کندل تریگر چیست


برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد چرخه های بازار اینجا کلیک کنید.

کندل تریگر چیست

شما از یک مرورگر منسوخ شده استفاده می کنید. لطفا مرورگر خود را ارتقا دهید تا کیفیت را تجربه کنید.

  • فیلم آموزشی مفاهیم مدیریت سرمایه در فارکس توسط کمیل آزادیان
  • فیلم آموزشی ارزهای دیجیتال و بلاکچین توسط نیکا پورمند
  • کتاب صوتی ۴۵ سال در وال استریت با ترجمه همایون فرزانه
  • فیلم آشنایی با مفاهیم بورس تهران توسط سعید نجفی
  • فیلم آموزشی تحلیل تکنیکال مقدماتی توسط محمد رضوانی
  • فیلم آموزش ایچیموکو توسط محمد رسول اسفندیاری
  • فیلم آموزشی استفاده از خطوط پیووت توسط علی نورانی
  • فیلم آموزشی بازار آتی کالای ایران توسط نیما کرامت و علیرضا شوشتری
  • فیلم آموزشی پرایس اکشن سبک اسمارت مانی با حسین همتی
  • فیلم آموزشی امواج الیوت پیشرفته با رضا خوش اندام

اصطلاحات تحلیل تکنیکال

واژه لاتین توضیحات
روند Trend روند زمانی تشکیل می‌شود که تغییرات نرخ به صورت مداوم در یک مسیر به وقوع می‌پیوندد. در صورتیکه آن مسیر صعودی باشد این روند را صعودی گویند. و درصورتی که آن مسیر نزولی باشد این روند را نزولی گویند. در روند صعودی دارای کفها و سقفهای بالاتر و در روند نزولی کفها و سقفهای پایین تر داریم.
خط روند Trend line خط روند از اتصال حداقل دو دره کف یا دو قله سقف به یکدیگر ساخته میشود. در روند صعودی از اتصال دره ها و در روند نزولی از اتصال قله ها. (هر چه تعداد نقاط اتصال بیشتر باشد خط روند معتبر تر است)
روند نزولی Down trend به روندی نزولی گفته میشود که در آن کف ها و سقف های پایین تر از قبل تشکیل میشود.
روند صعودی Up trend به روندی صعودی گفته میشود که در آن کف ها و سقف های بالاتر ساخته میشوند.
کانال Channel محصور کردن نوسان قیمت در یک چهارچوب و کانال
چارت Chart نموداری که در بازارهای مالی برای ثبت نوسان قیمت بکار می رود. که دارای دو بخش زمان و قیمت می باشد.
ضرر Loss
حد ضرر Stop Loss به میزان ضرری که شما برای یک معامله در نظر می گیرید. مثلا سهامی را خریده اید و برای خود مشخص می کنید که ضرر من در این خرید نهایت ده درصد خواهد بود یا مثلا ضرر من در این معامله فلان میزان خواهد بود و اجازه ضرر بیشتر نمی دهم و معامله را با ضرر می بندم. هدف از داشتم حد ضرر یا حد توقف زیان این است که از ضرر بیشتر جلوگیری کنید.
هدف Target به معنای هدف می باشد. مثلا شما سهامی را در قیمت 200 تومان میخرید و پیش بینی می کنید که به قیمت 300 تومان خواهد رسید. این 300 تومان می شود هدف قیمتی یا تارگت شما.
حد سود Take Profit به اختصار(TP=Take Profit) هم گفته می شود و به معنای این است هنگامی که وارد معامله ای می شویم و آن معامله در جهت دلخواه ما پیش میرود، باید قیمتی را برای خارج شدن از آن معامله با سود در نظر بگیریم که به این قیمت حد سود یا تیک پروفیت گفته می شود.
خرید Long به معنای ورود و بازکردن معامله خرید است (شخص در این معامله از افزایش قیمت ها نفع میبرد)
فروش Short به معنای ورود و بازکردن معامله فروش است (شخص در این معامله از کاهش قیمت ها نفع میبرد)
خرید Buy به معنای آفست شدن و تسویه حساب از معامله فروش قبلی است (یعنی شخصی از قبل پوزیشن short باز کرده و اکنون قصد بستن و کلوز این پوزیشن را دارد)
فروش Sell به معنای آفست شدن و تسویه حساب از معامله ی خرید قبلی است (یعنی شخصی از قبل پوزیشن Long باز کرده و اکنون قصد بستن و کلوز این پوزیشن را دارد)
اشباع خرید Overbought به بازاری اطلاق می شود که در آن سرعت افزایش بهای ارزیا سهام بیش از میزان معمول است وامکان تغییر حالت وجود دارد.(خریداران به نهایت قدرت رسیده اند)
اشباع فروش Oversold به بازاری اطلاق می شود که در آن کاهش بهای ارز یا سهام با سرعتی بیش از میزان معمول صورت گرفته وامکان تغییر حالت وجود دارد.(فروشندگان به نهایت قدرت رسیده اند)
ماشه (تریگر) Trigger به آرایشی از قیمت گفته میشود که شما بعد از رویت آن تصمیم می گیرد وارد معامله ی خرید یا فروش شوید. مثلا شکست خط روند، شکست یک محدوده مقاومتی یا حمایتی، فتح یا شکست قله یا دره قبلی و …. (تریگر به معنای خیلی ساده یعنی رویت شواهد و نشانه هایی برای ورود به یک معامله)
حمایت Support به محدوه ای از قیمت گفته می شود که به هر دلیلی مانع ریزش و ادامه سقوط قیمت می شود. در سطوح حمایت عرضه ها کاهش و تقاضا زیاد می شود
مقاومت Resistance به محدوه ای از قیمت گفته می شود که به هر دلیلی مانع افزایش و رشد قیمت می شود و سدی برای قیمت محسوب می شود. در سطوح مقاومت عرضه بر تقاضا پیشی می گیرد.
پیوت Pivot پیوت یکی از تعاریف کلیدی تحلیل تکنیکال می باشد و به معنای نقاط چرخش و تغییر در نمودار قیمتی است در اصل به نقاطی اطلاق می شود که نمودار دچار تغییر مسیر می شود (به بیان ساده تر نقاطی که قله ها و دره های قیمتی را میسازد). پیووت ها دو نوع هستند مینور و ماژور. در پیوت مینور تغییر اندک و در نوع ماژور تغییر زیاد است.
سووینگ Swing در لغت به معنای موج و چرخش می باشد و در اصطلاح بازارهای مالی یک واژه لاکچری هست مترادف با پیوت (high و low)
های و لو Lowو High به همان قله ها و دره های قیمتی گفته می شود که نمودار دچار چرخش و تغییر مسیر شده. این چرخش ها می تواند در مقیاس کوچک (کم اهمیت) یا در مقیاس بزرگ (پر اهمیت) باشد.
سوپلای و دیماند Supply & Demand سوپلای به معنی محل عرضه و دیماند در بازار به معنی محل تقاضا میباشد.
پیوت لاین Pivot line خطوطی هستند که بر اساس محاسبات و فرمول های خاصی روی چارت بصورت افقی رسم می شوند و می توان از آنها برای خطوط حمایت و مقاومت استفاده کرد. پیوت لاین ها بر اساس نوع فرمولی که ساخته می شوند انواع مختلفی دارند از جمله : پیوت استاندارد، پیوت فیبوناچی، پیوت دیمارک، پیوت وودی و کامریلا
نکته: پیوت لاین با نقاط پیوت که به معنای قله و دره هست تفاوت دارد.
معامله Trade معامله کردن، تجارت کردن،دادوستد کردن یک محصول تجاری (کالا،سهام و ارز)
معامله گر Trader تریدر به شخصی گفته مشود که اقدام به خرید و فروش در بازارهای مالی می کند.
پولبک Pullback پولبک (در لغت یعنی برگشت به عقب) یا بوسه خداحافظی به برگشت قیمت به سطح مهم قبلی به منظور قدرت گرفتن برای ادامه حرکت گفته میشود (مثلا اگر خط روندی شکسته شود و قیمت بعد از کمی دور شدن از خط روند در حرکت اصلاحی خود به خط کندل تریگر چیست روندش سری بزند و برگردد به آن پولبک گفته میشود.)
بازار خرسی Bear Market اصطلاحا به بازاری گفته میشود که نزولی و کاهشی است (خرس نماد بازار نزولی است)
بیریش Bearish که از ریشه کلمه bear به معنی خرس است و یعنی بازار نزولی است
بازار گاوی Bull Market اصطلاحا به بازار صعودی گفته میشود (گاو نر نماد بازار صعودی است)
بولیش Bullish از ریشه کلمه bull به معنی گاو نر می‌آید و یعنی بازار صعودی است.
شکست به بیرون Break Out اصطلاح تحلیل فنی که برای توصیف تغییرات قیمت بکار میرود هنگامی که قیمت از حمایت یا مقاومتی فرار می کند.

