آشنایی با الگوهای مثلثی


فیلم آموزشی کامل تحلیل تکنیکال با محسن قاسمی

تحلیل تکنیکال (Technical Analysis) روشی برای پیش بینی قیمت در بازارها، بر اساس مطالعه و بررسی تاریخچه قیمت و حجم معاملات در آن بازار است. تحلیل تکنیکال در بازار بورس اوراق بهادار، بازار ارز و فارکس و نیز بازارهای بورس کالا مورد استفاده قرار می‌گیرد.
از منظر تاریخی تحلیل تکنیکال حدود سه قرن قدمت دارد و استفاده از شاخص های تکنیکال و ترسیم نمودارهای تکنیکال را می‌توان در نوشته های قرن هفدهم و هجدهم میلادی نیز مشاهده کرد.
شاید بتوان گفت که نخستین استفاده مستقیم اقتصادی مشهور از تحلیل تکنیکال را چارلز داو انجام داده است. چارلز داو که بنیان گذار وال استریت ژورنال است، شاخص میانگین صنعتی داو جونز را نیز طراحی کرد که هنوز، با وجود نواقص این شاخص و نقدهایی که بر آن وارد است، از جمله شاخص‌های مهم اقتصادی محسوب می‌شود.

هنر تحلیل تکنیکال

هنر تحلیل تکنیکال (با تاکید بر واژه‌ی هنر) تشخیص زمان تغییر روند قیمتها در نخستین مراحل تغییر قیمت و سوار شدن بر موج جدید قیمتهاست. تا زمانی که شواهد جدید نشان بدهد که روند جدیدتری در حال شکل گیری است و تحلیل گر تکنیکال، قبل از اینکه تمام بازار، متوجه تغییر روند بشود، تصمیم های سرمایه گذاری جدید را اتخاذ نماید.

واژه تکنیکال وقتی در مورد بازارها و معاملات مورد استفاده قرار می‌گیرد، معنایی بسیار متفاوت از معنای رایج آن دارد. استفاده از تحلیل تکنیکال برای بررسی یک بازار، به این معناست که به جای توجه به خود کالا و خدماتی که در آن بازار معامله می‌شود، فقط به رفتارهای بازار توجه کنیم. تحلیل تکنیکال، دانش ثبت تاریخچه معاملات (معمولاً به صورت نمودارهای گرافیکی) و سپس پیش بینی روندهای محتمل در آینده بازار است.

تعاریفی که معمولا برای تحلیل تکنیکال بیان می شود:

1️⃣ تحلیل نوسانهای گذشته قیمت با انگیزه پیش بینی تغییرات آینده قیمت؛
2️⃣ تحلیل مبتنی بر رفتارهای بازار از طریق مطالعه نمودار قیمت، میانگین متحرک قیمتها، حجم معاملات، حجم معاملات باز، شکل گیری الگوها و سایر شاخص های تکنیکال؛
3️⃣ روشی برای پیش بینی قیمت کالاها بر اساس الگوی تغییرات قیمت و تغییرات حجم معاملات بدون در نظر گرفتن عوامل بنیادین بازار؛

شرح 3 الگوی مثلث در بورس (همراه استراتژی معاملات)

الگوی مثلث به طور کلی سه نوع دارد و یک الگوی نموداری متداول در تحلیل تکنیکال است که معامله‌گران باید به آن آگاه باشند.

در بین الگوهای قیمتی، الگوهای مثلث به چند دلیل حائز اهمیت هستند.مثلث‌ها کاهش نوسانات را در طول زمان نشان می‌دهند که در نهایت ممکن است دوباره افزایش یابد.این مسئله، بینشی تحلیلی در مورد شرایط فعلی قیمت ارائه می‌کند و همچنین اینکه چه نوع شرایطی ممکن است در آینده پیش آید.الگوی مثلث (هم به هنگام شکل‌گیری و هم هنگامی که کامل می‌شود) می‌تواند نمایانگر فرصت‌های معاملاتی باشد.

1. مثلث متقارن

یک مثلث متقارن هنگامی اتفاق می‌افتد که حرکات صعودی و نزولی قیمت دارایی، در طول زمان به ناحیه‌ای کوچکتر و کوچکتر محدود می‌شود.

الگوی قیمت مثلث متقارن

در این الگو، حرکت به سمت بالا و پایین محدودتر از سابق است و این حرکت نسبت به آخرین حرکت رو به بالا و پایین زیاد نیست.به عبارت دیگر، در این الگو، نوسانات رو به بالا در نقطه‌ای پایین‌تر و نوسانات رو به پایین در نقطه‌ای بالاتر شکل می‌گیرد.وصل کردن سقف نوسان‌های بالا با خط روند و کف نوسان‌های پایین با خط روند باعث ایجاد یک مثلث متقارن می‌شود جایی که دو خط روند به سمت یکدیگر حرکت می‌کنند.

هنگامی که بتوان سقف دو نوسان بالا و کف دو نوسان پایین را به وسیله یک خط روند به یکدیگر متصل کرد می‌توان مثلث را رسم کرد.از آنجا که قیمت در یک الگوی مثلث ممکن است چندین بار به سمت بالا و پایین حرکت کند، معامله‌گران معمولا پیش از ترسیم خطوط روند صبر می‌کنند تا قیمت، سه نوسان بالا و پایین را شکل دهد.در کاربرد واقعی، اغلب مثلث‌ها را می‌توان با روش‌های اندک متفاوتی رسم کرد. به عنوان مثال، عکس فوق، روش‌های مختلفی را نشان می‌دهد که ممکن است معامله‌گران مختلف یک الگوی مثلث را در این نمودار خاص یک دقیقه‌ای ترسیم کرده باشند.

2. مثلث افزایشی (Ascending triangle)

یک مثلث افزایشی با نوساناتی که در سقف، به یک سطح قیمت مشابه می‌رسند تشکیل می‌شود.

هنگامی که یک خط روند با اتصال سقف نوسانات بالا ترسیم می‌شود، یک خط افقی ایجاد می‌کند. خط روندی که کف نوسان‌های رو به پایین را به هم متصل می‌کند، زاویه‌ای صعودی دارد که باعث ایجاد یک مثلث افزایشی می‌شود.آشنایی با الگوهای مثلثی

نوسانات قیمت در حین شکل‌گیری و تکمیل این الگو، به یک ناحیه کوچکتر و کوچکتر محدود می‌شود اما در هر حرکت رو به بالا به یک سطح تقریبا یکسان می‌رسد.یک مثلث افزایشی را هنگامی می‌توان ترسیم کرد که دو نوسان بالا و دو نوسان پایین با یک خط روند به یکدیگر متصل شوند.

