حاشیه سود خالص و ناخالص


نتيجه نهايي عملكرد يك شركت يا بهتر بگوييم سود خالص آن اولين معياري است كه بيشتر سرمايه گذاران در رابطه با سوددهي يك شركت مدنظر قرار مي دهند متاسفانه توجه محض به عوايد و سودهاي خالص يك شركت، بسيار اغواكننده مي تواند باشد

شاخص های سودآوری شرکتها

سرمایه‏گذاران و اعتباردهندگان مستمراً به ارزیابی توان کسب سود مدیران می‏پردازد. سرمایه‏گذاران به دنبال شرکتهایی می‏گردند که احتمال افزایش ارزش سهام آنها می‏رود. اعتباردهندگان نیز تمایل دارند به شرکتهای سودآوری وام دهند که آنها توان پرداخت بدهیهای خود را دارند. تصمیم‏های سرمایه‏گذاری و اعتباری اغلب شامل مقایسه شرکتها می‏باشد. اما مقایسه سود ویژه یک شرکت بزرگ با سود ویژه شرکت تازه‏کاری در همان صنعت چندان مفید نمی‏باشد. برای اینکه بتوانیم مقایسه‏های مربوطی بین شرکتهای متفاوت از نظر حجم، عملیات و سایر عملیات داشته باشیم از نرخ بازده دارائیها استفاده می‏کنیم.

حوزه‏های مختلف عملکرد

معیارهای اصلی عملکرد در حوزه‏های زیر قابل بررسی هستند: (1) مالی، (2) بازار، (3) محیط، (4) مردم، (5) عملیات و (6) عرضه کنندگان. بعضی‏ها دو بعد دیگر را نیز معرفی می‏کنند: (7) قابلیت سازگاری، (8) کیفیت محصول یا خدمات.

در حوزه مالی (که موضوع بحث این مقاله نیز می‏باشد)،‌ از دیدگاههای مختلف، شاخص‏های زیر را می‏توان بیان نمود.

• وفاداری سهامداران (مانند واکنش سهامدار)

شاخص‏های ارزش مالی و سودآوری

ارزش افزوده اقتصادی ( EVA )

ارزش افزوده بازار ( MVA )

بازده دارائیها ( ROA )

بازده حقوق صاحبان سهام ( ROE )

بازده سرمایه بکار رفته ( ROCE )

شاخص‏های قدرت مالی

دارائیها منهای دارائیهای نقدی

نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام

درآمدهای ایجاد شده از بخشهای مشتریان (مانند مشتریان جدید، جاری و بزرگ در مقابل مشتریان کوچک، صنعت و منطقه‏ای)

لیست درآمد مشتریان

سهم ریالی بازار

پتانسیل ریالی بازار

شاخص‏های کارایی و اثربخشی

نسبت درآمد به هزینه

سهم هر کارمند در ایجاد درآمد شرکت

سود و بازده دارائیها بعنوان سنجش سودآوری

تأکید عمده گزارشگری مالی پیشرفته بر شرایط اندازه‏گیری سود به عنوان یک شاخص عملکرد واحد انتفاعی می‏باشد. عملیات کارا در واحد تجاری، بر روند جاری و آتی پرداخت سود سهام به سهامداران تأثیر دارد. بنابراین کلیه دارندگان حقوق مالکیت و به ویژه دارندگان سهام عادی به وجود کارایی مطلوب مدیریت علاقمندند. از آنجا که سود ویژه شرکت بر میزان سود تقسیمی تأثیر دارد اغلب سهامداران روند سود شرکت را پیگیری می‏کنند.

یکی از تعبیرهایی که کارایی دارد، توانایی نسبی مدیریت در تحصیل حداکثر بازده با استفاده از منابع محدود، تحصیل بازده ثابت با بکار بردن حداقل منابع، ترکیب بهینه‏ای از منابع با هم که در نتیجه حداکثر بازده برای صاحبان واحد تجاری حاصل خواهد شد، می‏باشد.

کارایی واژه‏ای نسبی است که به صورت مقایسه با یک وضع ایده‏آل یا برخی ملاک‏های دیگر معنی‏دار می‏شود. همچنین به این بستگی دارد که آیا هدف شرکت در حداکثر نمودن سود است یا فراهم کردن بازده مناسب برای سرمایه‏گذاری. نرخ بازده دارائیها در هنگام مقایسه شرکتها برای ارزیابی اینکه مدیران آنها چگونه برای افرادی که تأمین مالی شرکت را برعهده داشته‏اند بازده کسب نموده‏اند استفاده می‏شود. با مرتبط ساختن سود ویژه با مجموع دارائیها معیار استانداردی بدست می‏آید که این معیار در تشریح سودآوری انواع شرکتها، سودمند می‏باشد.

سود از جمله برترین شاخص‏های اندازه‏گیری فعالیتهای یک واحد اقتصادی است. دانشمندان و پژوهشگران رویکردهای متفاوت آن را در چارچوب یافته‏های علمی تشریح کرده، قوت و ضعف برداشتها را سنجیده و با تلاش، به دقت و توانائیهای آن افزوده‏اند.

گاهی چنین استدلال می‏شود که سود شرکت، آنگونه که حسابداران محاسبه می‏کنند، نمی‏تواند عامل تعیین کننده ارزش آن شرکت باشد. همانگونه که می‏دانیم با تغییر شیوه محاسبه موجودی کالا،‌ استهلاک و ثبت درآمد، به راحتی می‏توان میزان سود شرکت را تغییر داد. بنابراین مدیران می‏توانند از سود حسابداری برای گمراه کردن بازار استفاده کنند. حال این پرسش مطرح می‏شود که با توجه به اینکه سود شرکت به وسیلة حسابداران قابل دستکاری است و مقدار آن به میل و خواسته مدیران شرکت تغییر می‏یابد آیا سود شرکت می‏تواند ارزش اقتصادی داشته باشد؟

سرمایه‏گذاران، برای سود حسابداری به عنوان ابزار پیش‏بینی جایگاه خاصی درنظر دارند. بهای جاری هر واحد تجاری با جریان سود مورد انتظار پیوند خورده است و سرمایه‏گذار معمولاً برمبنای انتظاراتش از سود آتی، نسبت به نگهداری یا فروش سهام تصمیم می‏گیرد.