معامله گری و مدیریت سرمایه

معرفی ما

فراچارت یک پایگاه آموزشی و اطلاع رسانی رایگان در زمینه بازارهای مالی می باشد. ما سعی داریم با فراهم آوردن یک بستر حرفه ای، دریچه کوچکی باشیم برای کمک به معامله گران و کسانی که در بازاهای مالی فعالیت می کنند.

حق نشر

لطفا هنگام برداشت از مطالب، با ذکر منبع به رشد و شکوفایی ما کمک کنید. استفاده از حاصل زحمات دیگران بدون اجازه و بدون ذکر منبع نه تنها مورد رضایت نویسندگان فراچارت نیست بلکه در نهایت باعث ترویج بی اعتمادی و ایجاد محیط ناسالم برای رقابت خواهد شد. ( توضیحات بیشتر )

تریدینگ رنج و استراتژی معاملاتی در آن (range trading)

زمانی که قیمت در تایم فریمی که به آن نگاه میکنیم روند خاصی ندارد (نه صعودی است و نه نزولی) و داخل یک محدوده بالا و پایین می شود، تریدینگ رنج (TR) نامیده می شود.

اگر دقت کنین در بالا جمله ( در تایم فریمی که به آن نگاه میکنیم ) را به کار برده ام؛ به این معنی می باشد که شاید شما در تایم روزانه شاهد تریدینگ رنج هستید اما در تایم 5 دقیقه اطلاعات کاملا متفاوت می باشد و شما روند پر قدرتی را در جهت نزول یا صعود خواهید دید. پس تایم الگو را باید دریابید و برا اساس تایم فریم تریگر ترید نمایید.

تریدینگ رنج و استراتژی معاملاتی در آن (range trading)

بهزاد میرزازاده

از کجا بفهمیم در TR هستیم و این TR معتبر می باشد؟

وقتی که ما دو سطح داشته باشیم که شاهد دو برخورد از پایین و دو برخورد از بالا باشیم، میگوییم تریدینگ رنج رخ داده است و با اطمینان معامله میکنیم.اما اگر نیاز به پیش داوری باشد باید در نظر گرفت که بازار 3 نوع چرخه دارد و ما بعد از رخ دادن چرخه اول منتظر چرخه بعدی خواهیم شد. این چرخه ها اسپایک، کانال و تریدینگ رنج هستند.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد چرخه های بازار اینجا کلیک کنید.

از کجا بفهمیم در TR هستیم و این TR معتبر می باشد؟

استراتژی معاملات در تریدینگ رنج:

همانطور که می بینید، قیمت داخل یک محدوده در حال حرکت می باشد و ما باید از استراتژی BLSH استفاده نماییم.

  • خرید در پایین BL: buy low
  • فروش در بالا SH: sell high

دیدن کندل سیگنال بار و کی بار در بالا و پایین TR بسیار مهم است. و به ما کمک میکند با اطمینان بیشتری وارد معامله شویم اما کسانی هستند که اردرهای stop می گذارند و به محض رسیدن قیمت به سقف یا کف اردرشان فعال میشود.

کسانی که پرایس کلاسیک کار میکنند عقیده دارند هر چقدر که سطحی میزان برخورد بیشتری داشته باشد اعتبار بیشتری دارد اما کسانی که عرضه و تقاضا کار میکنند میدانند که هر چقدر برخورد ها زیاد باشد اعتبار سطح پایین تر می آید زیرا سفارش های موجود در آن سطوح به اتمام می رسد. پس ما بعد از حداکثر 4 الی 5 برخورد باید به سطوح اعتماد نکنیم و منتظر بریک از TR باشیم.

قیمت چگونه از TR خارج می شود؟

ابتدا باید بدانید که معمولا 80 درصد تلاش ها برای خروج از TR با شکست مواجه میشود و وقتی که قیمت تصمیم به خروج گرفته باشد با مومنتوم بالا (اسپایک) از TR خارج می شود و آغاز حرکت خروج معمولا از وسط تریدینگ رنج شروع می شود.

استاپ (SL) گذاری در تریدینگ رنج:

روش های مختلفی برای استاپ گذاری وجود دارد اما به دلیل اینکه در تریدینگ رنج ها اگر قیمت از سطح خارج شود، 80 درصد احتمال دارد دوباره به داخل تریدینگ رنج برگردد؛ پس ما استاپ خود را رو به اندازه نصف طول تریدینگ رنج قرار می دیم

اهداف کندل تریگر چیست قیمتی بعد از شکست:

هنگامی که قیمت یک خروج موفق از تریدینگ رنج داشته باشد معمولا به اندازه ارتفاع تریدنگ رنج حرکت می کند. این اندازه یک نقطه ورود دوباره در جهت مخالف نیز می باشد.به شرط اینکه سایکل رسیدن به این نقطه کانال باشد ( اسپایک نباشد). هدف دوم نیز دو برابر ارتفاع تریدینگ رنج می باشد


اهداف قیمتی درون تریدینگ رنج:

درون تریدینگ رنج معمولا قیمت به میدلاین واکنش بسیاری می دهد اما اهداف سقف و کف می باشد و برگشت هایی که از میدلاین اتفاق می افتد نباید باعث شود که سریع از پوزیشن خارج شویم؛ این احتمال وحجود دارد که بعد از برخورد به میدلاین دوباره قیمت به نقطه ورود ما برگردد اما اگر در ابتدای تریدینگ رنج هستیم نباید نگران این اتفاق باشیم. ( اما در انتها باید نگران بود زیرا قیمت معمولا از میدلاین حرکت خروج را آغاز می کند)

خاصیت مگنت:

قیمت در تریدینگ رنج نسبت به کف و سقف خاصیت آهنربایی دارند؛ یعنی هنگامی که به کف و سقف نزدیک می شود کندل های پر قدرتی را ثبت می نماید. دلیل این اتفاق یکسو شدن دیدیگاه عمومی در نزدیکی کف و سقف می باشد. حتما به این خاصیت دقت داشته باشید. اگر خواستان به این مبحث نباشد احتمال دارد پوزیشن همسو با کندل ها بگیرید و متحمل ضرر شوید.