3. مثلث کاهشی (Descending triangle)

یک مثلث کاهشی از نوسانات رو به آشنایی با الگوهای مثلثی بالای پایین‌تر و نوسانات رو پایینی که به یک سطح قیمت مشابه می‌رسند تشکیل می‌شود.

الگوی قیمت مثلث کاهشی در نمودار

هنگامی که یک خط روند در امتداد نوسانات رو به پایین (کف‌ها) مشابه ترسیم شود، یک خط افقی ایجاد می‌کند. خط روندی که نوسانات نزولی بالای مثلث را متصل می‌کند زاویه‌ای به سمت پایین دارد، و باعث ایجاد یک مثلث کاهشی می‌شود.

در این الگو، نوسانات قیمت به یک ناحیه کوچکتر و کوچکتر محدود می‌شود اما در هر حرکت رو به پایین به یک سطح تقریبا یکسان می‌رسد.

یک مثلث کاهشی را می‌توان هنگامی ترسیم کرد که دو نوسان رو به بالا و دو نوسان رو به پایین توسط یک خط روند به یکدیگر متصل شوند.

در واقع، هنگامی که شما بیش از دو نقطه برای اتصال داشته باشید، خط روند ممکن است به طور کامل و بی‌نقص کف‌ها و سقف‌ها را به یکدیگر متصل نکند. نباید انتظار داشت این خط‌ها به شکلی ایده‌آل به هم وصل شوند.

صرفا باید خطوط روندی را ترسیم کنید که به بهترین شکل، مطابق با عملکرد قیمت باشند.

استراتژی شکست (Breakout Strategy)

استراتژی شکسته‌شدن قیمت را می‌توان در انواع مثلث استفاده کرد.

شکست الگوی مثلث تحلیل تکنیکال

صرف نظر از اینکه مثلث افزایشی، کاهشی یا متقارن باشد، شیوه عمل براساس این استراتژی آشنایی با الگوهای مثلثی یکسان است.

به هنگام حرکت قیمت یک دارایی به بالاتر از خط روند بالایی یک مثلث، می‌توان وارد معامله خرید شد است.
هنگامی که قیمت یک دارایی، به زیر خط روند پایینی مثلث نزول کرد باید دست به فروش زد.

از آنجا که هر معامله‌گر ممکن است خطوط روند خود را اندکی متفاوت رسم کند، ممکن است نقاط ورود و خروج به معامله در بین معامله‌گران اندکی متفاوت باشد.

برای تشخیص شکست‌های واقعی و خروج قیمت از مثلث، هنگامی که قیمت در حال خروج از مثلث است، افزایش در حجم معاملات می‌تواند سیگنالی از معتبر بودن شکست باشد.

هدف این استراتژی، به دست آوردن سود به هنگام خروج و دور شدن قیمت از مثلث است.

اگر قیمت به پایین‌تر از حمایت مثلث (خط روند پایین‌تر) بشکند، آنگاه معامله‌گر یک معامله فروش (Short کردن) با حد ضرری که بالای نوسان بالای اخیر، یا بالای مقاومت مثلث (خط روند بالاتر) قرار داده شده، آغاز می‌کند (در بورس تهران هنوز امکان Short کردن وجودن ندارد).

اگر قیمت بالاتر از مقاومت مثلث (خط روند بالاتر) شکسته شود، آنگاه معامله‌گر وارد معامله خرید می‌شود و حدضرر را کمی پایین‌تر از کف قیمت اخیر قرار می‌دهد.

برای خروج موفقیت‌آمیز از معاملات سودآور، برای آشنایی با الگوهای مثلثی معاملات خود حدسود تعیین کنید.

می‌توان حدسود را روی قیمتی است که معادل کل ارتفاع الگوی مثلث باشد. به عنوان مثال، اگر مثلث در قسمت قطور خود (ضلع چپ) 50 تومان ارتفاع داشت، آنگاه هدف سود را باید 50 تومان بالاتر از نقطه شکست قرار دهید.

حدسود، ساده‌ترین رویکرد برای خروج از یک معامله سودآور است. درنهایت، قیمت یا به حدضرر یا به حدسود خواهد رسید.آشنایی با الگوهای مثلثی

مشکل اینجاست که گاهی معامله ممکن است سود خوبی نشان بدهد اما به حدسود نرسد. برای این شرایط و برای جلوگیری از سوخت شدن سودها، معامله گران باید معیارهای بیشتری به استراتژی خروج از معاملات اضافه کنند. مثلا تعیین کنند که اگر قیمت، روندی خلاف پوزیشن اتخاذ شده آغاز کرد از معامله خارج شوند.

استراتژی پیش‌بینی

شکل پیشرفته‌تر این استراتژی، پیش‌بینی تشکیل مثلث و مسیر نهایی شکست قیمت است.

با فرض پیش‌بینی تشکیل الگوی مثلث و پیش‌بینی مسیر آینده شکست، معامله‌گران اغلب می‌توانند معاملاتی با سود احتمالی بسیار خوب در مقایسه با میزان ریسک بدست آورند.

فرض کنید یک مثلث شکل می‌گیرد و یک معامله‌گر معتقد است که قیمت درنهایت آن را شکسته و خارج شده به سمت بالا حرکت خواهد کرد.

در این مورد، معامله‌گر میتواند به جای صبر کردن برای شکست، نزدیک به حمایت مثلث خرید کند.

با خرید نزدیک به کف مثلث، معامله‌گر با قیمت بسیار بهتری وارد معامله می‌شود و با تعیین حد ضرر در زیر مثلث، میزان ریسک معامله کم خواهد بود.

اگر قیمت به سمت بالا شکسته شود، همان روش یکسانی که برای هدف‌گذاری شرح داده بودیم را می‌توان به عنوان هدف قیمت تعیین کرد. معامله‌گری که پیش‌دستی می‌کند و قبل از شکست مثلث وارد معامله می‌شود، به خاطر اینکه قیمت ورود به معامله پایین‌تر است، از معامله‌گری که منتظر شکست مثلث است سود بیشتری از بازار می‌گیرد.

برای استفاده از “استراتژی پیش‌بینی” یک مثلث باید حداقل سه بار با حمایت و یا مقاومت برخورد کند، به این علت که در سومین (یا آخرین) برخورد با حمایت یا مقاومت است که معامله‌گر می‌تواند معامله‌ای انجام دهد.

دو نوسان اول تنها برای ترسیم مثلث استفاده می‌شوند. بنابراین، برای ایجاد سطوح بالقوه حمایت و مقاومت، و انجام معامله در یکی از آنها، قیمت باید حداقل سه مرتبه به آن سطح برخورد کند.

اندازه پوزیشن و مدیریت ریسک

همیشه از یک حد ضرر استفاده کنید.حتی اگر قیمت شروع به حرکت به نفع شما کند، می‌تواند در هر زمانی بازگشت داشته باشد (در ادامه بخش شکست کاذب را ببینید).داشتن حد ضرر به معنای کنترل ریسک است. اگر دارایی در جهت پیش‌بینی شده پیشرفت نکند، معامله‌گر با کمترین ضرر از معامله خارج می‌شود.

