از بازار را دارید؟

همچنین نیاز به بررسی است که آیا محصول و خدمات شما در بازار مورد نظر محبوبیت دارد یا خیر.

در این مورد، تحلیل بازار (به صورت آفلاین یا آنلاین) نقش مهمی را ایفا می‎کند.

پیش از شروع فرایند صادرات باید مطمئن شد که آیا تقاضایی برای کسب و کار شما در آن محل وجود دارد یا نه.

خطرات ورود به بازارهای جدید

خطرات و ریسک‌های بسیاری در هنگام ورود به بازارهای جدید وجود دارند. به طور نمونه:

  • ریسک‌‎های مربوط به آن کشورکه می‌‎توانند بر روی کسب و کار شما تاثیر بگذارند، همانند ناآرامی‌های سیاسی، تغییرات ناگهانی شرایط و یا وضعیت اقتصادی
  • مسائل مربوط به ارزهای خارجی، همانند نوسانات ارزی که می‌‎تواند بر درآمد شما تاثیرگذار باشد.
  • چالش‎‌های فرهنگی، که به معنای احتمال روبه‌رویی شما با چالش‎هایی به علت تفاوت فرهنگی و آداب و رسوم است.
  • حوادث غیر قابل پیش‌بینی آب و هوایی. ممکن است شرایط آب و هوایی و بلایای طبیعی به تجهیزات و تاسیسات شما در موقعیت جدید آسیب برساند و هزینه‌هایی در پی داشته باشد.

هنگامی که محل فروش جدید خود را به طور کامل از نظر چالش‌ها با دقت کامل بررسی کردید، ممکن است به این نتیجه برسید که شروع توسعه کسب و کار برای شما سود آور خواهد بود.

اگر قصد شروع توسعه را کردید، استراتژی‌های مختلفی وجود دارد که هر کدام مزایا و معایب خاص خود را دارند.

استراتژی­‌های مختلف ورود به بازار

صادرات مستقیم

در این مسیر، صادرات و تمام ابعاد مربوط به آن مثل حمل و نقل، پرداخت ها و مدیریت بازار مستقیماً توسط صاحب کسب و کار انجام خواهد شد.

در این روش، زمان و منابع بیشتری نسبت به کار کردن با یک واسطه احتیاج است.

در این مسیر باید مسائل مربوط به ایجاد زیرساخت‌های صادراتی، آموزش کارکنان و مسائلی مربوط به پرداخت‌های بین‌المللی و موارد متعدد شروط ورود به استراتژی دیگری را بر عهده گرفت و آماده چالش‌های بسیاری بود.

اما از آنجایی که همکاری با شخص ثالثی در کار نیست، سود بیشتر و کنترل کامل‌تری بر مسیر و فرآیندهای فروش و بازاریابی وجود خواهد داشت.

صادرات غیرمستقیم

صادرات غیرمستقیم به معنای همکاری با یک شخص ثالث است که مزایای مختلفی دارد. از جمله:

  • خطرات کاری کمتر. یک شخص ثالث با تجربه و ماهر می‌تواند کسب و کار شما را به حاشیه امنی ببرد و احتمال ضرر را به حداقل برساند.
  • می‌توان تمرکز خود را به روی تجارت و کسب و کار داخلی خود گذاشت.
  • وقت و منابع کمتری صرف خواهد شد.

باید هزینه‌هایی را به شخص ثالث پرداخت نمود و سود کمتری کسب کرد.

دسترسی به پایگاه مشتری‌ها از بین می‌رود و تجارب بسیار زیادی از دست خواهد رفت.

کنترل کامل بر فرآیندهای فروش در بازار جدید وجود نخواهد داشت.

روش‎های مختلفی برای بازاریابی ‎بین‎المللی وجود دارد. نمونه‌‎هایی از آن‎ها را ذکر می‎کنیم:

صادرات غیرمستقیم به واسطه نمایندگان فروش

این نمایندگی‌ها نمایندگان شرکت‌‎های خارجی هستند که خواهان خرید محصول شما هستند. از طریق آن‎ها می‌‎توان محصولات خود را در بازار جدید عرضه نمود.

این نمایندگان معمولا کمیسیون دریافت می‎‌کنند و تلاش می‎کنند کمترین قیمت را پیشنهاد دهند.

گاهی اوقات نمایندگان خرید، سازمان‎های دولتی هستند.

صادرات محصولات به واسطه توزیع کنندگان

صادرات به واسطه عمده فروشان و توزیع کنندگان یکی دیگر از راه‎های توسعه است. این عمده فروشان محصولات شما را در مرحله بعد به دست خریداران جزئی می‎رسانند.

صادرات از طریق شرکت‌های بازرگانی

شرکت‎های مدیریت بازرگانی (EMC) در راستای مدیریت مراحل صادرات و فروش در بازار جدید را انجام می‎دهند.

تحقیق و بررسی برای یافتن شرکت بازرگانی مناسب بسیار حائز اهمیت است. این شرکت‌ها معمولا در یک بازار و منطقه خاص تخصص دارند. این شرکت‌ها شما را در مراحل شناسایی بازار، یافتن مشتری، امور حمل و نقل و تدارکات یاری می‎کنند.

صادرات به وسیله مشارکت

این روش به معنای مشارکت دو شرکت بدون فضای رقابتی در جهت فروش محصولات است. اگر آن شرکت زیر‎ساخت مناسبی برای فروش و پایگاه مشتریان مناسبی داشته باشد‎‎‎، فرایند توسعه بسیار موفقیت‎آمیز خواهد بود.