در نهایت نکته مهمی که باید به یاد داشته باشید این است که در تریدینگ رنج ها اندیکاتور ها به درستی عمل نمیکنند و شما را سر در گم می کنند

 تریدینگ رنج ها اندیکاتور ها

برای دیدن ویدیو آموزشی مربوط به مبحث تریدینگ رنج، اینجا کلیک کنید

روانشناسی تریدینگ رنج:

قیمت برای همیشه نمی تواند صعودی یا نزولی باشد؛ گاهی معامله گران کندل تریگر چیست سر در گم می شوند، گاهی سفارش نهنگ های بازار پر نشده است، گاهی دیدگاه ها تغییر می کند، گاهی بازار انتظار یک اتفاق و یا خبر مهم را دارد و . تمامی این بی تصمیمی ها در بازار موجب ایجاد تریدینگ رنج می شود و در نهایت تصمیم گیری انجام می شود و قیمت معمولا با مومنتوم بالا حرکت میکند.

بورس آموز

زمانی که سهمی در محلی حمایت گردد و به علت تقاضا روند افزایشی پیدا کند افرادی که به روند اطمینان ندارند" مقداری " از سهم را می فروشند که این باعث پول بک سهم می گردد در صورت حمایت مجدد روند + سهم قطعی ش

تریگر چیست؟

زمانی که سهمی در محلی حمایت گردد و به علت تقاضا روند افزایشی پیدا کند افرادی که به روند اطمینان ندارند" مقداری " از سهم را می فروشند که این باعث پول کندل تریگر چیست بک سهم می گردد در صورت حمایت مجدد روند + سهم قطعی شده و پس از این حمایت مجدد در چندین جای می توان اقدام به خرید نمود که اصطلاحا تریگر خوانده می شوند و به ریسک پذیری خریدار بستگی دارد .

تریگر بر مبنای ریسک دو دسته است : خرید در محل پول بک که اصطلاحا تریگر کندلی خوانده می شود و خرید در مقاومت پس از حمایت در پول بک ، تریگر خطی نامیده شده است و در هر دو مورد باید از حجم و قدرت خرید اطمینان حاصل نمود با رعایت حد ضرر مناسب جهت خروج خرید انجام داد ؛ لازم به ذکر است که نوعی خرید با ریسک بالا وجود دارد که با تشخیص کف حمایتی خرید می شود و به اشتباه گاها تریگر کندلی نامیده می گردد حال آنکه تریگر فقط به محل هایی گفته می شود که روند سهم قطعی شده باشد

صفحه اصلی | تالار گفتمان | ثبت نام | ورود | تماس با ما
تمامی حقوق برای بورس آموز محفوظ می باشد هرگونه کپی برداری ممنوع است.

پرایس اکشن (Price action) چیست و چه کاربردی دارد؟

پرایس اکشن (Price action) و چه کاربردی دارد؟

پرایس اکشن، به بیان ساده، یک استراتژی معاملاتی است که به تریدر‌ها در بازارهای مالی، مخصوصا مارکت ارزهای دیجیتال، اجازه می‌دهد تا بازار را بخوانند و تصمیمات تجاری ذهنی خود را بر اساس حرکت‌های اخیر و واقعی قیمت و نه بر اساس شاخص‌های فنی اتخاذ کنند. در این مقاله از وبسایت ارز تودی قصد داریم معاملات پرایس اکشن را به بیان ساده برای شما بازگو کنیم.

پرایس اکشن چیست؟ (Price action)

پرایس اکشن قسمت مهمی از تحلیل تکنیکال است. این نوع تحلیل برای تریدر‌هایی که انتخاب‌های خود را بر اساس قیمت دارایی‌ها قرار می‌دهند، مناسب است. به هر حال، نوسانات قیمت در بازار‌های مالی باعث سود یا زیان می‌شود، بنابراین پیش‌بینی درست قیمت ارزهای دیجیتال و اوراق بهادار یکی از نشانه‌های موفقیت است.

نحوه خواندن پرایس اکشن

امواج روند و امواج پولبک که به‌عنوان امواج ایمپالس یا پیشرو و امواج اصلاحی نیز شناخته می‌شوند، هنگام معامله بر اساس حرکت قیمت تحلیل می‌شوند. هنگامی که تعداد امواج روند از امواج اصلاحی بیشتر باشد، روند پیشرفت می‌کند. تریدر‌ها به جهت تعیین روند، به سوئینگ بالا، سوئینگ پایین و یا مدت زمان موج‌های روند و پولبک نگاه می‌کنند. با توجه به این معیار‌ها، قیمت در طول یک صعود، سوئینگ‌های بالاتر وسوئینگ‌های پایین‌تری ایجاد می‌کند. عکس آن نیز برای قیمت نزولی صادق است. خطوط روند بین خطوط حمایت و مقاومت در نمودار قیمت شناور می‌شوند و قله‌ها بین آن‌ها قرار می‌گیرند.

به تصویر زیر که خطوط نمودار کندل استیک آمازون (AMZN) است نگاه کنید، این تصویر امواج اصلی بالا و پایین و تغییر روند نزولی و معکوس شدن به روند صعودی را نشان می‌دهد.

خطوط نمودار کندل استیک آمازون (AMZN)

امواج قیمت همچنین می‌توانند الگو‌هایی مانند محدوده (امواج با اندازه مساوی در حال افزایش و کاهش)، مثلث (امواج قیمت در حال کوچک شدن و کوچک شدن) و دامنه افزایش (سوئینگ بالاتر و سوئینگ پایین‌تر) ایجاد کنند.

امواج با اندازه مساوی در حال افزایش و کاهش)

در واقع روند‌ها و الگو‌ها عضو اصلی در پرایس اکشن هستند. تریدر‌ها همچنین به نمودار‌های کندل استیک برای سطوح و الگو‌های عرضه و تقاضا توجه می‌کنند.

پرایس اکشن در فارکس

معاملات پرایس اکشن در همه بازار‌ها از یک قانون پیروی می‌کند. با این حال، نکاتی وجود دارد که دانستن آن‌ها مهم است. نکته اول این است که با وجود اینکه ارز‌های دیجیتالی ۲۴ ساعته در حال معامله هستند، اما بعضی از جفت‌های فارکس زمانی که بازر آن‌ها بسته است، حرکت کمتری دارند. در ادامه‌ی مقاله نحوه کار پرایس اکشن در بازار‌های مختلف مانند بازار‌های فارکس، سهام، شاخص و کالا را به شما آموزش می‌دهیم.