داشتن حد ضرر به معامله‌گر اجازه می‌دهد تا اندازه ایده‌آل پوزیشن (مبلغی که وارد معامله می‌کند) را انتخاب کند. اندازه پوزیشن تعداد سهام (بازار سهام)، لات‌ها (بازار فارکس)، یا قراردادهایی (بازار معاملات آتی) است که در یک معامله به کار گرفته می‌شود.

برای محاسبه اندازه ایده‌آل پوزیشن، ببینید که تا چه اندازه حاضرید برای یک معامله ریسک کنید.معامله‌گران حرفه‌ای به طور معمول یک درصد (یا کمتر) از کل موجودی حساب خود را در هر معامله ریسک می‌کنند. یک درصد از حساب خود را محاسبه کنید. به عنوان مثال، اگر کل سرمایه بورسی شما 120 میلیون تومان است، می‌توانید تا 1.2 میلیون در هر معامله ریسک کنید.

پس از آگاهی به این موضوع، تفاوت بین قیمت‌های ورود و حد ضرر خود را در نظر بگیرید.

به عنوان مثال، اگر نقطه ورود شما به یک سهم 1500 تومان و حد ضرر شما 1350 تومان باشد، پس ریسک شما 150 تومان در هر سهم خواهد بود. برای محاسبه تعداد سهامی که می‌توانید در هر معامله داشته باشید، 1.2 میلیون تومان (حداکثر ریسک) را تقسیم بر 150 تومان (ریسک به ازای هر سهم) کنید. به این ترتیب شما می‌توانید اندازه پوزیشن خود را تا 8,000 سهم انتخاب کنید.

این حداکثر مقداری است که شما می‌توانید وارد معامله کنید تا ریسک‌تان در معامله تقریبا معادل یک درصد از موجودی کل حساب‌تان باشد.

اگر سرمایه‌تان رقم بالاییست، مطمئن شوید در سهمی وارد می‌شوید که معاملات آن حجم کافی دارد. اگر اندازه پوزیشن خود را نسبت به بازاری که در آن معامله می‌کنید بیش از اندازه بزرگ بگیرید، در معرض ریسک عدم‌نقدشوندگی قرار می‌گیرید.

شکست‌های کاذب (False breakouts)

شکست‌های کاذب مشکل اصلی هستند که معامله‌گران به هنگام معامله براساس الگوهای مثلث‌ یا هر الگوی قیمتی دیگری با آن مواجه‌ می‌شوند.

شکست کاذب در تحلیل تکنیکال

یک شکست کاذب هنگامی اتفاق می‌افتد که قیمت بالاتر از مثلث رفته و سیگنال یک شکست را می‌دهد اما سپس در مسیر عکس بازگشت می‌کند و حتی ممکن است از طرف دیگر مثلث بشکند و خارج شود.

شکست‌های کاذب بخشی از معاملات هستند و ممکن است منجر به ضرر در معاملات شوند.

در مواجهه با شکست‌های کاذب نباید دلسرد شوید.تمام شکست‌ها کاذب نیستند و شکست‌های کاذب در حقیقت می‌توانند به معامله‌گران کمک کنند تا معامله را بر اساس استراتژی پیش‌بینی (که شرح دادیم) انجام دهند.

اگر در یک معامله نیستید و قیمت در مسیری مخالف آنچه انتظار داشتید دچار شکستی کاذب شد، فورا وارد معامله شوید!

به عنوان مثال، فرض کنید مثلثی شکل می‌گیرد و ما بر اساس تحلیل خود از عملکرد قیمت آن محدوده انتظار داریم که قیمت در نهایت به سمت بالای مثلث شکسته شود.

اما این اتفاق نمی‌افتد و قیمت اندکی پایین‌تر از مثلث رفته و سپس به شکلی تهاجمی به سمت مثلث برگردد. در این صورت، می‌توانید یک معامله خرید شوید و حدضرر را دقیقا در زیر کیف اخیر قرار دهید از آنجا که حرکت قیمت به سمت پایین شکست می‌خورد، بسیار محتمل است که قیمت سعی کند از مثلث خارج شده و به بالاتر از آن رشد کند.

سخن آخر در خصوص الگوهای مثلث

الگوی مثلث از الگوهای متداول قیمتی است که در نمودارها به وفور می‌توان یافت.دانستن نحوه تفسیر و معامله کردن با الگوهای مثلث‌ مهارت خوبی است زیرا آنها رایج هستند اما ممکن است هرروز و در تمام دارایی‌ها اتفاق نیفتند.معامله‌گران کوتاه‌مدت، اغلب احتیاج به طیف گسترده‌تری از استراتژی‌ها دارند و نه فقط الگوهای مثلث.

مفاهیمی که در این مقاله مورد بحث قرار گرفت را می‌توان برای معامله با سایر الگوهای نموداری نیز به کار گرفت، مانند محدوده‌های رنج، گوه‌ها (wedges) و کانال‌ها.پیش از اقدام به معامله این الگوها با پول واقعی، تشخیص، ترسیم و معامله با الگوهای مثلث‌ را با معاملات مجازی تمرین کنید. به این ترتیب می‌توانید قبل از اینکه سرمایه خودتان را به ریسک بیندازید، مطمئن شوند که با تحلیل و تشخیص الگوهای مثلث، توانایی کسب سود را دارا هستید.

الگوهای قیمتی در تحلیل تکنیکال

بخشی از آموزش های مربوط به تحلیل تکنیکال کلاسیک، مبحث الگوهای نموداری یا الگوهای قیمتی در روند سهام هست. توصیه می شود حتی اگر تمایلی به یادگیری تحلیل گری پیشرفته بازار سرمایه ندارید، اما حداقل به عنوان معامله گر به این الگوها توجه کنید و آن ها را یاد بگیرید به نحوی که بتوانید، در نمودارهای مختلف آن را تشخیص دهید و روند را پیش بینی کنید. چرا که در تعیین و تشخیص سیگنال ها و نقاط مناسب خرید و فروش بسیار کارآمد می باشند.

فراگیری این الگوها راحت است و درصورت یادگیری به راحتی در نمودار سهام قابل تشخیص است، از این رو یکی از مباحث جذاب در تحلیل تکنیکال به شمار می رود.

ویژگی مهم الگوهای قیمتی آن است که اولا از حرکات نامنظم قیمت روی نمودار به دست می آیند و ثانیا تکرار شونده هستند.

در کتاب ها و منابع مختلف، الگوهای متفاوتی معرفی شده است. اما به مرور زمان بعضی از این الگو ها کاربرد بیشتری داشتند و از اعتبار بیشتری برخوردارند.