در این روش، سریعا به بازار جدید متصل می‎‎شوید، اما هزینه‎هایی در پی دارد.

تولید محصولات در بازار هدف

تولید محصولات در محل بازار مورد نظر، موجب صرفه ‎جویی در هزینه‌‎های حمل و نقل و چالش‌های مربوط به آن می‌شود.

با این حال، تولید محصولات در خارج از کشور نیز چالش‌هایی به همراه دارد. مسائل حقوقی، هزینه‌ها و خطرات احتمالی باید در نظر گرفته شود و بنا به شرایط خود تصمیم مناسب را گرفت.

توسعه کسب و کار در بازارهای جدید بسیار موفقیت‌‎آمیز است و باعث می‌شود تجارتتان به رشد خوبی برسد. بسیار حائز اهمیت است که تحقیق و بررسی دقیقی انجام شود و ایمن‌‎ترین و موثر‎ترین استراتژی کسب و کار انتخاب شود. همچنین باید بازار را به خوبی سنجید و محصولات خود را در موقعیت مناسبی جهت فروش عرضه کرد.

استراتژی معاملاتی چیست؟ نحوه انتخاب یک استراتژی موفق

استراتژی معاملاتی موفق

تبدیل‌ شدن به یک معامله‌گر موفق هدف همه سرمایه‌گذاران در بازار سرمایه است. این که پول شما از طریق سرمایه‌گذاری‌هایی که انجام می‌دهید موجب کسب درآمد شود، بسیار جذاب است اما بازار بورس مانند هر نوع سرمایه‌گذاری دیگر همان‌طور که از ظرفیت رشد و کسب سود برخوردار است؛ احتمال شکست نیز در آن وجود دارد و می‌تواند ضررهای سنگینی را در پی داشته باشد. راهکارهای مختلفی برای کنترل ریسک و ضرر و همچنین افزایش سودآوری در بازار بورس وجود دارد که از مهم‌ترین آن‌ها می‌توان به داشتن استراتژی معاملاتی اشاره کرد. در این مقاله سعی بر آن است که بگوییم چگونه یک استراتژی معاملاتی موفق ایجاد کنیم؟

استراتژی معاملاتی چیست؟

استراتژی در لغت به معنای تعیین هدف و راهبری است. در بازار بورس و بازارهای مالی دیگر، سرمایه‌گذاران نیاز به استراتژی مالی دارند. اما منظور از استراتژی معاملاتی چیست؟ منظور از این اصطلاح این است که سرمایه‌گذاران باید بدانند سرمایه خود را در کجا، چه وقت و به چه میزانی هزینه کنند تا بازدهی مثبتی نصیب‌شان شود. تعیین استراتژی به آسانی تعریف معنای آن نیست. سرمایه‌گذار باید بازار را بشناسد، از اوضاع اقتصادی کشور با خبر باشد، بتواند آینده را پیشبینی کند و در نهایت بهترین تصمیم را بگیرد. برای تعیین استراتژی معاملاتی، معمولا از روش‌های تکنیکال یا بنیادی یا ترکیبی از هر دو استفاده می‌شود. با استفاده از این روش‌ها سرمایه‌گذار می‌تواند روند بازار را تشخیص دهد و در مورد زمان مناسب ورود و خروج، حجم سرمایه، افق زمانی، انتخاب صنایع و شرکت‌ها و … تصمیم بگیرد.

بهترین استراتژی معاملاتی برای کسب سود بیشتر

همانطور که توضیح داده شد، به ازای هر معامله‌گر، یک استراتژی معاملاتی وجود دارد. به عبارت دیگر تعیین استراتژی معاملاتی، به میزان سرمایه، ریسک‌پذیری معامله‌گر، اتفاقات بازار و … بستگی دارد. بهترین استراتژی معاملاتی، شخصی‌ترین استراتژی معاملاتی است. یعنی برنامه‌ای که برای شخص معامله‌گر تبیین شده باشد. از طرف دیگر داشتن افق زمانی، شناخت ریسک‌های بازار، انتخاب زمان ورود و خروج به سهام، متنوع‌سازی سبد سرمایه‌گذاری، خرید صندوق‌های سرمایه‌گذاری و … از جمله مواردی است که در تبیین استراتژی معاملاتی برای کسب سود بیشتر می‌تواند مورد بررسی قرار گیرد.

چگونه یک استراتژی معاملاتی موفق طراحی کنیم؟

یک معامله‌گر حرفه‌ای برای تغییرات و رفتارهای بازار، برنامه مشخص و از پیش تعیین‌شده‌ای دارد و هر رفتار غیر قابل ‌پیش‌بینی آن را مدیریت می‌کند. به زبان ساده می‌توان گفت استراتژی‌های معاملاتی مجموعه قوانینی هستند که بر روش کلی معامله‌گر در هنگام معامله در بازارهای مالی نظارت دارد و معامله‌گر از طریق آن به خرید و فروش سهام می‌پردازد.

یک معامله‌گر تنها با داشتن استراتژی معاملاتی قادر به حفظ سرمایه خود خواهد بود. در غیر این صورت ممکن است به دلیل هیجانی بودن جو بازار، کل سرمایه خود را از دست دهد. بنابراین داشتن یک استراتژی مدون و مکتوب به تمام فعالیت‌های معامله‌گر نظم می‌دهد. این مهم از تأثیر هر عامل منفی بر روحیه سرمایه‌گذار جلوگیری کرده و به او کمک می‌کند تا با اتکا به استراتژی شخصی خود به معامله بپردازد و دچار احساساتی چون ترس، طمع، خشم و… نشود.