نحوه ترید عرضه و تقاضا به کمک پرایس اکشن

زمانی که فروشندگان زیادی وارد بازار می‌شوند، کاهش شدید قیمت و عدم بازگشت آن رخ می‌دهد که در آن مناطق عرضه قابل توجه است. تریدر‌ها باید مراقب این موارد باشند، زیرا ممکن است فروشندگان هنوز در اطراف باشند و در صورت افزایش قیمت آماده فروش باشند و قیمت را دوباره به پایین بکشند. در جایی که خریداران زیادی به بازار می‌پیوندند، مناطق تقاضا شکل می‌گیرد. قیمت بالا رفته و از آن به بعد کاهش نمی‌یابد. تریدر‌ها به دنبال این هستند که ببینند اگر قیمت به آن سطح بازگردد، آیا بعد از خرید مجدداً افزایش می‌یابد یا خیر.

نحوه ترید عرضه و تقاضا به کمک پرایس اکشن

الگو‌های معاملاتی پرایس اکشن

الگو‌های ادامه دهنده

این الگوها در طول یک روند ظاهر می‌شوند. فرض کنید روند صعودی است و یک مثلث تشکیل شده است. قیمت به دلیل روند صعودی به طور قابل توجهی و به صورت صعود به سمت بالا ‌می‌رود؛ زیرا روند صعودی است. همین موضوع در روند نزولی نیز صدق می‌کند. تکنیک این است که منتظر بمانید تا یک روند توسعه یابد، سپس منتظر بمانید تا یک الگو ظاهر شود، و در نهایت تنها در صورتی معامله کنید که قیمت در جهت روند از الگو خارج شود.

به مثال زیر توجه کنید:

به مثال زیر توجه کنید:

الگو‌های ریورسال

زمانی که قوانین یک روند صعودی یا نزولی شکسته می‌شود، ریورسال پرایس اکشن رخ می‌دهد. وقتی یکی از این اصول اساسی نقض شود، روند دچار مشکل می‌شود. اگر هر دو معیار نقض شوند، بسته به اینکه کدام امواج مشاهده می‌شود، روند برمی گردد.

الگو‌های ریورسال

به یاد داشته باشید که یک روند صعودی با سوئینگ بالا و پایین‌تر، نشان دهنده یک خطر است. زمانی که یک سوئینگ پایین را پایین می‌آورد، اگر قیمت پس از آن به سوئینگ پایین‌تری نیز رسید، یک ریورسال اتفاق خواهد افتاد. البته این امر احتمال برگشت را رد نمی‌کند و باعث می‌شود روند صعودی از سر گرفته شود. داده‌ها فقط نشان می‌دهند که یک ریورسال ممکن است رخ دهد. نمودار بالا یک تغییر قیمت از یک روند صعودی به یک روند نزولی و سپس بازگشت به یک روند صعودی را نشان می‌دهد.

استراتژی‌های پیشرفته پرایس اکشن

استراتژی معاملاتی ریجکشن قیمت

زمانی که قیمت سعی می‌کند از یک سطح کلیدی عبور کند اما به دلیل اینکه نیروی کافی برای ادامه حرکت وجود ندارد، موفق به انجام این کار نمی‌شود، این موضوع به عنوان ریجکشن قیمت یا رد قیمت شناخته می‌شود. زمانی که این اتفاق رخ می‌دهد ممکن است حرکت خلافی انجام دهید. به همین دلیل در زمان ریجکشن قیمت به نکات زیر دقت کنید:

  • قیمت به یک سطح بحرانی (عرضه، تقاضا، یا منطقه شکست الگو) نزدیک می‌شود.
  • قیمت در حال نزدیک شدن است یا ممکن است در منطقه شکسته شود.
  • هنگامی که حرکت قیمت شکسته می‌شود، قیمت به سمت دیگری می‌رود.
  • کندل معمولاً لانگ تیل (long کندل تریگر چیست کندل تریگر چیست tail) دارد.
  • فرصت برای ورود با حرکت قیمت به سمت دیگر فراهم می‌شود.

به پرایس ریجکشن در نمودار عرضه و تقاضای EUR/USD دقت کنید. کندل‌ها دارای لانگ تیل هستند، که نشان‌دهنده تلاش‌های شکست‌خورده قبلی است.

استراتژی پرایس اکشن رنکو (Renko)

نمودار‌های رنکو از آجر تشکیل شده‌اند که هر آجر زمانی ظاهر می‌شود که قیمت مقدار مشخصی افزایش یافته باشد. آجر‌ها فقط در زوایای ۴۵ درجه ظاهر می‌شوند و تا زمانی که برعکس شوند به همان رنگ باقی می‌مانند. هنگامی که قیمت دو آجر در جهت دیگر حرکت می‌کند، به این حالت ریورسال گفته می‌شود و جالب است بدانید که در بازار‌های پرطرفدار، نمودار‌های رنکو مؤثر هستند.

استراتژی پرایس اکشن رنکو (Renko)

نکته: اگر نمودار رنکو همان رنگ را حفظ کرد و روند ادامه داشت، تریدر‌ها باید در معامله باقی بمانند. اما اگر معکوس شود، ممکن است زمان ترک معامله فرا رسیده باشد. بلوک‌های رنکوی بالا که برای ساختن نمودار تسلا ایجاد شده‌اند را در نظر بگیرید. این نمودار تریدر‌ها را در طول روند صعودی در ماه مارس نگه داشته است.

استراتژی پرایس اکشن اسکالپینگ

روش معاملاتی که در آن سود و زیان به سرعت انجام می‌شود و معاملات فقط چند دقیقه یا کمتر طول می‌کشند، اسکالپینگ گفته می‌شود. این روش مستلزم استفاده از ۳ تا ۵ پیپ حد ضرر و هدف کندل تریگر چیست ۵ تا ۱۰ پیپ در اسکالپینگ فارکس است. در بازار سهام، ممکن است برای به دست آوردن یا ریسک کردن چند سنت باشد. اسکالپینگ عبارت است از ورود و خروج سریع یک موقعیت به منظور سود بردن از نوسانات جزئی قیمت. نمودار‌های یک دقیقه‌ای معمولاً توسط اسکالپر‌ها استفاده می‌شود.

استراتژی پرایس اکشن اسکالپینگ

تکنیک اسکالپینگ به این صورت است که در جهت روند معامله کنید و در طی یک پولبک زمانی که قیمت شروع به حرکت به سمت عقب در جهت روند می‌کند، وارد شوید. تریدر‌ها معمولاً در این مواقع به دنبال الگو‌هایی مانند یک شمع در جهت روند، یک شمع را در جهت عقب نشینی هستند تا ورود کنند. در نمودار ۱ دقیقه‌ای Alcoa [AA]، فلش‌ها الگو‌های فراگیر را نشان می‌دهند که نشان‌دهنده ورود احتمالی است. در حالی که این یکی از نمونه‌های تکنیک اسکالپینگ است، ممکن است از هر یک از تاکتیک‌ها و اصول توصیف شده در پرایس اکشن استفاده شود.