از الگوهای نموداری شامل الگو های بازگشتی و ادامه دهنده می توان به الگوهای زیر اشاره کرد.

الگوی سر و شانه، الگوی فنجان و دسته، الگوی پرچم و پرچم سه گوش یا آویز، الگوی کف دوگانه و قله دو گانه یا پولبک ها، الگوی مثلث، الگوی کنج یا گوه و الگوی مستطیل

به طورکلی این هفت الگو کاربرد بیشتری برای معامله گران و تحلیل گران سایر بازارهای سرمایه دارند.

نکته مهم آن است که وجود این الگوها پیش بینی قطعی را به دست نمی دهد. بلکه این ها صرفا ابزاری هستند که در تحلیل روند به ما کمک می کنند.

در تصاویر زیر به طور خلاصه شمای کلی هر الگو را مشاهده خواهید کرد.

الگوی سر و شانه

نمودار شامل الگوی سر و شانه

الگوی فنجان و دسته

نمودار الگوی فنجان و دسته

الگوی پرچم

نمودار سبز الگوی پرچم قرمز

الگوی کنج یا گوه

الگوی کنج یا گوه صعودی

الگوی مستطیل

الگوی مثلث

الگوی مثلث

پولبک ها

پولبک

این تصاویر صرفا جهت آشنایی شما عزیزان با شکل کلی این الگوهاست و قطعا در مرحله آموزش نکات زیادی در باره ی این الگوهای هفت گانه وجود دارد که می بایست بررسی شوند.

آشنایی با الگوهای قیمتی در تجزیه و تحلیل تکنیکال

در تجزیه و تحلیل تکنیکال ، تغییرات روند صعودی و نزولی اغلب توسط الگوهای قیمت مشخص می شود. اگر بخواهیم تعریفش کنیم ، الگوی قیمت یک پیکربندی قابل تشخیص از حرکت قیمت است که با استفاده از یک سری خطوط روند و / یا منحنی ها مشخص می شود. هنگامی که یک الگوی قیمت سیگنالی از تغییر جهت روند باشد ، به عنوان الگوی بازگشت یا ریورسال (reversal pattern) شناخته می شود. یک الگوی ادامه دهنده (continuation pattern) هنگامی رخ می دهد که روند بعد از یک مکث کوتاه در مسیر فعلی خود ادامه یابد. تحلیلگران تکنیکال مدتهاست که از الگوهای قیمت برای بررسی حرکات جاری و پیش بینی حرکات آینده بازار استفاده می کنند.

خطوط روند (Trendlines) در تحلیل تکنیکال

از آنجا که الگوهای قیمت با استفاده از یک سری خطوط / یا منحنی ها مشخص می شوند ، درک خطوط روند و دانستن نحوه ترسیم آنها مفید است. خطوط روند (Trendlines) به تحلیلگران تکنیکال کمک می کند مناطق پشتیبانی (support) و مقاومت (resistance) را در نمودار قیمت مشخص کنند. خطوط روند خطوط مستقیمی هستند که با اتصال یک سری قله های نزولی (افزایش ها) یا فرورفتگی های صعودی (کاهش ها) در نمودار ترسیم می شوند. خط روندی که به سمت بالا حرکت می کند یا خط روند صعودی ، در جایی اتفاق می افتد که قیمت ها (higher high) و (higher low) را تجربه می کنند. خط روند صعودی با اتصال به کف صعودی ترسیم می شود. برعکس ، یک روند که دارای زاویه ای رو به پایین باشد ، یک خط روند نزولی نامیده می شود ، و این مورد در شرایطی اتفاق می افتد که قیمت ها سطح (lower high) و (lower low) را تجربه می کنند.

بسته به این که چه بخشی از نوار قیمت برای “اتصال نقاط” استفاده شود ، روندهای مختلف از نظر ظاهری متفاوت خواهند بود. در حالی که نظرات مختلفی در مورد اینکه از کدام قسمت از نوار قیمت باید استفاده شود وجود دارد ، بدنه کندل بار – و نه فتیله های نازک در بالا و زیر بدنه شمع – غالباً نمایانگر جایی است که اکثر حرکات قیمت در آنجا اتفاق افتاده است و بنابراین ممکن است نقاط دقیق تری را برای ترسیم خط روند ارائه دهد ، به خصوص در نمودارهای بین روزی که “نقاط دور افتاده” (نقاط داده که خارج از محدوده “عادی” قرار دارند) ممکن است در آن وجود داشته باشند. در نمودارهای روزانه ، نمودارها اغلب از قیمت های بسته شدن (closing price) به جای اوج یا کف ، برای ترسیم خط روند استفاده می کنند ، زیرا قیمت های بسته شدن نماینده معامله گران و سرمایه گذارانی است که مایل به نگه داشتن یک موقعیت یک شبه یا طی آخر هفته یا تعطیلات بازار هستند. خطوط روند دارای سه یا چند نقطه ، به طور کلی معتبرتر از مواردی هستند که فقط بر اساس دو نقطه ایجاد شده اند.

۱ – روند صعودی در شرایطی اتفاق می افتد که قیمت ها در حال ایجاد (higher high) و (higher low) باشند. خطوط روند صعودی حداقل دو تا از کف ها را به هم متصل می کنند و سطح پشتیبانی پایین تر از قیمت را نشان می دهند.

۲ – روند نزولی در شرایطی اتفاق می افتد که قیمت ها در حال ایجاد (lower high) و (lower low) باشند. خطوط روند نزولی حداقل دو مورد از اوج ها را به هم متصل می کنند و سطح مقاومت بالاتر از قیمت را نشان می دهند.

۳ – (Consolidation) یا بازار جانبی (sideways market) ، در جایی اتفاق می افتد که قیمت بین یک دامنه افزایش و کاهش ، بین دو خط روند موازی و اغلب افقی در حال نوسان باشد.

الگوهای ادامه دهنده (Continuation Patterns)

الگوی قیمتی که نشانگر وقفه موقت از یک روند موجود است ، به عنوان یک الگوی ادامه دهنده شناخته می شود. یک الگوی ادامه دهنده را می توان به عنوان یک توقف در طول روند غالب تصور کرد – زمانی که گاوها در طی روند صعودی مکث می کنند ، یا وقتی خرس ها برای یک لحظه در روند نزولی استراحت می کنند. در حالی که الگوی قیمت در حال شکل گیری است ، هیچ راهی برای حدس این که روند ادامه خواهد یافت یا بازگشتی اتفاق می افتد وحود ندارد. به همین ترتیب ، باید هنگام استفاده از خطوط روند برای ترسیم الگوی قیمت به این که شکست قیمت بالاتر یا پایین تر از منطقه ادامه دهنده اتفاق می افتد ، توجه داشته باشید . تحلیلگران تکنیکال معمولاً توصیه می کنند تا زمانی که بازگشت تأیید نشده باشد ، تصور کنید که روند ادامه خواهد داشت. به طور کلی ، هرچه الگوی قیمت بیشتر طول بکشد و حرکت قیمت در این الگو بزرگ تر باشد ، به محض شکسته شدن قیمت بالاتر یا پایین تر از منطقه ادامه دهنده، حرکت بیشتر می شود.