سود حسابداری به علت انعکاس وقایعی که باعث تغییر باورها درباره توانایی پرداخت آتی سود سهام می‏شود، جزو اطلاعات مربوط است. پیش‏بینی سود قسمتی از یک فرایند تحلیلی وسیع است که در آن توجه نهایی به پیش‏بینی و ارزیابی جریانات سود نقدی آتی می‏باشد. سودها یک منبع اطلاعاتی مهم درباره توانایی آتی پرداخت سود می‏باشند. در تحقیقات انجام شده، محققین دریافتند که نوسانات قیمت سهام،‌ ارتباط نزدیکی با تغییرات سود دارد. شواهد تجربی نشان می‏دهد که اطلاعات درمورد چشم‏انداز سود آتی شرکت، برای سرمایه‏گذاران از اهمیت بالایی برخوردار می‏باشد. مطالعات نشان می‏دهد یکی از منابع مهم و معتبر اطلاعاتی درباره سود آتی، پیش‏بینی‏هایی است که توسط مقامات رسمی شرکتها ارائه می‏شود.

تفاوت اصلی بین مفهوم سود عملیاتی جاری و سود جامع، در هدف از پیش تعیین شده برای گزارش سود خالص می‏باشد. سود خالص حاصل از عملیات جاری، بر عملکرد جاری و کارایی شرکت و استفاده از این ارقام برای پیش‏بینی کردن عملکرد آتی و قدرت سوددهی تأکید می‏کند، در حالی که طرفداران مفهوم سود جامع، ادعا می‏نمایند که کارایی عملیاتی و پیش‏بینی عملکرد آتی وقتی ممکن است که براساس تجربه تاریخی کامل شرکت در طی چند سال باشد.

نتایج تحقیقات انجام شده توسط دکتر محمدعلی آقایی و غلامرضا کردستانی حاکی از این است که مشاهدات گذشته سود و جریان نقدی، با هم برای پیش‏بینی جریان نقدی اکثر شرکتهای مورد مطالعه مفید نیستند. البته افزودن سود به عنوان متغیر توضیحی به مدل پیش‏بینی جریان نقدی، باعث می‏شود به پیش‏بینی‏های بهتری دست یابیم. بنابراین سود برای پیش‏بینی جریان نقدی دارای محتوای اطلاعاتی اضافی است.

بازده دارایی ( ROA ) به عنوان نسبت سود خالص بعد از مالیات به مجموع دارائیهای اندازه‏گیری ‏شده،‌ تعریف می‏گردد. در مقابل بازده سرمایه‏گذاری ( ROI ) به عنوان نسبت سود خالص پس از کسر مالیات بر مجموع بدهیهای بلندمدت، حقوق اقلیت، سهام ممتاز و سهام عادی درنظر گرفته می‏شود. البته این دو اصطلاح در برخی موارد به عنوان یک مفهوم بکار می‏روند.

نرخ بازده دارایی، رابطه بین حجم دارائیهای شرکت و سود را تعیین می‏کند. اگر یک شرکتی بر سرمایه‏گذاریهای خود بیفزاید (البته برحسب کل دارائیها) ولی نتواند به تناسب، مقدار سود پس از کسر مالیات خود را افزایش دهد، نرخ بازده کاهش می‏یابد. بنابراین افزایش حجم سرمایه‏گذاری شرکت، به خودی خود باعث بهبود وضع مالی سهامداران نمی‏شود

اعتباردهندگان و مالکان از بازده دارائیها می‏توانند در موارد زیر استفاده نمایند:

1- ارزیابی توانایی شرکت در تحصیل نرخ مناسبی از بازدهی - اعتبار دهندگان و مالکان می‏توانند نرخ بازده دارایی یک شرکت را با سایر شرکتها یا متوسط صنعت مقایسه نمایند. نرخ بازده دارایی اطلاعاتی را درباره سلامتی مالی شرکت فراهم می‏نماید.

2- جمع‏آوری اطلاعاتی درباره اثربخشی مدیریت - نرخ بازده دارایی تحت یک دوره زمانی در تعیین اینکه آیا یک واحد اقتصادی دارای مدیر لایقی است، کمک می‏کند.

3- طرح سودهای آینده - عرضه کنندگان بالقوه سرمایه شرکت، سرمایه‏گذاری حال و آینده و بازده مورد انتظار از آن را مورد ارزیابی قرار می‏دهند.

اما بازده دارایی بیشتر از اندازه‏گیری عملکرد شرکت می‏تواند مورد استفاده قرار گیرد. مدیران می‏توانند از این نرخ در سطوح مختلف جهت کمک در تصمیم‏گیریهایشان جهت حداکثر کردن سود و ارزش افزوده به شرکت استفاده کنند. مدیران از این نرخ در موارد زیر استفاده می‏نمایند:

1- اندازه‏گیری عملکرد هر بخش مجزا از شرکت وقتی که هر بخش به عنوان یک مرکز سرمایه‏گذاری رفتار می‏شود - در یک مرکز سرمایه‏گذاری، هر مدیری هم سود و هم سرمایه‏گذاریها را کنترل می‏کند. نرخ بازده دارایی ابزار بنیادی جهت ارزیابی هم سودآوری و هم عملکرد می‏باشد.

2- ارزیابی پیشنهادهای مخارج سرمایه - بودجه‏بندی سرمایه‏ای طرح‏ریزی بلندمدتی است برای مواردی همچون احیا (تجدید)، جایگذاری یا توسعه تسهیلات.

3- کمک در پایه‏گذاری اهداف مدیریت - بودجه‏بندی، طرحهای مدیریت را کمی می‏کند. اثربخش‏ترین نگرشها به هدف‏گذاری، از فرایند بودجه‏ای استفاده می‏کند که هر مدیری در ایجاد آن اهداف و استانداردها و در برقرار کردن بودجه‏های عملیاتی که با این اهداف و استانداردها مواجه می‏شوند سهیم است. آغاز و پایان هر فرایند بودجه‏بندی با هدف ROA می‏باشد.

شاید بهترین دلیل برای عمومی بودن ROA سادگی آن است. این نرخ به تنهایی یا در ترکیب با سایر اندازه‏گیریها، معمولی‏ترین شاخص مورد استفاده مدیریت عملکرد سودآوری شرکت می‏باشد. همچنین ابزار جامعی است که فعالیتهایی با ابعاد و ماهیتهای مختلف را اندازه‏گیری می‏کند و به ما اجازه می‏دهد که آنها را با روش استاندارد مقایسه کنیم. به عبارت دیگر با ROA ما می‏توانیم سیب و پرتقال را حداقل در سودآوری مقایسه کنیم. ROA ایرادات و مزایای مربوط به خود را دارد. گاهی اوقات اگر بطور کامل درک نشود، استفاده نمودن آن دشوار است.