نقش استراتژی معاملاتی در موفقیت معامله گران

بارها گفته شده که بازار بورس بازار پرریسکی است. به این معنی که ممکن است نه تنها سرمایه شما آورده مثبتی نداشته باشد، بلکه اصل ان هم مورد تهدید واقع شود. معامله‌گرانی می‌توانند در بازار پرنوسان امروز از سرمایه خود محافظت کرده و در قدم بعدی سود کسب کننده که استراتژی معاملاتی داشته باشند. نقش استراتژی معاملاتی در موفقیت معامله گران این است که باعث می‌شود با شناخت همه جوانب، بهترین تصمیم را بگیرند و در مسیری قدم بردارند که مناسب آن‌ها است. بدون استراتژی معاملاتی مناسب، شروط ورود به استراتژی نمی‌توان در بازار بورس به موفقیت دست یافت و این موفقیت را حفظ کرد. حتی در مواردی، امکان از بین رفتن اصل سرمایه نیز وجود دارد. بنابراین سرمایه‌گذاران باید دانش و مهارت لازم برای تعیین استراتژی را به دست آورند یا از روش‌های سرمایه‌گذاری غیر مستقیم استفاده کنند.

انواع استراتژی‌های معاملاتی

استراتژی‌های معاملاتی بسیار زیاد هستند و تنوع بالایی دارد به طوری که می‌توان ادعا کرد که به ازای هر شخص فعال در بازار سرمایه، یک استراتژی معاملاتی وجود دارد. چرا که اساسا استراتژی معاملاتی سلیقه‌ای است و بر مبنای تشخیص هر سرمایه‌گذار طراحی می‌شود.

اما به صورت کلی برای استراتژی معاملاتی می‌توان دو روش تحلیلی در نظر گرفت که این دو روش شامل تحلیل تکنیکال یا نموداری و تحلیل فاندمنتال یا بنیادی می‌شوند. البته هیچ کدام از استراتژی‌های معاملاتی در بازار سرمایه بر دیگری ارجحیت ندارند و در اصل ترکیب این دو استراتژی است که می‌تواند به کسب سود و موفقیت در معامله منتهی شود. در زیر چهار مورد از رایج‌ترین استراتژی‌های معاملاتی که بر اساس نمودارهای تکنیکال صورت می‌گیرد را شرح داده‌ایم.

  1. معاملات روزانه: در معاملات روزانه، موقعیت‌های خرید در همان روز بسته می‌شوند. معمولا این نوع استراتژی معاملاتی توسط تریدرهای حرفه‌ای یا بازارسازان انجام می‌شود.
  2. معاملات موقعیت: در معاملات موقعیت از نمودارهای بلندمدت (روزانه تا ماهانه) و ترکیب آن‌ها با روش‌های دیگر برای تعیین روند فعلی بازار استفاده می‌شود.
  3. معاملات نوسانات: معمولا با شکسته شدن روند، معامله‌گران نوسان‌گیر وارد بازی می‌شوند و با شروع نوسان قیمت، خرید یا فروش می‌کنند.
  4. معاملات اسکالپینگ: اسکالپ تریدینگ یا اسکالپینگ یکی از استراتژی‌هایی معاملاتی زود بازده است و تریدرهای فعال از این روش استفاده می‌کنند. در این استراتژی اختلاف کارمزدهای خرید و فروش شناسایی و بررسی می‌شوند.

در چیدن استراتژی بر اساس تحلیل فندامنتال نیز چند اصل اساسی باید در نظر گرفته شود که عبارتند از: صورت مالی، ترازنامه، صورت درآمد، گزارش گردش پول نقد. گفتنی است که این اطلاعات را در رابطه با شرکت مورد نظر خود می‌توانید در سایت کدال مشاهده کنید.

مراحل تدوین یک استراتژی معاملاتی موفق

مراحل تدوین یک استراتژی معاملاتی موفق به ‌صورت زیر است:

۱/ ایجاد یک چارچوب ذهنی حرفه‌ای

تفاوت میان سرمایه‌گذاران موفق با سایرین علاوه بر آموزش سرمایه گذاری در بورس و استفاده از تحلیل و … خارج از فضای بازار دقیقاً در ذهن سرمایه‌گذار است. برای موفقیت در معامله‌گری در هر بازاری باید بتوان عواطف و احساسات (ترس، طمع، غرور، خشم و…) خود را شناخت. عقایدی که بر نحوه معاملات ما تأثیر می‌گذارند را شناسایی کرد و با اصلاح آن، یک چارچوب ذهنی حرفه‌ای ساخت. به‌ کارگیری عوامل روان‌ شناختی می‌تواند کمک مؤثری در اتخاذ نوع استراتژی معاملاتی داشته باشد.

۲/ انتخاب سبک معاملاتی بر اساس چارچوب زمانی

یکی از مراحل تدوین استراتژی معاملاتی، انتخاب بازه زمانی مناسب است. بازه زمانی مورد نظر سرمایه‌گذار برای سرمایه‌گذاری منجر به ایجاد انواع مختلفی از سبک‌های معاملاتی می‌شود. برخی از سرمایه‌گذاران ترجیح می‌دهند در بازه‌های زمانی کوتاه ‌مدت، برخی بازه زمانی میان ‌مدت و برخی در بازه زمانی بلند مدت فعالیت کنند. بنابراین می‌بایست سرمایه‌گذاران با تسلط بر عواطف و احساسات خود، به اتخاذ سبک معاملاتی خاص بپردازند. به ‌عنوان ‌مثال اگر معامله در بازار بورس به ‌عنوان شغل دوم یک فرد است، قطعاً نمی‌تواند چارت را دائم بررسی کند. در این صورت بهتر است استراتژی خود را در بازه های زمانی بزرگ‌تر تعیین کند. از آنجایی ‌که یک استراتژی در دو بازه زمانی نتایج متفاوتی خواهد داشت، اهمیت بازه زمانی و انتخاب سبک معاملاتی برای سرمایه‌گذاران مشخص‌تر می‌شود.