اگر قیمت در روند خود ادامه یابد ، الگوی قیمت به عنوان الگوی ادامه دهنده (continuation pattern) شناخته می شود. الگوهای ادامه دهنده معمول عبارتند از:

الگوی پرچم سه گوش (Pennant) ، که با استفاده از دو خط روند همگرا ترسیم شده است

الگوی پرچم (Flag) ، که با دو خط روند موازی ترسیم شده است

الگوی کنج (Wedge) ، که با دو خط روند همگرا ، که در آن هر دو زاویه ای به بالا یا پایین دارند ترسیم شده است

الگوی پرچم سه گوش (Pennant)

الگوهای پرچم سه گوش با دو خط روند ترسیم می شوند که در نهایت به هم می رسند. یکی از ویژگی های اصلی الگوهای پرچم سه گوش این است که خط روند به دو جهت حرکت می کند – یعنی یکی در روند نزولی و دیگری در روند صعودی حرکت می کند. شکل ۱ نمونه ای از یک پرچم سه گوش را نشان می دهد. غالباً ، در هنگام شکل گیری الگوی پرچم سه گوش ، حجم معاملات کاهش می یابد و هنگام خروج قیمت از الگو حجم معاملات افزایش می یابد.

نمودار قیمت قرارداد آتی ۱ دقیقه ای e-mini Russell 2000 که الگوی قیمت پرچم سه گوش ادامه دهنده را نشان می دهد. منبع: TradeStation.

الگوی پرچم (Flag)

الگوهای پرچم با استفاده از دو خط روند موازی ساخته می شوند که می توانند شیب صعودی ، شیب نزولی یا جانبی (افقی) داشته باشند. به طور کلی ، پرچمی که دارای شیب صعودی است به عنوان وقفه در یک بازار با روند نزولی ظاهر می شود. پرچمی با شیب نزولی و رو به پایین ، آشنایی با الگوهای مثلثی وقفه ای را در طی یک بازار روند صعودی نشان می دهد. به طور معمول ، تشکیل پرچم با دوره ای از کاهش حجم معاملات همراه است ، و با خارج شدن قیمت از الگوی پرچم ، حجم معاملات مجددا به حالت قبل از الگو بازمی گردد.

الگوی کنج (Wedge)

الگوهای کنج شبیه به الگوی پرچم سه گوش هستند زیرا با استفاده از دو خط روند همگرا ترسیم می شوند. با این حال ، ویژگی اصلی الگوی کنج این است که هر دو خط روند در حال حرکت در یک جهت هستند ، یا به سمت بالا و صعودی یا به سمت پایین و نزولی. الگوی کنجی که زاویه ای به سمت پایین دارد ، وقفه ای را در طول روند صعودی نشان می دهد. کنجی که زاویه ای به سمت بالا دارد ، وقفه موقتی را در طی سقوط بازار نشان می دهد. همانند الگوهای پرچم سه گوش و پرچم ، میزان معمول حجم در هنگام شکل گیری الگوی کنج نیز کاهش می یابد ، حجم معاملات تنها در صورت شکسته شدن قیمت بالاتر یا پایین تر از الگوی کنج افزایش می یابد.

الگوی مثلث (Triangle)

الگوهای مثلث از محبوب ترین الگوهای نمودار مورد استفاده در تحلیل تکنیکال هستند زیرا آنها در مقایسه با سایر الگوها به دفعات در نمودارهای مختلف شکل می گیرند. سه الگوی متداول مثلث شامل مثلث های متقارن (symmetrical triangles)، مثلث های صعودی (ascending triangles) و مثلث های نزولی (descending triangles) هستند. شکل گیری این الگوهای نمودار می توانند از دو هفته تا چند ماه ادامه داشته باشند.

الگوهای مثلث های متقارن (symmetrical triangles) وقتی اتفاق می افتند که دو خط روند به یکدیگر نزدیک می شوند و فقط نشان می دهند که احتمال وقوع یک شکست وجود دارد – و جهت را نشان نمی دهند و فقط زمانی که یکی از خطوط بالا یا پایین عبور کرد و شکست تایید شد باید مطابق روند ایجاد شده تصمیم معاملاتی را گرفت. الگوی مثلث های صعودی (ascending triangles) دارای خط روند افقی در بالا و یک خط روند صعودی در پایین مثلث است و نشان می دهد که به احتمال زیاد شکست قیمت به سمت پایین مثلث اتفاق می افتد ، در حالی که مثلث های نزولی (descending triangles) دارای یک خط روند افقی در پایین و یک خط روند نزولی در بالای مثلث هستند که نشان می دهد به احتمال زیاد شکست قیمت به سمت پایین مثلث اتفاق خواهد افتاد. بزرگی شکست ها به سمت بالا (breakouts) یا شکست ها به سمت پایین (breakdowns) معمولاً برابر با ارتفاع سمت چپ عمودی مثلث است ، همان طور که در شکل زیر نشان داده شده است.

A broken symmetrical triangle pattern on the chart of FXY.

الگوی فنجان و دسته (Cup and Handles)

فنجان و دسته یک الگوی ادامه دهنده صعودی است که در آن روند صعودی متوقف شده است ، اما با تایید این الگو ادامه خواهد یافت. قسمت “فنجان” الگو باید به شکل “U” باشد که بیشتر شبیه به انحنای کف یک کاسه یا فنجان است بنابراین نباید به شکل “V” با اوج های برابر در هر دو طرف فنجان باشد. “دسته” در سمت راست فنجان به شکل یک پولبک (pullback) كوتاه كه شبیه به الگوی نمودار پرچم یا پرچم سه گوش است ، شکل می گیرد. پس از تکمیل این الگو ، دارایی مورد نظر ممکن است به سطوح جدید صعود کند و به سقف های جدید دست باید و روند خود را از از قسمت بالاتری ادامه دهد. یک الگوی فنجان و دسته در شکل زیر نشان داده شده است.

cup and handle with stop loss and entry point

الگوی فنجان و دسته با نقاط (Buy Point) و (Stop Loss) منبع: TradingView.com

الگوهای بازگشت یا ریورسال (Reversal Patterns)