روشهای مختلف محاسبه ROA

استاندارد و ارزیابی عمومی سودآوری برمبنای بازده سرمایه‏گذاری ( ROI ) به عنوان سود خالص بعد از مالیات ( EAT ) تقسیم بر کل سرمایه‏گذاری محاسبه می‏گردد.

چه سرمایه‏گذاری می‏بایست درمخرج کسردرج گردد؟ آن می‏تواندحقوق صاحبان سهام، بدهی و کلیه وجوه فراهم شده،‌ کل دارائیها یا تنها دارائیهای مشهود باشد. بدون توجه به اینکه سرمایه‏گذاری چطور تعریف شود، ROI مختلفی محاسبه می‏شود. اولین و عادی‏ترین تعریف از سرمایه‏گذاری، کل دارائیهای مورد استفاده در ایجاد سودآوری می‏باشد. لذا از ROI به ROA می‏رسیم، به معنی بازده دارائیها یا بطور دقیق بازده کل دارائیها.

این نرخ بیان می‏کند که دارائیهای شرکت چطور بطور کارا درایجاد سود استفاده شده‏اند.

بعضی کتابها پیشنهاد به محاسبه بازده سرمایه‏گذاری یا بازده کل دارائیها با استفاده از میانگین سرمایه‏گذاریها، به کمک مانده اول و پایان سال می‏کنند. به این دلیل که سود گزارش شده، در طول کل دوازده ماه ایجاد شده است و اشتباه خواهد بود که فرض کنیم از همان مبلغ دارائیهای گزارش شده در پایان دوره استفاده شده ‏است. در صورتی که می‏دانیم تولید و فروش شرکت در طول سال می‏باشد. میانگین بازده دارائیها به شرح زیر محاسبه می‏شود:

اطلاعات بیشتری را می‏توان با تجزیه نمودن این نسبت به حاشیه سود و گردش دارائیها در یک نگرش دوپانت تحصیل نمود. بخش اول حاشیه سود خالص است و شاخصی برای درک چگونگی کنترل هزینه‏ها می‏باشد. بخش دوم گردش دارائیهاست که توانایی شرکت را در تولید و بازاریابی سطح فروش نشان می‏دهد.

گردش‏کل دارائیها×حاشیه حاشیه سود خالص و ناخالص سودخالص = ROTA

معمولی‏ترین تغییر شکل در ROA خارج کردن دارائیهای نامشهود و غیرمولد از کل دارائیها می‏باشد. شایان ذکر است که دارائیهای نامشهود شامل سرقفلی، هزینه‏های اولیه، اختراعات، حق‏التألیف و سایر حقوقی است که تحت یک دوره بلندمدت مستهلک می‏گردند. این در حالی است که دارائیهای غیرمولد مشتمل بر موجودیهای اضافی و طرحهای سرمایه‏ای غیراستفاده می‏باشند. جدا کردن آن بخش از موجودیها که مازاد می‏باشند و مبالغی از دارائیهای ثابت که استفاده نمی‏شوند، برای یک تحلیل‏گر داخلی امکان دارد. یک تحلیل‏گر خارجی با استفاده از ترازنامه و سایر صورتهای مالی نمی‏تواند این اقلام را مشخص نماید. بنابراین تنها اصلاحی که معمول می‏باشد، این است که درمخرج کسر دارائیهای مشهود ( TTA ) درنظر گرفته شود. این نسبت به عنوان بازده دارائیهای مشهود شناخته می‏شود.

یک تغییر دیگری که برای صورت کسر پیشنهاد می‏گردد،‌ استفاده از سود قبل از مالیات بجای سود بعد از مالیات می‏باشد. چرا که مالیات اغلب تحت تأثیر وضعیتهای ویژه‏ای همچون زیانهای انتقالی، مالیاتهای تشویقی ومالیاتهای انتقالی قرار می‏گیرد. هنگام مقایسه شرکتها، اختلاف در نرخ مالیاتی، سود بعد از مالیات را تغییر شکل می‏دهد. در صورت استفاده از سود قبل ازمالیات، که همیشه در صورتهای مالی ارائه می‏شود می‏توان ازاین تغییرشکل پرهیزنمود. این همان شکل استفاده شده بوسیلة مؤسسه رابرت موریس در مطالعه صورتهای مالی آنها می‏باشد. این نرخ به شکل زیر محاسبه می‏شود:

نحوة دیگر محاسبه ROA اضافه نمودن هزینه بهره ( I ) به صورت کسر می‏باشد. در این حالت ROA بازده کل وجوه فراهم شده ( ROTFP ) نامیده می‏شود که می‏تواند با سود قبل از مالیات و یا سود حاشیه سود خالص و ناخالص بعد از مالیات بیان گردد:

ROTFPb= (EBT+ I) / TA = EBIT / TA

ROTFPa = [(EAT + I ( - t)] / TA

هدف از این شکل از بازده دارائیها شناسایی وجوه استفاده شده جهت تحصیل دارائیهای شرکت است که هم از وجوه استقراض و هم از حقوق صاحبان سهـام نشـأت می‏گیرد. لذا آن بخش از سود عملیاتی که مربوط به وام دهندگان (از طریق هزینه بهره) است در جهت رسیدن به سود خالص کسر گردیده است، می‏بایست برگشت داده شود.

اصلاح دیگری که در تطابق وجوه مورد استفاده با سود ایجادشده می‏توان ایجاد کرد، خارج کردن وجوه حاصل از بدهیهای جاری است که جهت تأمین دارائیهای مولد بکارنمی‏روند. اما جزء سرمایه درگردش هستند. سرمایه‏گذاری درمخرج کسرجمع بدهی‏های بلندمدت ( LTD ) و حقوق صاحبان سهام ( E ) می‏باشد. این نسبت به عنوان بازده وجوه دائمی ROPF نامیده می‏شود. در این حالت نیز این نسبت می‏تواند با سود قبل از مالیات و یا بعد از مالیات محاسبه گردد:

ROPFb = EBIT / (LTD + E )

ROPFa= [(EAT + I ( - t)]/(LTD + E )

به این نکته توجه شود که در محاسبه نرخ بازده وجوه دائمی می‏بایست از همه انواع بدهی استفاده نمود. اما از بدهی‏هایی که واقعاً منبع استقراض نمی‏باشند (مثل ذخایر یا مالیات بردرآمد انتقالی) باید صرفنظر کرد. چون آنها ادعایی از طرف اشخاص خارج از شرکت را ندارند و ممکن است هرگز پرداختی صورت نگیرد. در فرمول فوق، سهام ممتاز، سهم اقلیت و سهام شرکت فرعی جزئی از وجوه فراهم شده شرکت برای یک دورة زمانی مشخص می‏باشند.