۳/ توانایی یافتن شاخص‌های مناسب جهت شناسایی یک روند

توانایی تشخیص معیارهای شروع یک روند نزولی یا صعودی معمولاً دشوار است و سرمایه‌گذاران تنها با به‌ کارگیری ابزاری نظیر تحلیل بنیادی و تحلیل تکنیکال قادر به انجام آن هستند. لذا با کسب مهارت در این زمینه می‌توان تشکیل و شروع روند در بازار را تشخیص داد. به‌ عنوان ‌مثال در تحلیل تکنیکال برای شروع روند صعودی، سقف‌ها بالاتر و کف‌ها بالاتر و در روند نزولی سقف‌ها پایین‌تر و کف‌ها پایین‌تر می‌شود.

به ‌طور کلی دیدگاه سرمایه‌گذاران مبنی بر این‌ که یک روند غالب در بازار وجود دارد، موجب ایجاد نظم در معاملات شده و همین امر منجر شروط ورود به استراتژی به شکل‌گیری معاملات موفق‌تری در بازار می‌شود. مشخص بودن حداقل دو نکته روند کلی بازار و صعودی و نزولی بودن آن.

۴/ بررسی نقاط ورود و خروج یک سهم

تعیین نقطه ورود و خروج مناسب از سهم (زمان مناسب خرید و فروش سهم) در سودآوری معاملات بسیار مؤثر است. برای تعیین قیمت خرید و فروش یک سهم، داشتن برنامه یا استراتژی معاملاتی ضروری است. هر چقدر هم که یک سهم ارزنده باشد، ورود و خروج از سهم باید بر اساس استراتژی معاملاتی تعیین شود، قیمت مناسب آن بررسی شده و سپس برای ورود یا خروج آن تصمیم گرفت. به‌ عنوان‌ مثال یک تحلیل‌گر تکنیکالی را در نظر بگیرید که بر اساس حرکت قیمت سهم در یک کانال صعودی اقدام به خرید و فروش می‌کند. این تحلیل‌گر زمانی که قیمت سهم به کف کانال یا همان سطح حمایتی سهم برخورد کند، سهم را می‌خرد.

به نظر می‌رسد تعیین یک نقطه مناسب برای خرید سهم نباید صرفاً با تحلیل تکنیکال صورت بگیرد و در کنار آن باید روند حرکتی سهم و رفتار خریداران و فروشندگان نیز در نظر گرفته شود تا تأییدی برای خرید صحیح سهم باشد. هم‌چنین برای تعیین قیمت فروش هم می‌توان از مقاومت‌های استاتیک و داینامیک در بازار استفاده کرد. یعنی هنگام رویارویی با یک مقاومت، شرایط عرضه سهم توسط فروشندگان بررسی شود تا بتوان تصمیم درست اتخاذ کرد. عده‌ای از سرمایه‌گذاران هم برای کسب حداکثر سود و از طرفی کاهش میزان ریسک، از فروش پله‌ای و عده‌ای هم از تکنیک تریل کردن استفاده می‌کنند.

۵/ تعیین از پیش تعیین شده حد سود و ضرر

این مرحله وابسته به مرحله نقطه ورود و خروج از سهم است. حد سود به محدوده‌ای از قیمت گفته می‌شود که سرمایه‌گذار بر اساس تحلیلی که بر روی سهم انجام می‌دهد آن محدوده را برای ذخیره سود و خروج از سهم مناسب پیش‌بینی می‌کند. چنانچه قیمت سهم بر خلاف تحلیل و پیش‌بینی‌های معامله‌گر محقق شده و قیمت کاهش پیدا کند. محدوده قیمتی را که معامله‌گر برای خروج از سهم پیش‌بینی کرده را حد ضرر می‌گویند. با تعیین میزان ریسک سرمایه‌گذاری، سرمایه‌گذار باید با رسیدن به حد ضرر یا حد سود تصمیم درستی گرفته و این موضوع را از قبل به ‌صورت مکتوب تعیین کرده باشد.

۶/ آزمودن استراتژی معاملاتی و تحلیل بازخورد آن

در این مرحله باید قبل از ورود به بازار، استراتژی معاملاتی تست شود. در میان اغلب پلتفرم‌های تحلیلی، نرم‌افزارهایی به نام آزمونگر (tester) وجود دارد که به ‌واسطه آن می‌توان عملکرد استراتژی معاملاتی را در گذشته آزمایش کرد. به این صورت که می‌توان به عقب برگشته و یک‌بار شمع را در یک‌زمان حرکت داد. هنگامی‌که نمودار به سمت یک شمع در یک‌ زمان حرکت می‌کند، می‌توان قوانین سیستم معاملاتی خود را دنبال کرده و معاملات را طبق آن انجام داد تا نتیجه حاصل‌شده از آن را مشاهده کرد.