الگوی قیمتی که نشانگر تغییر در روند غالب است به عنوان یک الگوی بازگشت شناخته می شود. این الگوها نشانگر دوره هایی است که از قدرت گاوها یا خرس ها کاسته شده است. با شکل گیری این الگو ، روندی که از قبل ایجاد شده متوقف می شود و سپس به مسیر جدیدی که از سمت مخالف (گاو یا خرس) قدرت گرفته است وارد می شود. به عنوان مثال ، یک روند صعودی که توسط خریداران مشتاق یا گاوها پشتیبانی می شود ، می تواند با یک الگوی بازگشتی متوقف شود ، که فشار هر دو گاو و خرس را نشان می دهد ، و در نهایت خرس ها یا فروشندگان برنده می شوند و این منجر به تغییر روند به نزولی می شود. بازگشت های قیمت که در سقف بازار اتفاق می افتند به عنوان الگوهای توزیعی (distribution patterns) شناخته می شوند ، در این شرایط دارایی مورد معامله در بازار با اشتیاق بیشتری نسبت به میزان خریداری شده به فروش می رسد. در مقابل ، بازگشت های قیمتی که در کف بازار اتفاق می افتند به عنوان الگوهای ذخیره (accumulation patterns) شناخته می شوند ، در این شرایط دارایی مورد معامله در بازار فعال تر از هنگام فروش خریداری می شود. همانند الگوهای ادامه دهنده ، هر چه شکل گیری این الگو بیشتر طول بکشد و حرکت قیمت در این الگو بزرگتر باشد ، به محض شکست قیمت به بالا ، احتمال ایجاد حرکت بزرگتری وجود دارد.

هنگامی که قیمت پس از وقفه ای بازمی گردد ، الگوی قیمت به عنوان الگوی بازگشت (reversal pattern) شناخته می شود. نمونه هایی از الگوهای معمول بازگشت عبارتند از:

الگوی سر و شانه (Head and Shoulders) ، نشان دهنده دو حرکت کوچک تر قیمت است که دو طرف یک حرکت بزرگ تر را در بر گرفته است

الگوی سقف دوقلو (Double Tops) ، نمایانگر یک موج افزایشی قیمت کوتاه مدت است که پس از آن یک موج دیگر در تلاش برای شکست مقاومت موج قبلی ناکام می ماند

الگوی کف دوقلو (Double Bottoms) ، نشان دهنده یک موج کاهشی قیمت است که پس از آن یک موج کاهشی دیگر در تلاش برای شکستن حمایت موج قبلی ناکام می ماند.

الگوی سر و شانه (Head and Shoulders)

الگوهای سر و شانه ها می توانند در سقف یا کف بازار شکل بگیرند ، این الگو شامل سه موج (قله یا یک فرورفتگی) است : یک موج اولیه ، که با موج دوم که از موج اولی بزرگ تر است ادامه پیدا می کند و در نهایت با یک موج سوم که از موج دوم کوچک تر است و مشابه موج اول است تکمیل می شود. روند صعودی که توسط الگوی اوج سر و شانه قطع می شود ، ممکن است بازگشت روند را تجربه کند ، و در نتیجه به روند نزولی تغییر کند. برعکس ، روند نزولی که منجر به الگوی سر و شانه (یا یک سر و شانه های معکوس) شود ، احتمالاً بازگشت روند به سمت صعودی را تجربه خواهد کرد. خطوط روند افقی یا کمی شیب دار را می توان با اتصال کف ها یا سقف ها ، و قله ها و فرورفتگی هایی که بین سر و شانه ها وجود دارد ، ترسیم کرد ، همان طور که در شکل زیر نشان داده شده است. در حین تکمیل الگو ، پس از شکسته شدن قیمت در بالا (در الگوی سر و شانه ها در کف) یا پایین (در الگوی سر و شانه ها در اوج) خط روند ، ممکن است حجم معاملات کاهش یابد.

الگوی کف سر و شانه ها در نمودار روزانه ULTR ، که در اینجا با یک خط افقی نشان داده شده است که سطح مقاومت را نشان می دهد. پس از شکسته شدن ، بازگشت بازار نشان داده می شود. منبع: TradeStation.

الگوی سقف دوقلو (Double Tops)

الگوی کف و سقف دوقلو نشان دهنده مناطقی است که بازار دو تلاش ناموفق برای شکستن سطح پشتیبانی یا مقاومت داشته است. در مورد سقف دوقلو ، که اغلب مانند حرف M به نظر می رسد ، فشار اولیه تا رسیدن به سطح مقاومت ، همراه با تلاش دومی که پس از آن ایچاد شده و شکست خورده دیده می شود و در نتیجه بازگشت روند اتفاق می افتد. از طرف دیگر ، کف دوقلو مانند حرف W ظاهر می شود و هنگامی رخ می دهد که قیمت سعی کند از سطح پشتیبانی قبلی گذر کند ولی در این کار موفق نمی شود و برای بار دوم نیز تلاش ناموفقی برای آشنایی با الگوهای مثلثی ورود به سطح پشتیبانی خواهد داشت. این امر اغلب منجر به بازگشت روند می شود ، همان طور که در شکل زیر نشان داده شده است.

الگوی کف و سقف سه قلو (Triple tops and bottoms) الگوهای بازگشتی هستند که به اندازه الگوهای سر و شانه ها و یا سقف دوقلو یا کف دوقلو چندان متداول نیستند. اما ، آنها نیز به روشی مشابه عمل می کنند و می توانند یک سیگنال تجاری قدرتمند برای بازگشت روند باشند. این الگوها زمانی شکل می گیرند که قیمت سه بار سطح حمایت یا مقاومت مشابه را آزمایش می کند و قادر به شکستن آن نیست.

الگوی کف سر و شانه ها در نمودار روزانه ULTR ، که در اینجا با یک خط افقی نشان داده شده است که سطح مقاومت را نشان می دهد. پس از شکسته شدن ، بازگشت بازار نشان داده می شود. منبع: TradeStation.

شکاف ها (Gaps)

شکاف ها هنگامی رخ می دهند که بین دو دوره معاملاتی فضای خالی وجود داشته باشد که ناشی از افزایش یا کاهش قابل توجه قیمت است. به عنوان مثال ، یک سهم ممکن است در یک روز معاملاتی در قیمت $ ۵٫۰۰ بسته شود و بعد از درآمدهای مثبت ، با اختلاف قیمت ۷٫۰۰ دلار بازگشایی شود. سه شکاف اصلی وجود دارد: شکاف های گسست (Breakaway gaps) ، شکاف های فرار (runaway gaps) و شکاف های خستگی (exhaustion gaps) . شکاف های گسست در آغاز یک روند شکل می گیرند ، شکاف های فرار در وسط یک روند شکل می گیرند و شکاف های خستگی نشان از پایان قریب الوقوع یک روند دارند.