نرخ مطلوب بازده دارائیها

در حقیقت نمی‏توان نرخ مطلوب بازده دارائیها را مشخص نمود. زیرا این نرخ از صنعتی به صنعت دیگر تفاوت دارد. مثلاً، نرخ بازده دارائیها در شرکتهای با تکنولوژی بالا بسیار بیشتر از خواربارفروشیها و یا تولید کنندگان کالاهای مصرفی است. گروه برنامه‏ریزی سود ( PPG ) ، سودآوری را در بیش از شصت زمینه تجاری مختلف بررسی نمود. همچنین این گروه بیش از شش هزار صورت مالی سالانه را مورد بررسی قرار داد. این تحلیل‏ها سه نقطه بحرانی را برای ROA پیشنهاد می‏کند: ( ROA در این تحقیق این گروه به وسیله تقسیم سود قبل از مالیات بر کل دارائیها محاسبه شده است.)

حداقل - اگر ROA پایین‏تر از 5% باشد، بقاء کل شرکت زیر سؤال می‏رود.

هدف - ROA بین 8% تا 10% به این معنی است که شرکت سود مناسبی را ایجاد می‏کند و قادر به سرمایه‏گذاری درتکنولوژی جدید ودرادامه آن بهبود وسایل و تجهیزات و توسعه مراکز فروش می‏باشد.

عملکرد بالا - وقتی که ROA از مرز 20% بگذرد، این شرکت بعنوان یک واحد اقتصادی نمونه معرفی می‏شود.

صورت سود و زیان

یکی از اصلی ترین و اساسی ترین صورت های مالی حسابداری پس از ترازنامه، صورت سود و زیان است. صورت سود و زیان در واقع گزارشی است بر درآمد و هزینه های یک شرکت در یک دوره خاص زمانی که درآمدها تحقق یافته باشند.

صورت سود و زیان چیست:

صورت سود و زیان گزارشی است که میزان سود و زیان، درآمد و به طور کلی گزارش عملکرد فعالیت های مالی شرکت در دوره مالی نشخص یا پایان سال مالی نشان می دهد. کلیه شرکت ها موظف هستند در پایان سال مالی با ارائه صورت سود و زیان میزان سودآوری خود را به سهامداران نشان دهند. به عبارت دیگر صورت سود و زیان گزارش خلاصه ای است که هزینه ها و درآمدهای شرکت که با انجام فعالیت های عمیاتی و غیر عملیاتی در یک دوره مالی به دست آمده را نشان می دهد. برای تهیه این گزارش مالی باید هزینه های غیر عملیاتی را از میزان فروش کم کنید تا صورت سود و زیان به دست بیاید.

برای مطالعه مقاله ماده 238 قانون مالیات مستقیم می توانید از این لینک استفاده نمایید.

شیوه تهیه صورت سود و زیان:

  1. مرحله اول، تهیه صورت سود و زیان تعیین دوره مالی است که حاشیه سود خالص و ناخالص عموماً 3 ماهه، 6 ماهه و یا یک ساله است.
  2. مرحله دوم، محاسبه درآمدهای حاصل از فروش محصولات و ارائه خدمات است.
  3. در مرحله سوم، قیمت تمام شده کالای فروخته شده باید مشخص شود.
  4. مرحله چهارم؛ باید بهای تمان شده کالا ار از درآمد دوره مالی مورد محاسبه کسر کرد تا سود ناخالص را پیدا کنید.
  5. مرحله پنجم، ثبت هزینه های عملیاتی شرکت مانند هزینه عمومی؛ توزیع، فروش و غیره است.
  6. مرحله ششم، هزینه های فروش و اداری را از سود ناخالص شرکت کسر کنید تا مبلغ قبل از کسر مالیات را به دست بیاورید.
  7. مرحله هفتم؛ مالیات بر درآمد را در صورت مالی ثبت کنید تا سود خالص محاسبه شود.
  8. مرحله هشتم؛ مالیات را از درآمد کسر کنید تا درآمد ناخالص به دست بیاید.
  9. مرحله نهم یا نهایی اطلاعاتی مانند نام شرکت، سال مالی، عنوان گزارش و غیره است که باید در بالای برگه ثبت شود.

تفاوت ترازنامه و صورت سود و زیان:

صورت سود و زیان گزارش دوره ای و منتهی به یک بازه زمانی در شرکت است در حالی که ترازنامه تصویری لحظه ای است که وضعیت شرکت را در یک تاریخ مشخص که در ترازنامه هم ذکر شده نشان می دهد.

برای مطالعه مقاله استعلام بدهی مالیاتی می توانید از این لینک استفاده نمایید.

هدف از تهیه صورت سود و زیان:

همان طور که گفته شد صورت سود و زیان، عملکرد دوره ای و سود و زیان شرکت را نشان می دهد. صورت سود و زیان برای موارد زیر کاربرد دارد.

  • تغییر درآمد ناشی از فروش نسبت به رشد صنعت.
  • تغییر حاشیه سود ناخالص شرکت یا موسسه ناشی از سود عملیاتی و ناخالص دوره.
  • بررسی افزایش یا کاهش سود عملیاتی ناخالص در دوره محاسبه شده.
  • مقایسه سود آوری واحد تجاری مورد بررسی با سازمان و ادارات مشابه که کالا و خدمات مشابهی تولید کرده و ارائه می دهند.

روش های تهیه گزارش سود و زیان:

گزارش صورت سود و زیان به دو روش تهیه می شود. به عبارت دیگر برای تهیه صورت سود و زیان می توان از دو شیوه زیر استفاده کرد.

روش اول، محاسبه تک مرحله ای:

این روش که به روش تک مرحله ای معروف است ابتدا همه درآمد شرکت را نوشته و زیر آن کلیه هزینه ها را درج کرده و در نهایت از تفاضل این دو رقم سود و زیان قبل از کسر مالیات را می توانید محاسبه کنید.