استراتژی پرایس اکشن برای معاملات سوئینگ

یک استراتژی معاملاتی سوئینگ می‌تواند هر یک از تاکتیک‌های پرایس اکشن ذکر شده در بالا را در بر بگیرد. تریدر‌های سوئینگ، اغلب به دنبال تنظیمات معاملاتی در نمودار‌های ساعتی، ۴ ساعته و روزانه هستند، در حالی که ممکن است ورودی بازار خود را در نمودار‌های ۱۵ دقیقه یا ۵ دقیقه تنظیم کنند.کندل تریگر چیست

استراتژی پرایس اکشن برای معاملات سوئینگ

بیایید به نمونه‌ای از عرضه و تقاضا و همچنین معامله با روند نگاه کنیم. در این نمودار ۴ ساعته USD/CAD، یک رکود کلی وجود دارد. همانطور که می‌بینید، قیمت افزایش می‌یابد، در یک سوئینگ بالا قرار می‌گیرد، قبل از اینکه به بالاترین حد قبلی برسد، به یک روند نزولی کوتاه مدت سقوط می‌کند. از آنجایی که روند نزولی است، قیمت وارد منطقه عرضه می‌شود. در صورتی که قیمت وارد منطقه عرضه شود، از قیمت قبلی خود بالاتر می‌رود. اگر قصد خرید یک سهام را دارید، قبل از شکستن تثبیت به سمت نزولی، منتظر یک الگوی نزولی باشید تا قیمت تثبیت شود. فلش نشان دهنده شکست تثبیت است که در این مورد به سمت نزول پیش می‌رود.

حد ضرر و حد سود در معاملات پرایس اکشن

برای کنترل ریسک می‌توانید از گزینه حد ضرر استفاده کنید. زمان معاملات لانگ، یک حد ضرر یا استاپ لاس زیر آخرین سوئینگ پایین قرار می‌گیرد. برای معاملات شورت می‌توانید آن را در آخرین سوئینگ بالا قرار دهید. این امر از کاهش بیش از حد قیمت یا بالا رفتن بیش از حد در هر دو مورد جلوگیری می‌کند. هنگامی که آجر‌ها در نمودار‌های رنکو جهت معکوس و تغییر رنگ می‌دهند، می‌توانید از آن خارج شوید.

تریدر‌های پرایس اکش، باید سود خود را قفل کنند. این کار به چند روش امکان‌پذیر است. استفاده از نسبت ریسک به پاداش یکی از ساده‌ترین تکنیک‌ها است. اگر در معاملات اسکالپ ۰. ۰۵ دلار به ازای هر سهم ریسک کنید، ۰. ۱۰ دلار سود خواهید داشت.؛ یعنی نسبت ریسک به پاداش ۲: ۱ است. اسکالپینگ معمولاً با نسبت ۱. ۵: ۱ یا ۲: ۱ انجام می‌شود. تریدر‌های سوئینگ معمولاً از نسبت ۱: ۳ یا بیشتر استفاده می‌کنند. اگرچه هر تریدر خود می‌تواند این نسبت را تعیین کند.

یک روش دیگر خروج با استفاده از خود پرایس اکشن است. به این صورت که اگر معامله‌ای را به این دلیل شروع می‌کنید که بازار در حال کاهش است، تا زمانی که روند معکوس شود در آن بمانید. پس پرایس اکشن به نشانه‌هایی مبنی بر تغییر بازار، زمان خروج را مشخص می‌کند. اگر در زمان عرضه وارد می‌شوید، با تقاضا خارج شوید؛ و اگر نزدیک یک تقاضا وارد می‌شوید، نزدیک عرضه معامله را ترک کنید.

بهترین‌ اندیکاتور‌ها برای معاملات پرایس اکشن

معمولاً تریدر‌های پاریس اکشن از‌ اندیکاتور‌ها استفاده نمی‌کنند، مگر برای شناسایی حد ضرر، حد سود و سطوح ورود. ‌اندیکاتور‌ها می‌توانند به عنوان تأییدی برای آنچه تریدر‌ها در بازار مشاهدده می‌کند، عمل کنند.

اصلاحات فیبوناچی

در نمودار، اصلاح فیبوناچی از پایین به یک بالا (در یک روند صعودی) یا از بالا به یک پایین (در یک روند نزولی) رسم می‌شود. خطوط رسم شده نشان دهنده مکان‌هایی هستند که قیمت می‌تواند مجدداً افزایش یابد. سطوح ۲۳.۶ درصد، ۳۸.۲ درصد، ۵۰ درصد، ۶۱.۸ درصد و ۱۰۰ درصد هستند. پولبک‌ها در یک روند قوی معمولاً کم عمق هستند و در اکثر مواقع به ۳۸.۲ درصد می‌رسند. پولبک بیش از ۵۰ درصد و ۶۱.۸ درصد در اکثر روند‌ها رایج است.

اصلاحات فیبوناچی

نمودار بالا روند صعودی را نشان می‌دهد. ابزار اصلاح با استفاده از آخرین موج بالا ترسیم می‌شود. از آنجایی که قیمت در حال افزایش است، ۱۰۰ درصد در پایین حرکت و ۰ درصد در بالا قرار می‌گیرد. اگر قیمت در حال کاهش است، می‌توانید از استراتژی مخالف استفاده کنید و انتظار سقوط بیش از ۵۰ درصدی را داشته باشید. سپس، همانطور که قبلاً گفته شد، منتظر یک سیگنال ارز دیجیتال باشید. پس از سقوط قیمت به زیر سد ۶۱.۸ درصد، افزایش قابل توجهی به سمت صعود وجود دارد. این موضوع ممکن است، سیگنالی برای خرید باشد.

شاخص قدرت نسبی (RSI)

شاخص قدرت نسبی (RSI) موقعیت قیمت را در محدوده قیمتی ۱۴ دوره محاسبه می‌کند. قیمت زمانی که RSI در بالای ۷۰% قرار دارد، در محدوده بالا است. قیمت در محدوده پایین‌تر از جایی است که معاملات در ۱۴ بار قبلی زیر ۳۰٪ است. در طول روند‌ها، تریدر‌ها منتظر خروج قیمت از این مناطق برای تأیید معاملات هستند.

شاخص قدرت نسبی (RSI)

اگر RSI به زیر ۳۰ رسید و سپس از آن بالاتر رفت، تریدر‌ها سعی می‌کنند در طول یک صعود خرید کنند. هنگامی که RSI از ۷۰ بالاتر می‌رود و در طول یک رکود به پایین می‌آید، معامله گران به سمت معاملات شورت ‌می‌روند. نمودار نفت در مثال را در نظر بگیرید. در همان زمان که حرکت قیمت و اصلاح فیبوناچی نشانه ورود بود، RSI به زیر ۳۰ رفت و سپس دوباره به بالای صفحه بازگشت.

اسیلاتور تصادفی (اسکوکاستیک)

استوکاستیک جهت شناسایی نقاط عطف و تأیید سیگنال‌های پرایس اکشن استفاده می‌شوند. تقریباً مشابه با RSI است. دو خط در‌اندیکاتور تصادفی وجود دارد: استوکاستیک و خط سیگنال. از آنجایی که خط سیگنال یک میانگین متحرک تصادفی است، کندتر حرکت می‌کند.