نتیجه گیری

الگوهای قیمت اغلب وقتی پیدا می شوند که قیمت “دچار وقفه می شود و به اصطلاح استراحت می کند” ، و نشانگر مناطقی است که می توانند منجر به ادامه یا بازگشت روند غالب شوند. خطوط روند در شناسایی این الگوهای قیمت مهم هستند که می توانند در قالب هایی مانند پرچم (flags) ، پرچم های سه گوش (pennants) و سقف دوقلو (double tops) ظاهر شوند. حجم معاملات در این الگوها نقش مهمی ایفا می کند ، حجم اغلب در هنگام شکل گیری الگو کاهش می یابد ، و با شکست قیمت از الگو افزایش می یابد. تحلیلگران تکنیکال اغلب برای پیش بینی حرکات قیمت آینده ، از جمله ادامه روند و بازگشت ، الگوهای قیمت را دنبال می کنند.

انواع دامن زنانه؛ ۱۸ مدل دامن زیبا به همراه نکاتی کاربردی برای خیاط‌ها

انواع دامن زنانه

وقتی از واژهٔ دامن حرف می‌زنیم، هرکس مدل و نوعی از آن را به‌ خاطر می‌آورد. این یعنی دنیای دامن‌ها بسیار گسترده‌تر از آن است که به نظر می‌رسد. طرح‌ها، رنگ‌ها و نوع دوخت دامن‌ها بسیار متنوع است. انواع دامن زنانه می‌تواند زنانگی، زیبایی‌، به‌روزبودن و خیلی صفات و حالات دیگر را نشان بدهد. حتی اگر از آن دسته افرادی هستید که شلوار را به دامن ترجیح می‌دهند، باز هم به‌احتمال‌زیاد در کمد لباس خود، دست‌کم یک دامن دارید. این‌طور نیست؟ اگر هم اهل پوشیدنِ دامن‌ هستید، باید حواستان را جمع کنید و دامنی مناسب با مدل بدنتان بپوشید. در این مقاله انواع مدل‌های دامن را معرفی کرده‌ایم. قرار است به دنیای دامن‌ها سرک بکشیم.

حتما بخوانید:

۱. دامن خطی یا دامن کلوش

دامن کلوش یا خطیِ شبیه اِی (A) یکی از انواع دامن زنانه است. اگر نگاهی دقیق به آن بکنید، متوجه شباهت آن با حرف اِی (A) در زبان انگلیسی می‌شوید. این مدل دامن از قسمت کمر به‌سمت پایین گشاد می‌شود.

دامن کلوش یکی از انواع دامن زنانه

دامن خطیِ شبیه A یا همان کلوش خودمان از مدل‌های رایجی است که در میان خانم‌ها طرف‌داران زیادی دارد.

۲. دامن تنگ (دامن مدادی/ دامن لوله‌ای)

دامن تنگ یکی از انواع دامن زنانه

دامن مدادی یا دامن تنگ هم یکی از انواع مدل‌های دامن آشنایی با الگوهای مثلثی است. این مدل دامن از کمر تا باسن حالت چسب و تنگ دارد. برای اینکه دامن در این بخش‌های بدن چسبان باشد، معمولا در خیاطی از ساسون استفاده می‌شود.

دامن لوله‌ای هم یکی از انواع دامن تنگ است که بیشتر از پارچه‌های کِشی یا در ‌اصطلاح استرچ (stretchy) دوخته می‌شود. این دامن‌ها جلوهٔ خاص و زییایی دارند. اگر با شکل بدنتان تناسب داشته باشند، به جذابیت‌تان اضافه می‌کنند.

۳. دامن دیرندل یا کمردار

دامن دیرندل یکی از انواع دامن زنانه

دامن دیرندل ( Dirndl/ واژه‌ای آلمانی) یا دامن کمردار یکی از انواع دامن‌های راسته است. اصولا این نوع دامن یکی از پوشش‌های سنتی زنان آلمانی بوده است. دامن‌های دیرندل در قسمت کمر جمع می‌شوند. این دامن‌ها معمولا دارای کمربند یا بندی هستند که دامن را در ناحیه کمر جمع کند.

۴. دامن مینی‌

دامن مینی یکی از انواع دامن زنانه

دامن مینی یا مینی‌ژوپ به‌معنای دامن کوتاه است؛ البته بهتر است بدانید که ژوپ در زبان فرانسوی یعنی دامن. پس وقتی می‌گوییم مینی‌ژوپ، دیگر لازم نیست که کلمه دامن را هم در کنار آن بیاوریم.

بلندی مینی‌ژوپ‌ها از ۲۵ تا ۴۳ سانتی‌متر است؛ البته قانونی وجود ندارد و مینی‌ژوپ‌ها می‌توانند از ۲۵ سانتی‌متر هم کوتاه‌تر باشند. این دیگر به سلیقه و البته شکل اندامتان بستگی دارد.

۵. دامن دراپه

دامن دراپه یکی از انواع دامن زنانه

دامن دراپه هم یکی از انواع دامن زنانه با پیلی یا چین‌خوردگی‌هایی در تمام بخش‌های دامن یا فقط یک طرف آن است. به دامن‌های دراپه سارونگ هم گفته می‌شود. سارونگ دامنی سنتی است که شبیه لنگ دور بدن پیچیده می‌شود.

۶. دامن چندطبقه

دامن چند طبقه یکی از انواع دامن زنانه

یکی از لباس‌های رؤیایی و محبوب بیشتر دخترک‌های نازنین، دامن چندطبقه است. پوشیدن چنین دامنی حس شاهزاده‌بودن را به آنها می‌دهد. اگر این مدل از انواع مدل‌های دامن به اندامتان بیاید، با پوشیدن آن می‌توانید در هر مهمانی، به شاهزاده‌ای زیبا تبدیل شوید.

۷. دامن دایره‌ای

دامن دایره ای یکی از انواع دامن زنانه

دامن‌های دایره‌ای برشی شبیه به دایره دارند؛ یعنی اگر دامن را روی سطحی صاف پهن کنید، شکل دایره‌ را می‌بینید. این مدل از دامن‌ها در قسمت کمر لباس، بسیار چسبان و تنگ است.

۸. دامن تَرک موج‌دار

دامن ترک موج دار یکی از انواع دامن زنانه

از نام دامن ترک موج‌دار کاملا مشخص است که با دامنی با چین‌وشکن‌ روبه‌رو هستیم. این موج‌ها در بخش پایینی دامن ظاهر می‌شوند. برای دوختن دامن ترک‌ موج‌دار، باید تکه‌ها و بخش‌های موج‌دار را به‌طور جداگانه به قسمت بالایی دامن بدوزید.

۹. دامن گوده‌دار

دامن کوده دار یکی از انواع دامن زنانه

دامن گوده‌دار مدلی از انواع دامن زنانه است که برای پر و حجیم‌ به‌نظرآمدن دامن به آنها پارچه‌هایی بریده‌شده با الگوی مثلث اضافه می‌شود؛ یعنی تکه‌پارچه‌هایی مثلثی به قسمت‌هایی از پارچهٔ دامن دوخته می‌شود.