روش دوم، محاسبه چند مرحله ای:

در این روش باید درآمدهای عملیاتی را از هزینه های عملیاتی کسر کرده تا سود یا زیان ناویزه را به دست بیاورید. سپس درآمدهای عملیاتی و هزینه های غیر عملیاتی را باید زیر هم نوشته تا از تفاضل این مرحله و مرحله قبل به میزان سود و زیان قبل از کسر مالیات می برسیم.

برای مطالعه مقاله تراز آزمایشی چیست می توانید از این لینک استفاده نمایید.

اقلام درج شده در صورت حساب سود و زیان:

اقلام مهمی که درج آن در صورت سود و زیان از اهمیت بالایی برخوردار است درآمدها، هزینه ها و مالیات هستند. سودهایی که در صورت سود و زیان ثبت می شوند 4 نوع هستند. درآمدها و هزینه ها نیز انواع مختلفی دارند که به شرح هر کدام می پردازیم.

سود ناخالص:

سود ناخالص از کم کردن میزان فروش و هزینه های تمام شده کالا به دست می آید.

سود ناخالص = هزینه تمام شده کالا – میزان فروش کالا

سود عملیاتی:

به سود عملیاتی سود قبل از کسر مالیات نیز گفته می شود. برای محاسبه سود عملیاتی باید سود ناخالص را از هزینه های عملیاتی و هزینه استهلاک کم کرد. این معادله به این ترتیب است:

سود عملیاتی = هزینه استهلاک – هزینه عملیاتی – سود ناخالص

سود خالص:

برای به دست اوردن سود خالص می توانید درآمدهای غیر مالیاتی چون سود بانکی را با هزینه های غیر عملیاتی جمع کرده و از سود عملیاتی کم کنید.

سود خالص = مالیات – درآمدهای غیر عملیاتی + هزینه غیر عملیاتی – سود عملیاتی

سود ویژه:

این صورت مالیاتی نتیجه فعالیت های یک شرکت است که با بررسی آن می توانید از نتایج فعالیت های شرکت مطلع شوید که آیا فعالیت های شرکت در این مدت سود آور بوده یا زیان ده.

برای مطالعه مقاله احسابرسی مالیاتی چیست می توانید از این لینک استفاده نمایید.

درآمدهای درج شده در صورت سود و زیان:

درآمدهایی که در صورت سود و زیان برای دوره مالی مشخص باید درج شود شامل عناصر زیر است.

1) درآمد فروش:

هر میزان درآمد که شرکت از فروش کالا و ارائه خدمات به دست می آورد، درآمد فروش نامیده می شود که در قسمت بالای صورت سود و زیان نوشته می شود. درآمد درج شده در صورت سود و زیان ناخالص است، چون هزینه های مرتبط با تولید کالای فروخته و ارائه خدمات در آن لحاظ نمی شود. به عبارت دیگر درآمدی در صورت سود و زیان ثبت می شود که ناشی از فعالیت های اصلی موسسه باشد. به طور حاشیه سود خالص و ناخالص مثال کسی که دکه فروش مطبوعات و روزنامه دارد، در کنار کار اصلی اش که فروش مطبوعات است، خوردنی ها و نوشیدنی هایی هم برای فروش به مشتریان می دهد. درآمد اصلی این فرد از فروش روزنامه است و درآمد ناشی از فروش سایر تنقلات و خوردنی ها درآمد فرعی او محسوب می شود.

2) بهای تمام شده کالای فروش رفته:

بهای تمام شده کالای فروش رفته را هزینه فروش نیز می گویند. هزینه فروش، هزینه ای است که صرف فروش کالا یا خدمات ارائه شده در طول دوره مالی شده است. این صورت مالی هزینه های مستقیم مرتبط با تولید و فروش محصولات را نشان می دهد. در یک موسسه خرده فروشی برای محاسبه هزینه فروش باید مجموع موجودی آغاز دوره را به اضافه خرید طول دوره منهای موجودی انتهای دوره کرد.

بهای تمام شده کالای فروش رفته برای شرکت های خدماتی که تولید کالا نداشته و فقط مشغول ارائه خدمات به مشتریان هستند، تحت عنوان هزینه فروش ثبت می شود. به عبارت دیگر در این بخش از صورت سود و زیان می توان خروجی حسابداری شرکت را برآورد کرد. برای محاسبه بهای تمام شده باید نیروی انسانی، مواد اولیه، سربار تولید و هزینه های دیگر مانند استهلاک را نیز در نظر گرفت.

در صورتی که شرکت تولید کننده کالا باشد باید به هزینه فروش، هزینه احتمالی تولید در طول دوره را نیز اضافه کرد. هزینه های تولید شامل دستمزد مستقیم کارکنان برای کار انجام شده، مصرف مستقیم مواد اولیه برای تولید، استهلاک کارخانه، ماشین آلات و سربار ساخت و غیره است.

3) سایر درآمدها:

سایر درآمدها بخشی از درآمد است که از فعالیت اصلی موسسه به دست نمی آید و ناشی از فعالیت های جانبی است. مانند همان فروش تنقلات در کنار فروش روزنامه.

برای مطالعه مقاله ااظهارنامه عملکرد اشخاص حقوقی می توانید از این لینک استفاده نمایید.

هزینه های درج شده در صورت سور و زیان:

هزینه هایی که در صورت سود و زیان ثبت می شود بسته به نوع و فعالیت شرکت متفاوت است.این هزینه ها به شرح زیر است:

1- هزینه های توزیع و فروش:

این هزینه ها را می توان در شمار هزینه های احتمالی موسسه برای ارائه کالا به مشتریان به حساب آورد. از این نوع هزینه ها می توان هزینه بازاریابی، نقل و انتقال محصول، تبلیغات و ترویج مصرف را نام برد. این هزینه ها که همگی برای افزایش فروش هستند باید در یک گروه با هم جمع بندی شوند.

2- هزینه اداری:

این هزینه ها به طور مستقیم ارتباطی به فروش کالا یا ارائه خدمات ندارند و شامل هزینه هایی چون مدیریت پشتیبانی، هزینه های عمومی و اداری و غیره می شود. به عبارت دیگر هزینه های اداری هزینه های غیر مستقیمی هستند که ارتباطی با کسب و کار واحد اقتصادی مربوطه ندارند. هزینه حقوق و دستمزد کارکنان غیر تولیدی، هزینه های جاری مانند بیمه، هزینه ماموریت، استهلاک و غیره می شود. لیست هزینه های اداری شامل:

هرینه حقوق و دستمزد مدیریت اجرایی، هزینه های حقوقی و حرفه ای است. استهلاک ساختمان، اجاره بها و هزینه های بخش های منابع انسانی و مدیریت را نیز می توان در همین گروه قرار داد.