اسیلاتور تصادفی (اسکوکاستیک)

تریدر‌هایی که به دنبال معامله سیگنال پرایس اکشن هستند، باید به دنبال تصادفی برای عبور از خط سیگنال باشد. آن‌ها باید منتظر بمانند تا سیگنال حرکت قیمت و استوکاستیک از خط سیگنال قبل از ورود به یک معامله لانگ افزایش یابد. در نمودار بالا، استوکاستیک اطلاعات قابل مقایسه‌ای را به RSI ارائه می‌دهد.

نتیجه پایانی

آیا معاملات پرایس اکشن سود‌آور است؟ سود، مانند هر روش یا ابزار معاملاتی دیگری، با نحوه استفاده از آن تعیین می‌شود. معاملات پرایس اکشن نشان داده است که برای بسیاری از سرمایه‌گذاران و معامله گران موفق سودآور بوده است. اما برای ترید‌هایی که تنها به نمودار‌ها نگاه می‌کنند و عناصر اساسی مانند شاخص‌های اقتصادی و اخبار مهم را نادیده می‌گیرند، ممکن است تأثیرات مثبت یا منفی را در معاملات خود تجربه کنند. با این حال به یاد داشته باشید که ترید‌های موفق در پرایس اکشن وجود دارند، اما برای تبدیل شدن به یکی از این افراد موفق یادگیری تاکتیک‌های پرایس اکشن و شناسایی روند‌ها، الگو‌ها و ریورسال‌ها الزامی است.

سوالات متدوال

سوالات متداول

آنالیز Price Action چیست؟

پرایس اکشن، نوعی از تحلیل تکنیکال است که به دنبال دلیل رخ دادن اتفاقات مختلف در بازار است و به پیش‌بینی قیمت‌ها در بازار کمک می‌کند.

در تحلیل پرایس اکشن از چه ابزار‌‌هایی کندل تریگر چیست استفاده می‌شود؟

بیشتر تحلیل‌گران در آنالیز پرایش اکشن از ابزاری همچون میانگین متحرک،‌ خط روند و دامنه معاملاتی استفاده می‌کنند.

نکته: توجه داشته باشید این مقاله صرفا با هدف راهنمایی و آشنایی شما با پرایس اکشن نوشته شده است و ارز تودی مسئولیتی در مقابل تصمیمات یا عواقب مالی آن برای افراد ندارد.

تایم‌ فریم چیست؟ سود چند برابری با مولتی تایم فریم!

تایم فریم چیست

برای کسب سود مداوم در بازارهای مالی، معامله گران باید چگونگی تشخیص روند بازار را یاد بگیرند تا بر اساس آن، مولتی تایم فریم معامله کنند. جملات کلیشه‌ای زیادی هم در این زمینه وجود دارند و حتما تا‌به‌حال این موارد را شنیده‌اید که گفته می‌شود: «بر اساس روند معامله کنید»، «با روند بازار مبارزه نکنید» و «روند دوست شما است».

  • 1) تایم فریم Time Frame یا مقیاس (دوره) زمانی چیست؟
  • 2) انواع تایم فریم‌های مرسوم در نمودارهای قیمت
  • 3) تایم فریم، شاه کلید تشخیص روند بازار
  • 4) عوامل تاثیرگذار در انتخاب تایم فریم
  • 5) چگونه بهترین تایم فریم معاملاتی را انتخاب کنم؟
  • 6) استفاده از تایم فریم کوتاه‌مدت ممنوع!
  • 7) مولتی تایم فریم چیست؟
  • 8) بهترین ترکیب Time Frame در تحلیل تکنیکال کدام است؟
  • 9) ترکیب (پیشنهادی) مولتی تایم فریم برای انواع معامله گران
  • 10) کلام پایانی

اصلی‌ترین‌ سوالی که در این بخش برای شما ایجاد می‎‌شود، این است که اصولا یک روند چه‌قدر طول می‌کشد و چه‌زمانی برای ورود به بازار و خروج از آن مناسب است؟ آیا باید به‌محض مشاهده هر حرکت افزایشی یا کاهشی در نمودارهای قیمت اقدام به خرید و فروش کنیم؟!

حتما شما هم به‌عنوان یک معامله گر، در گفت‌وگوهای ذهنی خود با چنین مواردی رو‌به‌رو شده‌اید. این سوالات کاملا منطقی است و برای پاسخ به آن‌ها صرفا نمی‌توان به عبارات کلیشه‌ای سرمایه گذاری استناد کرد. اگر یک معامله گر تکنیکالی هستید، پیش از اینکه بخواهید با استفاده از ابزار تحلیل نموداری روند بازار را تشخیص دهید، باید تایم فریم Time Frame تحلیل و معاملات خود را تعیین کنید یا حتی در بعد حرفه‌ای‌تر، باید تایم فریم‌های چندگانه (مولتی تایم فریم) خود را مشخص کنید. پیش از شروع مطلب اصلی و برای درک بهتر اهمیت مبحث تایم فریم در تحلیل تکنیکال، به یک موقعیت فرضی توجه کنید.

شما نمـودار قیمت را مشاهده می‌کنید؛ در تایم فریم هفتگی (W1) یک حرکت صعودی می‌بینید. تایم فریم روزانه (D1) نشان می‌دهد که بازار در حال ثبت نقاط سقف و کف پایین‌تر (روند نزولی) است. نمودار یک ساعته (H1) نیز حاکی از این است که قیمت توانی برای افزایش یا کاهش ندارد و بازار در وضعیت خنثی (رنج) است. در این شرایط شما چه تصمیمی می‌گیرید، خرید یا فروش؟!

برای پاسخ به این سوال و درک مفهوم تایم ‌فریم در ادامه مطلب همراه ما باشید.

تایم فریم Time Frame یا مقیاس (دوره) زمانی چیست؟

نمودار قیمت بیتکوین

زمانی که به یک نمـودار قیمت نگاه می‌کنیم، دو بعد اصلی تشکیل دهنده نمودار شامل قیمت و زمان است؛ در واقع نمودارهای بازار سهام، داده‌های قیمت را بر حسب مولفه زمان برای ما نمایش می‌دهند. تایم‌ فریم یا دوره زمانی، یک مقیاس یا چهارچوب برای نمایش نوسانات قیمت در یک دوره زمانی مشخص است. برای درک بهتر این مفهوم به یک مثال ساده توجه کنید.

در مقاله «انواع نمودار قیمت در تحلیل تکنیکال» بیان کردیم که نمودار کندل استیک، از شمع یا اصطلاحا کندل‌های قیمتی تشکیل شده است که هر کندل از چهار پارامتر شامل قیمت باز شدن (Open-O)، بسته شدن (Close-C)، بیشترین (High-H) و کمترین (Low-L) ایجاد می‌شود. حالا یک کندل 5 دقیقه‌ای که راس ساعت 12 در نمودار ایجاد شده را در نظر بگیرید؛ این کندل نشان‌دهنده نوسانات قیمت در بازه زمانی ابتدای 12:00 تا پایان 12:04 یعنی همان 5 دقیقه منحصربه‌فرد است. به‌طور مشابه، شما برای مشاهده نوسانات در سایر بازه‌های زمانی باید تایم فریم نمودار خود را عوض کنید تا به‌طور مثال، نوسانات قیمت در بازه یک ساعت اخیر را مشاهده کنید.