۱۰. دامن ترومپتی یا شیپوری

دامن ترومپتی یا شیپوری یکی از انواع دامن زنانه

احتمالا مدل ترومپتی را با نام «مدل ماهی» می‌شناسید. این مدل از انواع مدل‌های دامن از کمر تا لبه پایینی لباس تنگ است، ولی در لبهٔ دامن کلوش‌ می‌شود.

۱۱. دامن گره‌ای

دامن گره‌ای یکی از انواع دامن زنانه

دامن گره‌ای هم مدل جالبی دارد: پارچه دور بدن پیچیده می‌شود و به‌ کمک یک بند یا سنجاق می‌توانید دو سمت پارچه را به‌ هم متصل کنید.

۱۲. دامن شلواری

دامن شلواری یکی از انواع دامن زنانه

دامن شلواری را نمی‌توان به‌طور دقیق به خانواده دامن‌ها راه داد. اگر بخواهیم دقیق‌تر به آن نگاه کنیم، با لباسی روبه‌رو می‌‌شویم که هویت مشخصی ندارد. دامن شلواری همان‌طور که از نامش برمی‌آید، هم شلوار است و هم دامن.

در توصیف این نوع دامن می‌توانیم از دو مسیر وارد شویم: دامنی که پاچه‌هایی گشاد دارد و به شلوار بی‌شباهت نیست یا شلواری که پاچه‌های گشادش آن را شبیه دامن کرده است. نظر شما چیست؟

۱۳. دامن پلیسه

دامن پلیسه یکی از انواع دامن زنانه

دامن پلیسه دامنی است با چند لایه پارچه که روی هم خوابیده‌اند. امکان دارد که این چین‌خوردگی‌ها از قسمت کمر دامن شروع شود یا تکه بالایی دامن از پلیسه‌ها جدا باشد؛ یعنی پلیسه‌های دامن به‌طور جداگانه به پارچهٔ بالای دامن دوخته شوند.

۱۴. دامن نامتقارن

دامن نامتقارن یکی از انواع دامن زنانه

یکی از انواع دامن‌های زنانه که متنوع و خاص به‌ نظر می‌رسد، دامن نامتقارن است. این نوع دامن‌ها در بخش پایینی خود، تقارن و نظمی ندارند؛ یعنی پایین دامن به‌جای لبه‌ای صاف و متقارن، در هر قسمتی ساز خود را می‌زند.

۱۵. دامن حبابی

دامن حبابی یکی از انواع دامن زنانه

دامن‌های حبابی هم طرح بسیار خاص و جالبی در میان مدل‌های دامن دارند. بالای لبهٔ این دامن‌ها حالت پُف و حباب دارد و زیر لبهٔ دامن با یک بند به‌طرف داخل لباس جمع می‌شود.

۱۶. دامن دوتکه

دامن دوتکه یکی از انواع دامن زنانه

دامن‌های دوتکه نیاز به شرح ندارند. این دامن‌ها شامل دو تکهٔ مجزا هستند که به هم دوخته شده‌اند. مثلا ممکن است پارچه از ناحیه کمر تا حوالی ران، به تکه پارچه‌ٔ دیگری با شکل‌های مختلف دوخته شود. بخش پایینی این نوع دامن مدل‌های گوناگونی دارد؛ مثلا ممکن است به‌شکل مدل‌های نامتقارن، گرد یا مثلثی به بخش بالایی دامن دوخته شود.

۱۷. دامن لاله

دامن لاله یکی از انواع دامن زنانه

اگر به دامن‌های لاله نگاهی بیندازید، خیلی زود و سریع متوجه می‌شوید که شباهت ساختار و فرم آنها به گل لاله، دلیل نام‌گذاری‌شان بوده است. این دامن‌ها در ناحیه ران پُف‌دار هستند و دو لبهٔ آنها روی هم قرار می‌گیرد.

۱۸. دامن چندتکه

دامن چند تکه یکی از انواع دامن زنانه

دامن‌های چندتکه هم از دوختن چند تکه پارچهٔ مختلف یا مشابه به‌ یکدیگر آماده می‌شوند؛ یعنی هم می‌توانید چند پارچهٔ مختلف را در برش‌هایی افقی به هم وصل کنید و هم می‌توانید پارچه‌ای مشابه را به چند تکه تقسیم کنید و در قالب تکه‌هایی به‌شکل افقی به هم بدوزید.

اندازه طول یا قد انواع دامن زنانه

قد و طول انواع انواع دامن زنانه

انتخاب قد دامن به عوامل مختلفی بستگی دارد؛ مثلا دلایل فرهنگی، سلیقهٔ شخصی، حالت اندام و بدن هر فرد و شکل و فرم دامن می‌توانند در اندازهٔ قد آن نقش داشته باشند. انواع دامن بر اساس طول عبارت‌اند از:

  • دامن خیلی کوتاه: این نوع دامن‌ها حدود ۲ تا ۳ سانتی‌متر زیر باسن قرار می‌گیرند. به‌طورکلی، طول این دامن‌ها حدود ۲۳ تا ۲۵ سانتی‌متر است.
  • دامن کوتاه: بلندی این دامن‌ها تا اواسط ران است.
  • دامن میدی یا متوسط: لبه این دامن‌ها در جایی میان فاصله زانو و قوزک پا قرار می‌گیرد.
  • دامن بلند یا ماکسی: لبهٔ این دامن‌ها به اواسط ساق پا یا پایین ساق پا می‌رسد و حدود ۲۰ سانتی‌متر با زمین فاصله دارند.
  • دامن‌های رسمی: لبهٔ دامن‌های رسمی تا زمین فقط ۲٫۵ سانتی‌متر فاصله دارند.
  • دامن‌های خیلی بلند: این دامن‌ها کاملا روی زمین کشیده می‌شوند.
  • دامن‌های کوکتل: لبهٔ این دسته از دامن‌ها هم در جایی میان زیر زانو تا بالای قسمت میانی ساق پا قرار می‌گیرند.

شما کدام مدل دامن را بیشتر می‌پسندید؟ به‌نظرتان، علاوه بر شکل اندام، چه عوامل دیگری در انتخاب دامن مناسب نقش دارند؟ اصلا به‌نظرتان لباس‌های زنانه و مردانه نوعی قرارداد ناگفته میان آدم‌ها هستند؟ امکان دارد روزی شکلشان به‌کلی عوض شود؟ مثلا ممکن است که برچسب زنانه و مردانه از آنها پاک شود؟

کتاب الکترونیکی دلبستگی

اگر می‌خواهید دلیل بسیاری از رفتارهای شریک عاطفی، یا حتی خودتان را در رابطه متوجه شوید، حتما این کتاب را بخوانید.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.