3- هزینه مالی:

این هزینه غالبا شامل بهره وام های دریافتی و بهره اوراق قرضه می شود.

4- هزینه استهلاک:

نوعی هزینه غیر نقدی که توسط حسابداران محاسبه می شود. این هزینه که به صورت نقدی نیست مربوط به مالیات نیز می شود. اگر هزینه استهلاک را از سود خالص شرکت کم کنیم منجر به کاهش مالیات پرداختی شرکت می شود. برای محاسبه هزینه استهلاک می توان از استانداردهای ارائه شده بر اساس قانون مالیات مستقیم و غیر مستقیم استفاده کرد. برای آشکار شدن مفهوم این هزینه ها باید برایتان بگوییم که دارایی های بلند مدت شرکت که در طول زمان دچار فرسودگی شده و از ارزش و قیمتشان کاسته حاشیه سود خالص و ناخالص می شود استهلاک می گویند. این دارایی های شامل تجهیزات ساختمان وسایل نقیله و غیره است.

5- سایر هزینه ها:

سایر هزینه ها را می توان هزینه هایی که به طور کلی در رده هزینه ها جایی ندارند به شمار آورد این هزینه ها که خیلی هم چشمگیر نیستند ولی منجر به افزایش سوددهی در آینده و بالا رفتن توان شرکت می شوند، مانند توسعه فناوری، تحقیق و توسعه، غرامت مبتنی بر سهام، هزینه اختلاس در ارزش سود و زیان ناشی از فروش سرمایه گذاری ها و سایر هزینه هایی که مربوط به صنعت یا شرکت است.

پیشخوان

سود خالص و ناخالص پتروشیمی ها - مقایسه فصل بهار 1400 و زمستان 1399

سود خالص و ناخالص پتروشیمی ها - مقایسه فصل بهار 1400 و زمستان 1399

پایگاه خبری پلیمر و بسته بندی - پپنا (www.ppna.ir):

سود خالص و ناخالص پتروشیمی ها - مقایسه فصل بهار 1400 و زمستان 1399

▪️غدیر: در فصل بهار 28 درصد کم تر از زمستان درامد داشته است. سود ناخالص در فصل بهار نسبت به زمستان 29 درصد افت داشته است. سود خالص شرکت در فصل بهار نسبت به زمستان 30 درصد افت داشته است.
▪️جم: در فصل بهار 20 درصد کم تر از زمستان درامد داشته است. سود ناخالص در فصل بهار نسبت به زمستان 41 درصد افت داشته است و سود خالص شرکت در فصل بهار نسبت به زمستان 60 درصد افت داشته است
▪️قائدبصیر: فروش شرکت در فصل بهار تقریبا مشابه زمستان و 521 میلیارد تومان گزارش شده است. حاشیه سود ناخالص از 50 درصد در فصل زمستان به 37 درصد در فصل بهار کاهش یافته است.
▪️آریاساسول: درآمد شرکت در این فصل کاهش ۲۷ درصدی نسبت به زمستان داشته، حاشیه سود ناخالص زمستان ۵۷ درصد گزارش شده است و در نهایت سود خالص نسبت به زمستان ۳۹ درصد کاهش یافته است.

چرا از نسبت هاي حاشيه سود استفاده مي كنيم؟

چرا از نسبت هاي حاشيه سود استفاده مي كنيم؟

نتيجه نهايي عملكرد يك شركت يا بهتر بگوييم سود خالص آن اولين معياري است كه بيشتر سرمايه گذاران در رابطه با سوددهي يك شركت مدنظر قرار مي دهند متاسفانه توجه محض به عوايد و سودهاي خالص يك شركت، بسيار اغواكننده مي تواند باشد و هميشه تصويري دقيق از عملكرد شركت ارائه نخواهد داد و تكيه […]

نسبت هاي حاشيه سود

نتيجه نهايي عملكرد يك شركت يا بهتر بگوييم سود خالص آن اولين معياري است كه بيشتر سرمايه گذاران در رابطه با سوددهي يك شركت مدنظر قرار مي دهند متاسفانه توجه محض به عوايد و سودهاي خالص يك شركت، بسيار اغواكننده مي تواند باشد

و هميشه تصويري دقيق از عملكرد شركت ارائه نخواهد داد و تكيه بر اين مقادير به تنهايي، ميتواند عواقب بدي را به همراه داشته باشد.در مقابل نسبت*هاي حاشيه سود قادر حاشیه سود خالص و ناخالص هستند كه ديدگاه عميق*تري به كارآيي مديريت در اختيار سرمايه*گذاران قرار دهد. اين نسبت ها به جاي در نظر گرفتن اينكه مديريت شركت، چه ميزان از دارايي ها، سهام و سرمايه گذاري هاي شركت به دست آورده، مقدار پولي را كه شركت از تمام درآمدها حاصل از «فروش محصولات» دارايي ها و سرمايه گذاري ها به دست خواهد آورد، مورد توجه قرار مي*دهد.

حاشيه ها به بيان ساده، عوايدي هستند كه به صورت نسبت يا درصدي از فروش شركت، بيان مي شوند. اين درصد سرمايه گذاران را قادر مي سازد كه سوددهي شركت ها را به مقايسه بگذارند كه اعداد و ارقام بدست آمده از صورت هاي مالي شركت ها، چنين توانايي را ندارند.

يك مثال در اين زمينه مي تواند بسيار روشن گر باشد. در اولين فصل سال 2003، شركت سازنده كامپيوترهاي شخصي Dell از 175 ميليارد دلار فروش خود، سودي برابر 749 ميليون دلار كسب كرد. رقيب اصلي اين شركت، يعني شركت HP نيز از فروش 9/19 ميليارد دلاري خود، 990 ميليون دلار سود به دست آورد. مقايسه سود اين دو شركت به شما ثابت مي كند كه HP بهتر ازDell به سود رسيده است. اما آيا اين مقايسه مي تواند حرفي پيرامون سوددهي و كارآيي اين دو شركت داشته باشد؟

اگر به حاشيه سود يا به عبارتي عوايدي كه از هر دلار حاصل از فروش شركت به دست مي آيد توجه كنيد خواهيد ديد كه Dell به ازاي هر دلار، 65 سنت به دست آورده و اين در حالي است كه همين نسبت براي شركت HP كمتر از 5 سنت است اين اختلاف چندان زياد نيست اما همين نكته، يكي از دلايلي است كه ارزش بازار Dell بيشتر از HP است.