۷/ تعهد به استراتژی معاملاتی

پس از طراحی یا انتخاب استراتژی معاملاتی، اعتماد و اعتقاد به آن نکته حائز اهمیتی است. اجتناب از اخبار و شایعات از اهمیت به سزایی برخوردار بوده و همواره باید به یاد داشت که سرمایه‌گذاری که سیستم معاملاتی پیچیده‌تری دارد موفق نمی‌شود بلکه کسی موفق خواهد بود که به استراتژی معاملاتی خود پایبندتر باشد. توجه کنید که استراتژی شما دارای چارچوب، قوانین و منطق مشخصی بوده و احساسات هیچ جایگاهی در استراتژی ندارد. بنابراین کاملاً گوش به فرمان استراتژی خود باشید.

سخن آخر

تدوین یک استراتژی معاملاتی مطلوب در بازار سرمایه باید برای هر سرمایه‌گذار به ‌عنوان اولویتی مهم و اساسی باشد. بدون داشتن یک استراتژی معاملاتی شخصی، سرمایه‌گذار تحت تأثیر جو منفی بازار و تقلید از استراتژی معاملاتی سرمایه‌گذاران دیگر قرار گرفته و دچار سردرگمی و شکست در بازار سرمایه می‌شود. با توجه به روحیات افراد متفاوت پیروی از هر استراتژی معاملاتی روش صحیحی نیست چرا که ممکن است یک استراتژی معاملاتی برای یک فرد مناسب و برای فرد دیگر نامناسب باشد.

شروط ورود به استراتژی

اعطای مجوز تولید

روش های ورود به بازار بین الملل (اتحادهای استراتژیک: اعطای مجوز تولید)

کلمات کلیدی

روش های ورود به بازارهای بین المللی, صادرات, واردات, تراز تجاری, کانال های صادراتی, جهانی شدن, اتحاد استراتژیک, سرمایه گذاری مستقیم خارجی, همکاری مشترک, بازار خارجی, صادرات مستقیم, صادرات غیر مستقیم, اتحادهای استراتژیک, مجوز تولید, قرارداد فرانشیزی

انواع مختلف اتحادهای استراتژیک

توافقات قراردادی انواع متفاوتی دارند. بسته به میزان منابع درگیر طرفین، ریسک مورد پذیــرش هر طرف، کنترل اعمال شده از سوی طرفین و ظرفیت ­های هر کدام، شکلی از این انواع برگزیده می ­شود. انواع شاخص اتحادهای استراتژیک تحت عنوان اعطای مجوز، فرانشیز و قرارداد مدیریتی مطرح ­اند که در ادامه به تفکیک، هر یک از این روش­ ها تشریح می­ شوند:

الف) اعطای مجوز تولید (Licensing)

یک راه ساده برای ورود یک تولیدکننده به بازار بین­ الملل، اعطای مجوز است. در این روش شرکت با انعقاد قرارداد با گیرنده مجوز در بازار خارجی، حق استفاده از فناوری تولید، حق اختراع، برند و لوگو، دانش بازاریابی، حق انحصاری اسرار تجاری، تخصص عملیاتی و یا سایر موارد با ارزش را در قبال دریافت مبلغ یا حق مجوز بصورت پرداخت اولیه یا مقدار مشخصی سالیانه به عنوان حق مجوز واگذار می­ کند. به این ترتیب شرکت حق ورود به بازار خارجی را با حداقل مخاطره به دست می­ آورد. گیرنده مجوز نیز بدون این­که از صفر شروع کند دانش تولید کالا یا نام تجاری معروفی را از آن خود می­ سازد.

اعطای مجوز تولید اغلب در دو طبقه ­بندی کلی قرار می ­گیرد. در اولین حالت مجوزگیرنده، فناوری فعلی مجوزدهنده را از شروع زمان قرارداد به دست می­ آورد اما در صورت بهبود یا تغییر فناوری مجوزدهنده، فناوری جدید به شرکت مجوزگیرنده داده نمی­ شود. این در حالی است که در حالت دوم، مجوزگیرنده فناوری فعلی و آتی (در حال تکامل تا آینده) مجوز را از زمان قرارداد تا پایان قرارداد تا هر اندازه که فناوری مجوزدهنده توسعه یابد به دست خواهد آورد. طبیعی است که در حالت دوم هزینه قرارداد برای مجوزگیرنده بیشتر از حالت اول خواهد بود.

موارد اعطای مجوز

بیشتر موارد اعطای مجوز شامل دارایی ­های فنی و حقوق انحصار کالاها و یا فرایندها با جزئیات کامل است. از این رو اعطای مجوز بیشتر شامل مواردی مانند زیر است:

  1. حقوق انحصاری، طرح ­ها، حقوق معنوی.
  2. مشخصات کالاها و فرایند تولید.
  3. رویه­ های کنترل کیفیت.
  4. نقشه­ های تولید و کتاب­ های راهنمای تولید.
  5. دستورالعمل ­هایی برای ضمانت عملکرد.
  6. برنامه ­های آموزشی فنی و تجاری.