انواع تایم فریم‌های مرسوم در نمودارهای قیمت

  • 1 دقیقه‌ای (M1)
  • 5 دقیقه‌ای (M5)
  • 15 دقیقه‌ای (M15)
  • 30 دقیقه‌ای (M30)
  • یک ساعته (H1)
  • چهار ساعته (H4)
  • روزانه (D1)
  • هفتگی (W1)
  • ماهیانه (MN)

به‌طور کلی، بسته به تایم فریم و داده‌های قیمتی نمودار، تعداد میله‌ها یا کندل‌هایی که در نمودار مشاهده می‎‌کنید متغیر خواهد بود. در مورد تایم فریم به این نکته توجه داشته باشید که تایم فریم‌های کوتاه‌مدت (مثلا نمودارهای دقیقه‌ای و ساعتی) معمولا فرصت‌های معاملاتی بیشتری ایجاد می‌کنند و به همان میزان، امکان خطا و نوسانات کاذب نموداری بیشتری هم دارند! به‌عبارت دیگر، نمودارهای قیمت با تایم‌ فریم کوچک‌تر سرعت نوسانات بیشتر و ثبات کمتری دارند، در نتیجه حین انتخاب تایم فریم باید به این نکته مهم توجه کنید.

تایم فریم، شاه کلید تشخیص روند بازار

روندهای قیمتی به 3 دسته کلی کوتاه‌مدت، میان‌مدت و بلندمدت تقسیم می‌شوند. بر همین اساس، معامله گران تکنیکالی هم باید افق سرمایه گذاری خود طبق همین فرمول مشخص کنند. در واقع شما باید بر اساس عواملی نظیر روحیات شخصی، سرمایه، زمان کاری و…، افق و سبک سرمایه گذاری خود را مشخص کنید. به بیان ساده، شما نمی‌توانید هم سرمایه گذار میان‌مدت و بلندمدت باشید و هم به‌واسطه معاملات دقیقه‌ای نوسان‌گیری کنید! برای درک بهتر این مفهوم به تصویر زیر توجه کنید.

3 تایم فریم مختلف از نمودار اتریوم

نمودار فوق مربوط به اتریوم است که به‌صورت همزمان و مقایسه‌ای، 3 تایم فریم شامل نمودار 1 دقیقه، 15 دقیقه و یک ساعته این ارز دیجیتال نمایش داده شده است. پر واضح است که از نظر روند، تطابق مشخص و قطعی بین 3 نمودار بالا وجود ندارد و در هر کدام از تایم‌ فریم‌ها، شرایط متفاوتی را مشاهده می‌کنیم. البته توجه داشته باشید که این یک قاعده قطعی نیست؛ اما باید بدانیم که شرایط و روند نمودار در هر تایم فریم می‌تواند متفاوت و یا شاید متناقض باشد. بنابراین توجه به Time Frame یکی از پیش‌نیازهای کلیدی تشخیص روند بازار است.

عوامل تاثیرگذار در انتخاب تایم فریم

روحیات شخصی و سبک سرمایه گذاری

یکی از جذابیت‌های اصلی بازارهای مالی نظیر ارز دیجیتال، نوسانات و فراریت بالای این بازارها نسبت به رقبای سنتی‌شان است. همین موضوع سبب می‌شود که بسیاری با رویای نوسان‌گیری روزانه و کسب سودهای افسانه‌ای (و البته به‌صورت مداوم!) وارد این بازار شوند. اگر روحیات سرمایه گذاری شما بلندمدت است، باید تایم فریم‌های بزرگ را انتخاب کنید اما در غیر این صورت، تایم فریم‌های روزانه و بالاتر برای معاملات شما مناسب نخواهد بود.

ساختار روش و ابزار تحلیل

اگر بر اساس تحلیل فاندامنتال (بنیادی) ترید می‌کنید، مبحث تایم فریم برای شما موضوعیت چندانی ندارد و صرفا باید به افق سرمایه گذاری خود (که اغلب در این صورت بلندمدت است) توجه کنید؛ اما اگر تحلیلگر تکنیکال هستید، باید ابزار معاملاتی خود را در تایم فریم مورد نظر به‌صورت بک تست (تست استراتژی در گذشته بازار) و فوروارد تست (تست استراتژی در زمان حال که معمولا با استفاده از حساب تمرینی انجام می‌شود) ارزیابی کنید تا متوجه شوید که آیا این تکنیک معاملاتی می‌تواند مثلا در نمودار 1 دقیقه کارایی داشته باشد یا خیر؟!

به‌عنوان مثال، ممکن است استفاده از سیستم تقاطع میانگین‌های متحرک در نمودار هفتگی سالانه صرفا چند سیگنال معاملاتی صادر کند و نیازمند صبر و سرمایه بالایی باشد اما همین سیستم، در Time Frameهای ساعتی یا دقیقه‌ای شرایط کاملا متفاوتی دارد.

مدیریت ریسک

فرآیند مدیریت ریسک در معامله گری بر اساس تحلیل تکنیکال، ارتباط مستقیمی با تایم فریم مورد استفاده شخص دارد. زمانی که شما از تایم فریم‌های بزرگ‌تر برای تحلیل و معامله استفاده می‌کنید، معمولا فاصله نقطه ورود تا نواحی حد ضرر و سود زیاد است و در صورتی که بازار بر خلاف موقعیت معاملاتی شما حرکت کند، متحمل زیان سنگینی می‌شوید! از طرف دیگر، امکان نرسیدن به حد سود تعیین شده نیز وجود دارد. البته باید به این نکته هم توجه داشته باشیم که معامله گری در تایم‌ فریم‌های کوچک ممکن است منجر به بروز ضررهای متعدد شود و در هر دو صورت، توجه به مدیریت معامله و محافظت از سودها الزامی است.

چگونه بهترین تایم فریم معاملاتی را انتخاب کنم؟

برای انتخاب تایم فریم باید به 2 سوال اساسی پاسخ دهید:

  • در طول روز، چقدر زمان آزاد برای تحلیل و معامله گری دارید؟
  • مناسب‌ترین تایم فریم برای استراتژی معاملاتی شما کدام است؟

تایم فریم باید به‌طور کامل با روحیات و سبک معامله گری شما انطباق داشته باشد. برخی معامله گران یک نمودار 5 دقیقه‌ای پر نوسان با تعداد معاملات نسبتا بالا را ترجیح می‌دهند. در حالی‌که، برخی دیگر یک نمودار 30 دقیقه‌ای به نسبت کم نوسان که نویزهای نمودار 5 دقیقه‌ای را پوشش می‌دهد را مناسب‌تر می‌دانند. طرفداران Time Frameهای کوتاه‌مدت معتقدند که فرصت‌های معاملاتی بیشتری در این نمودارها وجود دارد و در نتیجه، می‌توان سود بیشتری به‌دست آورد! حتی برخی سرمایه گذاران موفق (با افق سرمایه گذاری بلندمدت) که سال‌ها است در بازارهای مالی فعالیت می‌کنند نیز گاها وسوسه می‌شوند تا به معاملات کوتاه‌مدت در نمودارهای دقیقه‌ای بپردازند؛ اما باید بدانیم که تایم فریم‌های کوچک همیشه و برای همه سودآور نیست!