فروش كل/ بهاي تمام شده كالاي فروش رفته - فروش = حاشيه سود ناويژه
فروش كل/سود قبل از كسر ماليات (سود عملياتي) = حاشيه سود عملياتي
فروش كل / سود خالص پس از كسر ماليات= حاشيه سود خالص

در بحث حاشيه سود با سه دسته متفاوت روبرو هستيم: حاشيه سود ناويژه، حاشيه سود عملياتي، حاشيه سود خالص حاشيه سود ناويژه

حاشيه سود ناويژه، سوددهي شركت را با در نظر گرفتن هزينه هاي فروش يا بعبارتي بهاي تمام شده كالاي فروش رفته بيان مي كند. به عبارتي بيان مي كند كه كارآيي مديريت در بكارگيري منابع و نيروي كار در چه سطح است.

براي مثال، شركتي كه فروشي معادل يك ميليون دلار و بهاي تمام شده كالاي فروش رفته 600 هزار دلار داشته باشد در نتيجه حاشيه سود ناويژه شركت برابر 40 درصد است.

شركت هايي با حاشيه سود ناويژه بالا، منابع زيادي در دست دارند تا در زمينه هاي ديگر از جمله طرح و توسعه يا بازاريابي صرف كنند. پس روندهاي نزولي در حاشيه سود ناويژه را جدي بگيريد زيرا مي تواند نشان دهنده مشكلات آتي شركت در سوددهي باشد. روند منفي و مداوم حاشيه سود ناويژه ممكن است نشان دهنده عدم كارآيي مديريت در مهار افزايش اقلام تشكيل دهنده بهاي تمام شده كالاي فروش رفته باشد. البته توجه داشته باشيد كه حاشيه سود ناويژه براي هر صنعت، متفاوت است. پس همه را به يك چشم نگاه نكنيد.

حاشيه سود عملياتي

با در نظر گرفتن سود شركت قبل از كسر ماليات، حاشيه سود عملياتي منعكس*كننده موفقيت مديريت شركت در ايجاد سود از عمليات جاري شركت است.

اين نسبت نشان دهنده اين واقعيت است كه به ازاي هر واحد پولي، از فروش، چه ميزان سود عملياتي (سود پس از كسر هزينه هاي عملياتي) عايد شركت شده است. نسبت هاي بالاي حاشيه سود عملياتي نشان دهنده توفيق مديريت در كنترل هزينه هاي شركت و يا پيشي گرفتن رشد فروش شركت به رشد هزينه هاي آن است.

حاشيه سود عملياتي در عين حال امكان مقايسه سوددهي شركت هايي كه معمولاً هزينه هاي عملياتي و بهاي تمام شده كالاي فروش رفته را افشا نمي كند، براي سهامداران فراهم كند. اين نسبت معمولاً قابل اتكاتر به شمار مي آيد. زيرا كمتر مورد دستكاري توسط حقه هاي حسابداري قرار مي گيرد.

به طور طبيعي به علت اينكه اين نسبت شامل تمام هزينه ها از جمله هزينه هاي فروش و هزينه هاي عملياتي است، مقدار آن از حاشيه سود ناويژه كمتر است.

حاشیه سود

حاشيه سود خالص

سود خالص شركت، پس از كسر ماليات به دست مي آيد و به عبارتي سود قابل تقسيم شركت لقب مي گيرد. پس اين نسبت سود خالص شركت را با فروش كل مقايسه مي كند و نتيجه نهايي مديريت را به نمايش مي گذارد.

همانند دو نسبتي كه قبلاً توضيح داده شد، اين نسبت هم از صنعتي به صنعتي ديگر در تغيير است. با مقايسه حاشيه هاي سود خالص و ناويژه يك شركت، مي توان درك خوبي از هزينه هاي غيرتوليدي، غير عملياتي و غير مستقيم مانند هزينه هاي مالي، اداري و بازاريابي فراهم مي كند.

براي مثال، شركت هاي هوايي بين المللي مانند British Airline حاشيه سود ناخالص در حدود پنج درصد دارند و حاشيه سود ناخالص آن ها در حدود چهار درصد است. در مقابل شركت هاي هوايي كوچك تر و داخلي تر از حاشيه سود ناويژه 29 درصد و حاشيه سود داخل يك صنعت حاشیه سود خالص و ناخالص خاص هم تفاوت عمده اي وجود دارد.

در عين حال در صنايع نرم افزاري، شاهد حاشيه سود ناويژه 90 درصدي هستيم كه رقم بسيار بالايي است كه البته حاشيه سود خالص آن به حدود 27 درصد مي رسد كه نشان دهنده هزينه هاي بالاي بازاريابي و اداري و در مقابل هزينه هاي عملياتي پايين است.

زماني كه يك شركت حاشيه سود بالايي دارد، نشان دهنده اين است كه در عرصه رقابت خود از نقاط قوتي برجسته تر نسبت به سايرين برخوردار است. شركت هايي كه از حاشيه سود خالص بالاتري برخوردارند امنيت بيشتري در مواجهه با موقعيت هاي سخت دارند و شركت ها با حاشيه سود پايين، در دوران افول بازار، وضعيت تاسف باري را پشت سر خواهند گذاشت.

نتيجه گيري

تحليل حاشيه هاي سود شركت ها، ابزار مفيدي براي درك سوددهي آن هاست. اين نسبت ها اثربخشي مديريت شركت را در كسب سود، شكار فرصت ها در بازار در حال افول و دفع خطرات و اشتباهات را آشكار مي سازند. اما مانند ساير نسبت هاي مالي، حاشيه هاي سود نمي*توانند معيار مطلقي براي تصميم گيري باشند و اثر بخشي آن ها به نسبت درك صحيح از وضعيت صنعت و شركت مورد توجه، در تغيير است.

حاشیه سود خالص و ناخالص

مشاوره رایگان

برای دریافت مشاوره در مورد چگونگی عضویت در صندوق و شرایط سبد های مختلف کافیست عدد 2 را به سامانه زیر پیامک کنید.