پیش­ شرط­ هایی برای اعطای مجوز موفق

برای این­که اعطای مجوز برای هر دو طرف مفید و موفق باشد شروطی موردنیاز است. مجوزدهنده باید دارایی ­های انحصاری و قابل انتقالی برای تولید کالا یا فرایند در اختیار داشته باشد که بتواند مجوز آن را اعطا نماید. این مزایای مرتبط با قرارداد اعطای مجوز باید کاملاً مشخص و قابل ملاحظه باشند. همچنین گیرنده مجوز باید از قابلیت بالقوه ­ای برای استفاده از شرایط پیش آمده و تطبیق خود با فناوری، فرایند تولید و بازارهای جدید برخوردار باشد. یکی از مهم ­ترین شروط لازم برای قرارداد موفق اعطای مجوز، جو مساعد شرکت و سازمان برای شروع به یک فعالیت بین­المللی است. از این رو وجود یک بخش «اعطای مجوز» تحت نظارت «مدیر بخش اعطای مجوز» در این موارد توصیه می­ شود و مهم نیست این بخش کوچک یا بزرگ باشد. نکته دیگر آن است که برای جلوگیری از شکل­ گیری رقیب در نتیجه اعطای مجوز تولید، ارائه خدمات مناسب و حتی رایگان از جانب مجوزدهنده همچون آموزش، در ارتباط با دارایی مجوز داده شده و جلب رضایت مستمر وی، خرید بخشی از سهام شرکت مجوزگیرنده توسط مجوزدهنده و به­ ویژه ارتقای مداوم فناوری یا دارایی مجوز داده شده جهت جلوگیری از قدرت تقلید کردن مجوزگیرنده، از پیش ­شرط­ های لازم برای اعطای مجوز تولید موفق به­ ویژه برای مجوزدهنده است. مجوز فناوری اعطا شده از جانب مجوزدهنده، نباید فناوری کلیدی آن شرکت باشد تا از این طریق جلوی شکل­ گیری رقیبی قدرتمند و مخرب در بازار گرفته شود. مسئله دیگری که این پژوهشگر به آن اشاره می­ کند وضعیت حقوقی کشور میزبان از نظر قدرت حمایتی از سرمایه ­های فکری شرکت مجوزدهنده است.

مزایای روش اعطای مجوز

مزیت عمده اجرای این نوع روش ورود، آن است که فرصت مناسبی برای بازارهای صادراتی ایجاد و درها را برای روابط تولیدی با ریسک پایین باز می­ کند. در این روش دو طرف مجوزدهنده و مجوزگیرنده درگیر هستند زیرا اجرای آن برای هرکدام از طرفین مزایای خاصی در بر دارد.

مزایایی برای مجوزدهنده

  1. دست­یابی سریع و آسان به بازار ممکن می ­شود و ریسک و هزینه فرایند کاهش می‌یابد.
  2. نیازی به فراگیری دانش و آگاهی محلی نیست.
  3. مجوزگیرنده مسئول انجام تشریفات قانونی محلی و غلبه بر تعرفه­ ها است.
  4. مشکلات انتقال کالا بین دو کشور (به­ ویژه از نظر حمل و نقل و فاصله میان کشورها) و هزینه­ های ناشی از آن وجود نخواهد داشت.
  5. بیشتر اوقات عمده هزینه ­ای که مجوزدهنده در این قرارداد متحمل می ­شود، تنها مخارج امضای قرارداد و نظارت بر اجرای آن است.
  6. اطلاعات مرتبط با عملکرد شروط ورود به استراتژی محصول و فعالیت رقبا با کمترین هزینه در بازارهای مختلف به دست می­ آید.
  7. زمانی که کشور میزبان، واردات یا سرمایه­ گذاری مستقیم خارجی را برای یک شرکت یا محصولاتی خاص ممنوع یا محدود کرده باشد با اعطای مجوز، مجوزدهنده می­ تواند در آن بازار ورود پیدا کند.
  8. استفاده از دارایی­ های نامشهود درآمدزا برای مجوزدهنده همچون برند، دانش تخصصی بازاریابی، تولید، حق اختراع و … در بازارهای خارجی.
  9. آزمون بازار تا قبل از ورود با روش ­های پرهزینه ­تر همچون همکاری مشترک و تولید در بازار خارجی.

مزایایی برای مجوزگیرنده

  1. دست­یابی سریع به فناوری برتر و استفاده از دانش فنی دیگران که گیرنده را قادر می­ سازد در رشته خود و در بازار محلی اولین باشد. در این صورت شرکت گیرنده هزینه ­های تحقیق و توسعه ­ای بسیار پایینی خواهد داشت.
  2. مجوزگیرنده بر روی تمامی مراحل عملیات، کنترل لازم و کافی را خواهد داشت.
  3. سطح خدمات ارائه شده در بازار محلی ارتقا خواهد یافت.

معایب روش اعطای مجوز

مانند هر روش دیگری، این روش‌ نیز معایبی دارد. عیب عمده این روش‌ آن است که شکل بسیار محدودی از مشارکت می ­باشد. مشارکت میان دو شرکت در فضای بین ­المللی می ­تواند سطحی فراتر از این داشته باشد. به علاوه ممکن است بازده بالقوه بازاریابی و تولید از دست برود و در صورتی که با توجه به قرارداد، فناوری موردنیاز منتقل شود و شرکت طرف قرارداد قادر باشد از نظر تولید، محصولات مورد نظر را با دانش مناسب عرضه کند، عمر آن کوتاه خواهد بود. مشکل دیگر آن است که در نتیجه استفاده از این نوع روش ورود، اغلب رقیب عمده ­ای برای شرکت مجوزدهنده پیدا می­ شود. این روش‌ ممکن است منبع بسیار گران­ قیمتی برای کسب درآمد در بلندمدت باشد.

معایبی برای مجوزدهنده

۱- کنترل کم روی کیفیت، بازاریابی و دیگر فعالیت ­ها. اگر چه حدی از کنترل بر روی نام تجاری و یا محدود کردن مجوزگیرنده باقی می­ماند.

۲- وقتی تعداد مجوزها زیاد شود، هماهنگی با مجوزگیرنده ­ها در کشورهای مختلف، مشکل است.

۳- اعطای مجوز در مقایسه با صادرات مستقیم یا روش­ هایی با درصد مالکیت بالاتر صادرکننده، درآمد کمتری دارد.