به‌عنوان یک قاعده کلی، اگر تجربه بالایی در زمینه تحلیل تکنیکال و معامله گری ندارید، استفاده از نمودارهایی با تایم فریم‌های بزرگ‌تر یا اصطلاحا نمودارهای بلندمدتی برای شما بهتر است تا اسیر نوسانات کاذب و ناگهانی بازار نشوید.

استفاده از تایم فریم کوتاه‌مدت ممنوع!

نمودار قیمت ارز دیجیتال

معامله گری در تایم فریم‌های کوچک و به قصد نوسان‌گیری تا حدودی سخت‌تر است زیرا شما زمان کمتری برای تصمیم‌گیری در مورد ناحیه کندل تریگر چیست ورود، حد ضرر، حد سود و حجم معامله دارید. همچنین در کنار این نوسانات سریع و کوچک، باید کارمزدهای معاملاتی را نیز در نظر داشته باشید؛ بنابراین یک موقعیت معاملاتی کوتاه‌مدت با نسبت ریسک به ریوارد (پاداش) کوچک‌تر در انتظار شما است. در نهایت این عوامل سبب می‌شوند که معاملات کوتاه‌مدتی در تایم فریم‌های کوچک، نسبت به معاملات بلندمدتی در تایم‌ فریم‌های بزرگ شرایط سخت‌تری داشته باشد.

علاوه بر موارد فوق، تغییرات قیمت در تایم فریم‌های کوچک به‌سرعت اتفاق می‌افتد و می‌تواند منجر به ایجاد یک تجربه دردناک همراه با ضرر سنگین شود؛ زیرا معامله گران در اغلب اوقات نمی‌توانند همگام با حرکات قیمت، خود را با شرایط جدید بازار وفق دهند!

مولتی تایم فریم چیست؟

تحلیل مولتی تایم فریم یا چند زمانی، شامل بررسی و تحلیل داده‌های قیمتی یک دارایی مثلا بیت کوین در چند تایم فریم نموداری است. به‌طور کلی، هیچ محدودیتی برای اینکه چند تایم فریم را چک کنید یا فرمول خاصی برای انتخاب تایم فریم‌های چندگانه وجود ندارد اما برخی اصول در این زمینه وجود دارند که در ادامه مطلب به آن‌ها اشاره می‌کنیم. هدف اصلی از تحلیل مولتی تایم فریم این است که در دام حرکات کاذب قیمت گرفتار نشویم و تسلط کاملی نسبت به وضعیت و روند کلی بازار داشته باشیم.

به‌عبارت دیگر، مولتی تایم فریم یک تکنیک معاملاتی است که با استفاده از آن بتوانیم اصطلاحا از بالا به پایین تحلیل کنیم؛ یعنی باید برای تشخیص روند بازار و بهترین نقاط ورود و خروج تایم فریم بالا را بررسی نماییم، سپس برای پیدا کردن سیگنال‌های (نشانه‌های) ورود از تایم فریم پایین استفاده کنیم.

بهترین ترکیب Time Frame در تحلیل تکنیکال کدام است؟

استفاده از 3 تایم فریم مختلف در تدوین یک رویکرد معاملاتی مولتی تایم فریم، کاملا استاندارد و بهینه است؛ زیرا در این حالت داده‌های قیمتی به اندازه کافی در دسترس شما قرار می‌گیرد. برخی معامله گران از ترکیب 2 تایم فریم استفاده می‌کنند اما در این روش، احتملا تحلیل کاملی صورت نمی‌پذیرد چون اطلاعات نمودار را به‌طور کامل بررسی نکرده‌اید. در طرف مقابل، برخی افراد بیش از 3 تایم فریم را برای تحلیل بازار به‌کار می‌برند! توجه داشته باشید که در این روش باید اطلاعات زیادی را بررسی کنید و گاها ممکن است منجر به سردرگمی کامل شود.

اگر تصمیم دارید از تایم فریم‌های سه گانه استفاده کنید، بهتر است به قانون «یک چهارم» توجه کنید. شما باید در ابتدا یک Time Frame میانی مناسب انتخاب کنید تا بتوانید روند میان‌مدت بازار را به‌طور واضح در این مقیاس زمانی تشخیص دهید. در مرحله بعد باید یک تایم فریم کوچک‌تر برای تشخیص نقاط ورود و خروج که اصطلاحا تریگر نام دارد، انتخاب کنید. بنابراین شما باید تایم فریمی معادل یک چهارم مقیاس زمانی تایم میانی تعیین نمایید. به‌طور مثال، اگر تایم فریم میانی شما یک ساعته (60 دقیقه) است، تایم فریم تریگر شما باید 15 دقیقه‌ای باشد. تایم فریم بزرگ‌تر یعنی تایم تشخیص روند بلندمدت و نقاط چرخش احتمالی اصلی بازار را باید 4 برابر مقیاس زمانی تایم میانی در نظر بگیرید. یعنی در مثال قبلی، تایم فریم بزرگ‌تر باید نمودار 4 ساعته باشد.

همانطور که در مباحث قبلی اشاره نمودیم، توجه به روحیات و سبک استراتژی در انتخاب ترکیب دوره‌های زمانی ضروری است. حین انتخاب تایم فریم‌ها با خودتان صادق باشید و به رویکرد دیگران توجه نکنید زیرا روحیات و شرایط زندگی معامله گران به‌ندرت یکسان است؛ در واقع فرمول برنده دیگران لزوما برای شما هم موفقیت‌آمیز نیست!

ترکیب (پیشنهادی) مولتی تایم فریم برای انواع معامله گران

تریگرمیانیساختار تایم فریم/ سبک معامله گری
H4D1W1Position trader (بلندمدت)
H1H4D1Swing trader (میان‌مدت)
M15H1H4Day trader (کوتاه‌‌مدت)
M1 یا M5M15H1Scalper (نوسان‌گیر)

کلام پایانی

با توجه به مطالب ذکر شده در این مقاله، متوجه می‌شویم که Time Frame یکی از مفاهیم پایه‌ای و مهم در تحلیل تکنیکال است. بدون آشنایی با این مفهوم و انتخاب تایم فریم یا تایم فریم‌های مورد نیاز، هرگز نباید اقدام به تحلیل و معامله کنیم.

در پایان امیدواریم این مقاله از داموندمگ نیز برای شما کاربردی و مفید واقع شود و با استفاده از مطالب فوق بتوانید معاملات پرسودی داشته باشید. مثل همیشه منتظر شنیدن نظرات شما در بخش کامنت‌ها هستیم. مطمئنا پیشنهادات شما، در ارائه محتوای آموزشی کاربردی و اثربخش به ما کمک می‌کند.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.