  • 02191004770
  • [email protected]
  • تهران، خیابان بهشتی، پلاک 436، طبقه 4، واحد 15

خانه / سرمایه گذاری و بورس / حاشیه سود خالص در بورس و کاربرد آن در تحلیل بنیادی شرکت ها

حاشیه سود خالص در بورس و کاربرد آن در تحلیل بنیادی شرکت ها

حاشیه سود خالص از نسبت های پرکاربرد در تحلیل بنیادی می باشد و برای به دست آوردن آن میتوانید به گزارش عملکرد دوره ای شرکت مورد نظر مراجعه نمایید و از این طریق تغییرات سود هر سهم را به دست آورید و سپس اقدام به خرید سهم نمایید. ما در این مطلب قصد داریم به بررسی حاشیه سود خالص در بورس و کاربرد آن در تحلیل بنیادی شرکت ها بپردازیم.

حاشیه سود خالص در بورس

حاشیه سود خالص از نسبت های پرکاربردی است که برای انتخاب یک سهم از آن استفاده میشود و در تحلیل بنیادی کاربرد دارد در واقع تغییرات حاشیه سود خالص میتواند نشان دهنده تغییرات سود هر سهم باشد و هر شخصی که قصد سرمایه گذاری و خرید سهام یک شرکت را دارد میتواند در گزارشات دوره ای میزان تغییرات را پیش بینی نماید و در نهایت اقدام به خرید سهم در قیمت های مناسب نماید.

حاشیه سود خالص چیست؟

حاشیه سود خالص در بورس و کاربرد آن در تحلیل بنیادی شرکت ها

یکی از نسبت های سودآوری حاشیه سود می باشد که روش به دست آمدن آن بصورت تقسیم درآمد خالص بر درآمد، یا سود خالص بر فروش می باشد. میزان درآمد یا سود خالص امکان دارد با تفریق همه هزینه های شرکت (هزینه هایی مانند؛ هزینه مواد اولیه، هزینه های عملیاتی و هزینه های مالیاتی) از کل درآمد به دست بیاید.

حاشیه سود به صورت درصد حاشیه سود نمایش داده میشود و در حقیقت این نسبت حاشیه سود خالص بیان میکند که‌ از یک‌تومان فروش شرکت، چه ‌میزان از آن به سود خالص تبدیل‌ گردیده است. به‌ طور مثال، حاشیه‌ سودخالص ۴۰ درصدی بیان میکند که‌ از ۱۰۰۰ تومان فروش محصولات شرکت، ۴۰۰ تومان سودخالص حاصل شده است.

مفهوم حاشیه سود معمولا برای اشاره به حاشیه سود خالص مورد استفاده قرار می‌گیرد.
فرمول محاسبه حاشیه سود :

حاشیه سود خالص و کاربرد آن در تحلیل بنیادی

کاربرد حاشیه سود خالص در تحلیل بنیادی شرکت ها

حاشیه سود خالص در بورس و کاربرد آن در تحلیل بنیادی شرکت ها

حاشیه سود خالص از نسبت های پر کاربرد در تحلیل بنیادی می باشد که سرمایه گذاران با استفاده از آن میتوانند سود شرکت ها را پیش بینی کنند.

نحوه محاسبه سود خالص و حاشیه سود خالص :

در صورت های مالی شرکت ها سود خالص سودی می باشد که بعد از کسر درآمدهای شرکت و سایر هزینه ها به دست خواهد آمد. از سود خالص به منظور تقسیم سود نقدی در مجامع استفاده مینمایند به بیان ساده تر یعنی قسمتی از سود خالص در مجمع بین سهامداران شرکت توزیع خواهد شد.

به همین ترتیب حاشیه سود خالص شرکت نیز از تقسیم سود خالص بر مبلغ فروش شرکت به دست می اید.

درصد حاشیه سود خالص شرکت که در فوق به نوضیح آن پرداختیم نشان می دهد که از هر ۱ تومان فروش شرکت چقدر از آن به سود خالص تبدیل شده است.

به طور مثال اگر حاشیه سود خالص شرکت ۱۵ درصد باشد یعنی از هر ۱۰۰ تومان فروش شرکت ۱۵ تومان آن به سود خالص تبدیل شده است.

شرکت ها از دو طریق که عملیاتی هم میباشد می توانند سود خالص خود را افزایش دهند که دربر گیرنده موارد زیر است:

  1. افزایش مبلغ فروش شرکت
  2. کاهش هزینه های شرکت

نکات مهم در رابطه با حاشیه سود خالص:

۱-تغییرات حاشیه سود خالص و حاشیه سود ناخالص میتواند نشان دهنده تغییرات سود هر سهم باشد و هر شخصی که قصد سرمایه گذاری و خرید سهام یک شرکت را دارد میتواند در گزارشات دوره ای میزان تغییرات را پیش بینی نماید و در نهایت اقدام به خرید سهم در قیمت های مناسب نماید.

۲-برای تجزیه و تحلیل و بررسی حاشیه سود خالص و ناخالص شرکت باید از گزارش عملکرد دوره ای شرکت کمک گرفت چون امکان دارد شرکتی در پیش بینی های خود محتاطانه عمل کند و حاشیه سود خالص یا حاشیه سود ناخالص را کمتر نشان دهد اما در بررسی گزارش میان دوره ای حاشیه سود خالص، یا ناخالص شرکت به نسبت پیش بینی بیشتر باشد.

توجه فرمایید این موضوع میتواند یکی از نشانه های بهبود حاشیه سود شرکت در آینده و تعدیل آن به نسبت گزارش ها در گذشته باشد. بر همین اساس حتما باید در گزارش های میان دوره، میزان حاشیه سود خالص و ناخالص را محاسبه نماییم.

به این صورت که سود ناخالص و یا سود خالص شرکت را بر مقدار فروش شرکت تقسیم میکنیم و سپس این نسبت به دست می آید و مقدار تغییرات آن را در گزارش های میان دوره ای بررسی و عملکرد شرکت را مورد سنجش قرار می دهیم.

Compatible data.

Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipis scing elit, sed do eiusmod tempor incididunt ut labore et dolore magna aliqua.

enim ad minim veniam quis nostrud exercita ullamco laboris nisi ut aliquip ex ea commodo consequat.

  • Pina & Associates Insurance
  • Payment at Contingency
  • Amount of Payment

Two Most-Cited Reason

Consectetur adipiscing elit, sed do eiusmod tempor incididunt ut labore dolore magna aliqua. enim ad minim veniam, quis nostrud exercitation ullamco laboris nisi ut aliquip ex commodo consequat. duis aute irure dolor in reprehenderit in voluptate.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.