۴- گیرنده مجوز که دانش فنی را در نتیجه فعالیت با مجوز کسب کرده است ممکن است بعد از انقضای قرارداد به رقیبی احتمالی تبدیل شود.

۵- ممکن است مجوزدهنده به سبب اعطای مجوز، از حضور در برخی بازارهای بالقوه صادراتی و کسب درآمد از آن­ها محروم گردد.

۶- یافتن شریکی قابل اعتماد و مناسب مشکل است.

۷- فرصت یادگیری اندک و دانش بازاری محدود مجوزدهنده به دلیل آن­که کنترل بر تولید و بازاریابی در این روش برای شرکت مجوزدهنده اندک است.

معایبی برای مجوزگیرنده

  1. راه ­اندازی خط تولید جدید و ایجاد محصول جدید هزینه بسیار بالایی دارد.
  2. ممکن است دهنده مجوز شروطی تعیین کند که تأمین آن برای گیرنده مجوز ممکن نباشد.
  3. در پایان دوره مجوزگیرنده ممکن است به رغم تلاش و سرمایه ­گذاری زیاد برای جا انداختن محصول در بازاری خاص، حقوق تولید آن را از دست بدهد.

نمونه تجربی اول در اعطای مجوز تولید: کلوین کلین و وارناکو گروپ در یک تجربه ناموفق

در می ۲۰۰۰ شرکت کلوین کلین اقدام به طرح شکایتی قانونی علیه شرکت وارناکو گروپ و مدیرعامل آن کرد. این شکایت به دلیل تخلفات قانونی شرکت وارناکو در ارتباط با مجوز تولید دریافتی برای پوشاک جین و قرارداد توزیع میان دو شرکت مطرح شده بود. شرکت کلوین کلین مدعی شروط ورود به استراتژی شده بود که در قبال اقدامات شرکت وارناکو از ارزش ویژه برند شرکت کاسته شده است. این افت ارزش بدلیل آن رخ داده بود که وارناکو برای فروش بیشتر اقدام به تخفیف ­دهی، استفاده از کانال ­های توزیع نامناسب و تولید محصولات در حجم انبوه کرده بود که در فرایند تولید نیز علاوه بر عدم ­تطابق طرح محصولات تولیدی با محصولات اصلی از مواد اولیه کم کیفیتی استفاده کرده بود.

اعطای مجوز تولید کلوین کلین

در نتیجه این اقدامات شرکت کلوین کلین خواهان جلوگیری از توزیع بیشتر محصولات خود از جانب شرکت وارناکو شد. از طرفی از تمامی فروشگاه­ هایی که محصولات کلوین کلین را از شرکت وارناکو دریافت کرده بودند، درخواست کرد تا کالاهای موجود شروط ورود به استراتژی در انبار را به شرکت بازگردانند و از دادگاه درخواست نمود که علاوه بر پایان بخشیدن به قرارداد اعطای مجوز تولید، خسارت وارده بر ارزش ویژه برند کلوین کلین را محاسبه و از شرکت وارناکو دریافت کند. در پاسخ به این شکوائیه، شرکت وارناکو مدعی شد که این خود شرکت کلوین کلین بوده است که با ارائه طرح ­های پایین­ تر از حد استاندارد به شرکت در نتیجه اعطای مجوز تولید و تبلیغات نامناسب به برند خود آسیب وارد نموده است.

برخی از مفسران علل ناموفق بودن این فرایند اعطای مجوز تولید را ضعف در تنظیم متن قرارداد و شفاف ننمودن فرایند مصالحه و داوری تا پیش از مراجعه به دادگاه، عدم شفاف ­سازی درست تعهدات طرفین و به­ ویژه نظارت بر فرایند اجرای قرارداد می ­دانستند.

نمونه تجربی دوم در اعطای مجوز تولید: استارباکس با تجربه ­ای موفق در جنوب شرق آسیا

از ابتدای سال ۱۹۷۱ و با شروع فعالیت شرکت استارباکس تا امروز بیش از ۲۰ هزار فروشگاه از این شرکت در نقاط مختلف جهان شروع به فعالیت نموده ­اند. اگرچه این شرکت در کشورهای آسیای شرقی همچون کره، ژاپن و چین و برخی کشورهای اروپایی همچون فرانسه، آلمان و اسپانیا بیشتر به رویکرد همکاری مشترک روی آورده است اما در جنوب شرق آسیا مسئله برای شرکت متفاوت بوده و عمده فعالیت آن از طریق اعطای مجوز تولید انجام شده است.

عطای مجوز تولید استارباکس

شرکت استارباکس از طریق اعطای مجوز تولید توانسته است نخست نام خود را بیش از پیش در قاره پهناوری همچون آسیا بر سر زبان بیندازد و با کمترین سرمایه­ گذاری ممکن از نظر مالی، بر شهرت برند خود اثری مثبت بگذارد. از سوی دیگر شرکت توانسته است ابتدا با ورود به کشورهای جنوب شرق آسیا دانش بازاری مناسبی از الگوهای مصرفی و سلایق و ترجیحات مردمان این قاره بدست آورد و سپس اقدام به استفاده از روش ورود همکاری مشترک که روشی پرهزینه­ تر از روش اعطای مجوز تولید است در کشورهای بزرگ­تر آسیایی همچون چین و کره (به جز ژاپن که زودتر از هر کشور آسیایی به آن وارد شده بود) نماید.

یکی از اقدامات مهمی که شرکت استارباکس در فرایند ورود خود به بازارهای خارجی انجام داده است، سبدبندی روش­ های ورود به بازار است. به­ گونه­ ای که این شرکت در یک قاره، گاه از چند روش ورود همچون اعطای مجوز تولید، همکاری مشترک و مالکیت کامل بهره ­برداری کرده است.

استراتژی مکدی و اوسیلاتور اوسام

این استراتژی ساده، با اضافه کردن اوسیلاتور اوسام و هیستوگرام مکدی با تنظیمات زیر:

به چارت قیمت به‌دست آمده است و برای همه جفت ارزها، با تایم‌فریم چهارساعته و بالاتر، قابل‌‌استفاده می‌باشد.

برای ورود به پوزیشن خرید شروط زیر لازم است:

  • اوسیلاتور اوسام، بالای سطح صفر باشد.
  • هیستوگرام مکدی در منطقه مثبت باشد.
  • حد زیان، 20 پیپ پایین‌تر از نقطه ورود، یا به صلاحدید خودتان
  • حد سود، 70 پیپ بالاتر از نقطه ورود، یا به صلاحدید خودتان

خوشبختانه شروط این استراتژی برای ورود به پوزیشن خرید در روز چهارشنبه (25 مارس 2020 ) در جفت ارز ( EUR/USD)، در تایم فریم چهارساعتی(16:00) اتفاق افتاد و سودی معادل 200 پیپ شروط ورود به استراتژی در نزدیک به دوروز نصیب کاربرانی که این استراتژی را دنبال می‌کردند، گردید. (به تصویر اسلاید بعد دقت نمایید)

استراتژی مکدی و اوسیلاتور اوسام

برای ورود به پوزیشن فروش شروط زیر لازم است:

  • اوسیلاتور اوسام، زیر سطح صفر باشد.
  • هیستوگرام مکدی در منطقه منفی باشد.
  • حد زیان، 20 پیپ بالاتر از نقطه ورود، یا به صلاحدید خودتان
  • حد سود، 70 پیپ پایین‌تر از نقطه ورود، یا به صلاحدید خودتان

خوشبختانه شروط این استراتژی برای ورود به پوزیشن فروش در روز پنجشنبه (2 آپریل 2020 ) در جفت ارز ( EUR/USD)، در تایم فریم چهارساعتی(00:00) اتفاق افتاد و سودی معادل 150پیپ در نزدیک به دوروز نصیب کاربرانی که این استراتژی را دنبال می‌کردند، گردید. (به تصویر اسلاید بعد دقت نمایید)

استراتژی میانگین متحرک و بولینجربندز

این استراتژی ساده، با اضافه کردن دو اندیکاتور میانگین متحرک نمایی 4 و 8 دوره ای ( به ترتیب با رنگهای قرمز و آبی) و نیز سه اندیکاتور بولینجربندز 120 دوره ای با دوییشن 1،2،3، به چارت قیمت بدست آمده است که برای همه جفت ارزهای اصلی با تایم فریم یک ساعتی و بالاتر قابل ‌استفاده می‌باشد.

برای ورود به پوزیشن خرید شروط زیر لازم است:

  • خط باندهای بولینجر در حالت باریک و نزدیک بهم بوده و هنوز از هم باز نشده باشند.
  • نمودار قیمت یک یا دو بار خطوط پائینی و بیرونی (باندهای داخلی مد نظر نیستند) بولینجر را لمس کرده باشد.
  • بعد از دو مورد فوق، وقتی خط میانگین قرمز، خط میانگین آبی را از پائین قطع کرد وارد پوزیشن خرید می شویم.
  • حد زیان، در فاصله 10 تا 15 پیپ، پایین تر از نقطه ورود تعیین شود.
  • حد سود، بعد از برخورد نمودار قیمت به خط وسطی، که بین باندهای بولینجر مشترک است، از پوزیشن خارج می شویم.

خوشبختانه شروط این استراتژی برای ورود به پوزیشن خرید در روز سه شنبه (7 آپریل 2020 ) در جفت ارز ( EUR/USD)، در تایم فریم نیم ساعتی(04:30) اتفاق افتاد و سودی معادل 115پیپ در نزدیک به سیزده ساعت نصیب کاربرانی که این استراتژی را دنبال می‌کردند، گردید. (به تصویر اسلاید بعد دقت نمایید).

برای ورود به پوزیشن فروش شروط زیر لازم است:

  • خط باندهای بولینجر در حالت باریک و نزدیک بهم بوده و هنوز از هم باز نشده باشند.
  • نمودار قیمت یک یا دو بار خطوط بالایی و بیرونی (باندهای داخلی مد نظر نیستند) بولینجر را لمس کرده باشد.
  • بعد از دو مورد فوق، وقتی خط میانگین قرمز، خط میانگین آبی را از بالا قطع کرد وازد پوزیشن فروش می شویم.
  • حد زیان، در فاصله 10 تا 15 پیپ، بالاتر از نقطه ورود تعیین شود.
  • حد سود، بعد از برخورد نمودار قیمت به خط وسطی، که بین باندهای بولینجر مشترک است، از پوزیشن خارج می شویم.

خوشبختانه شروط این استراتژی برای ورود به پوزیشن فروش در روز چهارشنبه (1آپریل 2020 ) در جفت ارز ( EUR/USD)، در تایم فریم یک ساعتی(09:00) اتفاق افتاد و سودی معادل 110پیپ در نزدیک به دوازده ساعت نصیب کاربرانی که این استراتژی را دنبال می‌کردند، گردید. (به تصویر اسلاید بعد دقت نمایید)



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.